Baca Kitab 1 Kisah pedagang dan burung beo, serta burung beo yang menumpahkan minyak di toko Bait 277

M1:277 — این زمینِ پاک و آن شوره‌ست و بد / این فرشتهٔ پاک و آن دیوست و دَد

این زمینِ پاک و آن شوره‌ست و بداین فرشتهٔ پاک و آن دیوست و دَد
Yang ini tanah subur, yang itu gersang dan buruk,Yang ini malaikat suci, yang itu iblis dan binatang buas.
Bait ini memperingatkan agar tidak tertipu oleh kemiripan lahiriah, karena kesamaan di permukaan dapat menyembunyikan perbedaan hakikat yang mendasar dan saling bertentangan.

M1:277

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این زمین پاک و حاصلخیز است و آن دیگری شوره‌زار و بد؛ این یکی فرشته‌ای پاک است و آن دیگری دیوی پلید و جانوری درنده. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که شباهت‌های ظاهری می‌توانند تفاوت‌های بنیادی و جوهری را پنهان کنند. نباید فریب ظاهر را خورد؛ همان‌طور که دو قطعه زمین یا دو انسان ممکن است در ظاهر شبیه باشند، اما در باطن کاملاً متفاوت و متضاد عمل کنند.

شرح

مولانا، این حکیم و شاعر بلندآوازه، پیوسته ما را به ژرف‌نگری و پرهیز از ظاهربینی فرامی‌خواند. این بیت یکی از تجلیات روشن این تعالیم است. آنجا که از دو گونه زمین، یکی پاک و دیگری شوره‌زار، و دو گونه وجود، یکی فرشته‌خو و دیگری دیوآسا، سخن می‌گوید، می‌خواهد به ما بفهماند که شباهت‌های ظاهری نباید ما را به قیاس‌های نادرست و حکم‌های غلط بکشاند.

من بارها گفته‌ام که بخش بزرگی از گمراهی‌های بشر از همین قیاس از خود و قیاس ظاهر به باطن ریشه می‌گیرد. آدمیان، پیامبران و اولیای حق را می‌بینند که «ما بشر، ایشان بشر»، همانند ما می‌خورند، می‌خوابند و در بازارها راه می‌روند، اما غافل از آنکه «هست فرقی در میان بی‌منتها». همچون «شیر» جنگل و «شیر» نوشیدنی که هم‌نام‌اند اما ماهیتشان فرسنگ‌ها فرق دارد؛ یا دو زنبور که از یک گل تغذیه می‌کنند اما یکی عسل می‌دهد و دیگری نیش می‌زند؛ و یا دو آهو که از یک آب و گیاه می‌نوشند و می‌خورند، اما از یکی مشک ناب پدید می‌آید و از دیگری سرگین.

این حکایت درون کارخانه‌ی وجود ماست. مولانا می‌گوید که آنچه انسان می‌خورد، صرفاً ماده‌ای خارجی نیست که به طرزی یکسان جذب شود. بلکه هر کس با «طبع» و «مزاج» و «کارخانه»ی درونی خود، همان خوراک را به محصولی متفاوت تبدیل می‌کند. یک انسان بخیل و حسود، همان خوراک را می‌گیرد و آن را به بخل و حسد بیشتر بدل می‌کند؛ گویا به خداوند می‌گوید «عمر بیشم ده که تا گه می‌خورم»! اما یک انسان عاشق و پاک، همان خوراک را جذب می‌کند و آن را به «عشق احد» و نور الهی تبدیل می‌سازد. قرآن نیز همین نکته را تأیید می‌کند که «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا»؛ قرآن برای مؤمنان شفا و رحمت است، اما برای ستمگران چیزی جز خسارت نمی‌افزاید. غذای واحد، دو نتیجه‌ی متفاوت.

لذا، این بیت «این زمین پاک و آن شوره‌ست و بد / این فرشتهٔ پاک و آن دیوست و دَد» خلاصه‌ای است از این حقیقت که در باطن موجودات، تفاوت‌هایی از زمین تا آسمان هست. ممکن است دو قطعه زمین از دور یکسان به نظر رسند، اما یکی حاصلخیز باشد و دیگری لم‌یزرع. ممکن است دو انسان شکل و شمایل مشابهی داشته باشند، اما یکی روحی فرشته‌گون و پاک داشته باشد و دیگری سیرتی شیطانی و درنده‌خو. آب شور و آب شیرین هر دو زلال و شفاف به نظر می‌رسند، اما «جز که صاحب ذوق کشناسد بیاب». این «ذوق» همان بصیرت باطنی است که ما را از فریب ظاهر می‌رهاند.

در همین راستا، مولانا به «سحر» و «معجزه» نیز اشاره می‌کند. هر دو عملی خارق‌العاده‌اند و در ظاهر ممکن است شبیه به نظر آیند، چنان که ساحران فرعون عصای خود را چون عصای موسی انداختند. اما «زین عصا تا آن عصا فرقی‌ست ژرف / زین عمل تا آن عمل راهی شگرف». یکی مکر و فریب است و دیگری جلوه‌ی قدرت الهی. عمل منافق و مؤمن در نماز و روزه نیز در ظاهر یکسان است، اما در باطن، یکی برای «استیض» و خودنمایی است و دیگری برای «نیاز» و بندگی. تفاوت در طینت، در نیت، و در کارخانه‌ی درون است که همه چیز را از هم متمایز می‌کند. از همین روست که باید از حاکمیت «طبع» بر «عقل» و «اختیار» حذر کرد، چرا که طبع به تقلید و ظاهربینی می‌کشد، همچون بوزینه‌ای که در مری (جدال) تنها به تقلید از ظواهر می‌پردازد و از فهم جوهر عاجز است.

نکات کلیدی

  • ظاهر، بازتابی کامل از باطن نیست؛ قیاس‌کردن بر اساس شباهت‌های سطحی خطرناک و گمراه‌کننده است.
  • ماهیت درونی افراد، 'کارخانه‌ی وجود' آن‌هاست که تجربیات واحد را به نتایج کاملاً متفاوتی تبدیل می‌کند.
  • پیامبران و اولیا در ظاهر 'بشر' هستند، اما باطن و سیرتشان فراتر از قیاس با انسان‌های عادی است.
  • بصیرت درونی (ذوق و شمّ عرفانی) لازم است تا بتوان آب پاک از آب شور و ذات فرشته‌گون از دیوصفتی را تشخیص داد.
  • وابستگی به 'طبع' و تقلید بی‌خردانه، آفت بزرگی است که انسان را از فهم حقیقت بازمی‌دارد و به 'بوزینه‌طبعی' می‌کشاند.

Sources: d1-s22 · 50:46 d1-s22 · 53:30 d1-s22 · 01:07:11

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.