Dîvân de Shams› Ghazal 1689› Distique 4 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۸۹
- دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم آن باز بازگونه چون مرغ درربودم
G1689:4
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم·چون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
- 2 صد بار جان بدادم وز پای درفتادم·بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
- 3 تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم·ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم
- 4 دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم·آن باز بازگونه چون مرغ درربودم
- 5 ای شعلههای گردان در سینههای مردان·گردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم
- 6 آن ساعت خجسته تو عهدها ببسته·من توبهها شکسته بودم چنانک بودم
- 7 عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شه·چون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم
ganjoor: sh1689 · public domain