Baca Kitab 6 Kisah para pencuri malam di mana Sultan Mahmud jatuh di antara mereka pada malam hari, 'Aku adalah salah satu dari kalian', dan ia mengetahui keadaan mereka, dan seterusnya Bait 2892

M6:2892 — بعد تو مرگیست با درد و نکال / خاصه بعدی که بود بعد الوصال

بعد تو مرگیست با درد و نکالخاصه بعدی که بود بعد الوصال
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:2892

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بعد از تو، مرگی با درد و مجازات است؛ خاصه جدایی‌ای که پس از تجربهٔ وصال باشد.

معنا: مولانا در این بیت از خداوند درخواست می‌کند که لذت وصال را پس نگیرد، زیرا جدایی پس از چشیدن طعم یگانگی، رنجی به مراتب تلخ‌تر و جانکاه‌تر از هر فراق دیگری است.

شرح

این بیت، از دعاهای نادر و شگفت‌انگیز مولاناست که در آن، جانِ او از بیم فراق و جدایی پس از وصال می‌لرزد. مولانا بی‌پرده از خداوند می‌خواهد که اگر یک بار طعم شیرین وصال را به او چشانده، آن را باز پس نگیرد و او را تلخ‌کام نکند. او تاکید می‌کند که فراق پس از وصال، به مراتب تلخ‌تر و جانکاه‌تر از فراق اولیه است؛ زیرا کسی که لذت یگانگی را چشیده باشد، تابِ دوری و دگرگونی حال را ندارد. این لرزش و نگرانی، دغدغهٔ مشترک همهٔ عارفان است؛ بیم آنکه مبادا راهی را که با رنج و جهد پیموده‌اند و به مقامی که رسیده‌اند، با لغزشی ناگهانی از دست بدهند. چنان‌که خود مولانا در جای دیگری می‌گوید: «به هوش باش که هنگام باد استغنا / هزار خرمن طاعت به نیم جو نخرند.» این عبارت نشان می‌دهد که عارف باید همیشه خود را در توکل بداند و همهٔ اندوخته‌های معنوی‌اش را معلول لطف خداوند بشمارد و هرگز فریفتهٔ گمان‌های خودخواهانه نشود.

همین مضمون را مولانا در غزلی دیگر با بیانی مؤثرتر بیان می‌کند: «ای خدا این وصل را هجران مکن / سرخوشان عشق را نالان مکن / بر درختی کاشیان مرغ توست / شاخ مشکن، مرغ را پران مکن / نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر / هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن.» این تضرع، نشان‌دهندهٔ عمق هراس او از وا پس گرفتن نعمت وصال است. واژهٔ «نکال» در بیت به معنای عقوبت و مجازات است؛ یعنی دوری از حق پس از وصال، خود بزرگترین درد و عقوبت است. مولانا در اینجا از موضع یک بندهٔ وفادار و اخلاقی سخن می‌گوید که با حفظ «روش» و «ادب» از خداوند می‌خواهد که در خلش و آزار او بی‌تفاوتی نکند. این موضع در تقابل با نگاه معمول مولاناست که «ادب عشق جمله بی‌ادبی‌ست» می‌دانست، اما در اینجا نیازمندی بندهٔ سالک و نگرانی او از سقوط، بر «بی‌ادبی عشق» غلبه کرده و او را به موضعی از دعا و طلب حفظ نعمت می‌کشاند. این درخواست را می‌توان در کنار دعاهای دیگری از مولانا، مانند «اتمم نورنا» در صحنهٔ قیامت، دسته‌بندی کرد که همگی بر تداوم و کمال نور و مواهب الهی تاکید دارند و بیم او را از زوال این نعمت‌ها آشکار می‌سازند.

نکات کلیدی

  • فراق بعد از وصال، رنجی مضاعف و جانکاه است که مولانا آن را از مرگ نیز بدتر می‌داند.
  • ترس از سقوط معنوی و از دست دادن مواهب الهی پس از نیل به وصال، دغدغهٔ مشترک همهٔ عارفان است.
  • مولانا در اینجا از موضع یک بندهٔ وفادار و اخلاقی دعا می‌کند، نه از جایگاه عاشقی که بی‌پروا همهٔ قواعد را می‌شکند.
  • حفظ وصال مستلزم تضرع و توکل دائمی به لطف خداوند و طلب تداوم آن است.

Sources: d6-s66 · 00:23:55 d6-s66 · 00:27:04 d6-s66 · 00:20:07

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.