Dîvân de Shams Ghazal 665 Distique 9 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۶۶۵

  1. مزن سیلی چنانک گیج گردم ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند

G665:9

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 خنک جانی که او یاری پسندد·کز او دوریش خود صورت نبندد
  2. 2 تو باشی خنده و یار تو شادی·که بی‌شادی دهان کس نخندد
  3. 3 تو باشی سجده و یار تو تعظیم·که بی‌تعظیم هرگز سر نخنبد
  4. 4 تو باشی چون صدا و یار غارت·چو آوازی به نزد کوه و گنبد
  5. 5 تو آدینه بوی او وقت خطبه·نه ز آدینه جدا چون روز شنبد
  6. 6 نگر آخر دمی در نحن اقرب·نظر را تا نجنباند نجنبد
  7. 7 خیالی خوش دهد دل زان بنازد·خیالی زشت آرد دل بتندد
  8. 8 بر او مسخره آمد دل و جان·گه از صله گه از سیلیش رندد
  9. 9 مزن سیلی چنانک گیج گردم·ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند
  10. 10 خمش تا درس گوید آن زبانی·که لا باشد به پیشش صد مهند
  11. 11 اگر گویی تو نی را هی خمش کن·بگوید با لبش گو ای مؤید

ganjoor: sh665 · public domain