Dîvân de Shams› Ghazal 2706› Distique 3 ← précédent · suivant →
Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۲۷۰۶
- بدان شرطی که با ما کژ نبازی وگر بازی تو با ما برنیایی
G2706:3
Votre langue
Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentaire sur ce distique
Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :
Le ghazal entier ↗
- 1 چه دلشادم به دلدار خدایی·خدایا تو نگهدار از جدایی
- 2 بیا ای خواجه بنگر یار ما را·چو از اصحاب و از یاران مایی
- 3 بدان شرطی که با ما کژ نبازی·وگر بازی تو با ما برنیایی
- 4 دغایانی که با جسم چو پیلند·سوار اسب فرهنگ و کیانی
- 5 پیاده گشته و رخ زرد ماندند·ز فرزین بند شاهان بقایی
- 6 چه بودی گر بدانستی مهی را·شکسته اختری در بیوفایی
- 7 وگر مه را نداند ماه ماه است·چگونه مه نه ارضی نی سمایی
- 8 که ارضی و سمایی را غروب است·فتد بیاختیارش اختفایی
- 9 ظهور و اختفای ماه جانی·به دست او است در قدرت نمایی
- 10 بسوز ای تن که جان را چون سپندی·به دفع چشم بد چون کیمیایی
- 11 که چشم بد به جز بر جسم ناید·به معنی کی رسد چشم هوایی
- 12 کناری گیرمش در جامه تن·که جان را زو است هر دم جان فزایی
- 13 خیالت هر دمی این جاست با ما·الا ای شمس تبریزی کجایی
ganjoor: sh2706 · public domain