Dîvân de Shams› Ghazal 1853› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۳
- سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
G1853:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من·از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
- 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان·شود جان خصم جان من کند این دل سزای من
- 3 سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او·شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
- 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان·چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من
- 5 یکی جامی به پیشم داشت و من از ناز گفتم نی·بگفتا نی مگو بستان برای من برای من
- 6 چو یک قطره چشیدم من ز ذوق اندرکشیدم من·یکی رطلی که شد بویش در این ره رهنمای من
ganjoor: sh1853 · public domain