Dîvân de Shams› Ghazal 1538› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۳۸
- ندارم محرم این خواب جز تو تو بشنو ای شه ستارخویم
G1538:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 بر آن بودم که فرهنگی بجویم·که آن مه رو نهد رویی به رویم
- 2 بگفتم یک سخن دارم به خاطر·به پیش آ تا به گوش تو بگویم
- 3 که خوابی دیدهام من دوش ای جان·ز تو خواهم که تعبیرش بجویم
- 4 ندارم محرم این خواب جز تو·تو بشنو ای شه ستارخویم
- 5 بجنبانید سر را و بخندید·سری را که بداند مو به مویم
- 6 که یعنی حیله با من می سکالی·که من آیینه هر رنگ و بویم
- 7 مثال لعبتی ام در کف او·که نقش سوزن زردوز اویم
- 8 نباشد بیحیات آن نقش کو کرد·کمین نقشش منم درهای و هویم
ganjoor: sh1538 · public domain