Lire Livre 6 L'histoire d'Imru' al-Qays qui était roi d'Arabie et d'une beauté extraordinaire, le Yusuf de son temps, et les femmes arabes, comme Zuleikha, étaient folles de lui. Et il était un poète au tempérament « Arrêtez-vous, nous pleurerons en nous souvenant d'une bien-aimée et d'un lieu de résidence. » Alors que toutes les femmes le cherchaient de tout leur cœur, oh merveille, pourquoi sa ghazal et ses lamentations ? Peut-être savait-il que toutes ces images n'étaient que des représentations gravées sur des planches de terre. Finalement, Imru' al-Qays fut pris d'un état où, au milieu de la nuit, il s'enfuit de son royaume et de sa famille, se cacha dans un vêtement grossier et alla d'une région à l'autre à la recherche de celui qui est purifié des régions : « Il réserve Sa miséricorde à qui Il veut » jusqu'à la fin. Verset 4005

M6:4005 — با کنایت رازها با هم‌دگر / پست گفتندی به صد خوف و حذر

با کنایت رازها با هم‌دگرپست گفتندی به صد خوف و حذر
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:4005

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با کنایه، رازهایشان را با یکدیگر / آهسته و با صدها ترس و پرهیز می‌گفتند. معنا: این بیت به ضرورت استفاده از زبان کنایه و رمز برای بیان حقایق عمیق اشاره دارد؛ حقایقی که باید با پرده‌پوشی و برای اهلش گفته شود تا از سوءاستفاده عوام در امان بماند.

شرح

این بیت، به زعم من، به ماهیت و جوهرهٔ نحوهٔ بیان حقایق عمیق می‌پردازد. کنایه در مثنوی مولانا صرفاً یک آرایهٔ ادبی یا شیوهٔ بلاغی نیست؛ بلکه در هستی‌شناسی عمیق او، زبان طبیعی جهان فرامحسوس، و خودِ گویشِ حقایق الهی و عرفانی است. همان‌طور که مولانا در این پاره می‌گوید، «رازها» را باید «با کنایت» گفت. چرا؟ زیرا زبان آسمان، زبان پیامبران و زبان عارفان، زبانی کنایی و مجازی است؛ ظاهری دارد و باطنی. اگر کسی که راز را نمی‌داند به ظاهر آن بسنده کند، همان معنای ظاهری را می‌فهمد؛ اما اهلِ راز از صورت عبور می‌کند و به مغز و معنای عمیق‌تر می‌رسد. مثال‌هایی که مولانا خود می‌آورد، مانند «دو پیراهن بیشتر پاره کردم» که کنایه از تجربه‌دارتر بودن است، یا «فلان کثیر الرماد» (خاکستر خانه‌اش بسیار است) که کنایه از مهمان‌نوازی است، همه همین ساختار را دارند.

این زبان کنایی و رمزی همان «منطق الطیر» یا «زبان مرغان» است که سلیمان نبی آن را می‌دانست و عرفا و واصلان با آن با یکدیگر سخن می‌گویند. غزالی هم در احیاء العلوم به این نکته اشاره کرده است. اما همیشه خطری در کمین است: خطر عوام‌الناس یا مدعیان کاذب که این زبان رمز را بدون فهم معنای واقعی‌اش به کار می‌برند. مولانا با هشداری جدی، این مدعیان را «دیوان» می‌نامد که «بر شبه سلیمان» ایستاده‌اند؛ یعنی خود را شبیه عارفان و سلیمان واقعی جلوه می‌دهند، اما تنها «علم مکرشان» را دارند و از «علمنا»ی الهی که به سلیمان عطا شد، بی‌بهره‌اند. اینان کسانی هستند که «لاف شیخی در جهان انداخته» و «طمطراق و سروری اندوختند» تا بی‌خبران را بفریبند.

مولانا ادامه می‌دهد که حقایق سیمرغان و جایگاهشان در «آن سوی قاف» را هر خیالی در نمی‌یابد. این حقایق از دسترس تصورات عادی بشر دورند. تنها آن خیالی به آنها دست می‌یابد که آن واقعه را «دید» و سپس گرفتار «فراق» شد. نکتهٔ بسیار ظریفی اینجاست که این فراق، نه فراقِ قطع و طرد، بلکه «فراق قطع بهر مصلحت» است. یعنی خداوند این سالک صاحب منقبت را از مقام خود نرانده، بلکه برای مصلحتی او را موقتاً از آن مرتبهٔ بلند جدا ساخته است. این فراق مصلحتی، خود سرچشمهٔ بسیاری از حکمت‌هاست. این پاره، مانند بسیاری از ابیات دفتر ششم مثنوی، مجمل و پیچیده است، و گاه احساس می‌شود که مولانا در این اواخر مثنوی، با همان روانی و بلاغت پیشین سخن نمی‌گوید؛ گویی خستگی و ضعفی بر طبع او مستولی شده است. با این همه، عمق معنا همچنان پابرجا و سترگ است.

نکات کلیدی

  • رازها را باید با زبان کنایه و رمز گفت، نه به صراحت و برای هرکس.
  • زبان کنایی، گویش طبیعی حقایق ماورایی و الهی است، نه صرفاً یک آرایهٔ ادبی.
  • اهل راز از ظاهر کنایه به معنای عمیق آن می‌رسند، اما عوام در ظاهر می‌مانند.
  • «منطق الطیر» یا زبان مرغان، کنایه از زبان رمزی عرفا و واصلان است.
  • مدعیان دروغین از زبان کنایی سوءاستفاده می‌کنند و به «دیو سلیمان‌نما» می‌مانند.
  • حقایق معنوی والا (مانند سیمرغ) برای عموم خیالات دست‌نیافتنی است.

Sources: d6-s89 · 00:48:35 d6-s89 · 00:52:14 d6-s89 · 00:58:38

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.