Baca Kitab 6 Kepergian para pangeran ke wilayah ayah mereka setelah mengucapkan selamat tinggal kepada raja, dan raja mengulang kembali wasiatnya saat berpisah, dan seterusnya Bait 3669

M6:3669 — در مجاعت پس تو احول دیده‌ای / که یکی را صد هزاران دیده‌ای

در مجاعت پس تو احول دیده‌ایکه یکی را صد هزاران دیده‌ای
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3669

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در گرسنگی، تو خود احول (دوبین) شده‌ای، که یک چیز واحد را صد هزار دیده‌ای. معنا: این بیت با تمثیل گرسنگی و سیری می‌گوید، اگر انسان کثرات را می‌بیند، به دلیل نگاه دوبین خودش است، وگرنه حقیقت یکی است.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیشین، تمثیل نغز غذا و سیری را برای توضیح مفهوم یگانگی (وحدت) به کار می‌گیرد. او می‌پرسد: «در مجاعت پس تو احول دیده‌ای / که یکی را صد هزاران دیده‌ای». پیش از این بیت، مولانا اشاره می‌کند که «گونه‌گونی خوردنی‌ها صد هزار / جمله یک چیزند اندر اعتبار». استدلال او بسیار روشن و بی‌پیچیدگی است: همه خوراکی‌ها، با وجود ظاهر گوناگونشان، تنها یک هدف را دنبال می‌کنند، و آن رفع گرسنگی و سیر کردن انسان است. اگر کسی از یکی از این خوراکی‌ها کاملاً سیر شود، میل او به صدها طعام دیگر نیز از بین می‌رود و در دلش «سرد» می‌شود. این سیر شدن از یکی، گواه آن است که در واقع همه آنها در کارکرد و تأثیر، یک چیز بوده‌اند.

بنابراین، اگر کسی «یکی» را «صد هزاران» می‌بیند، نه از آن روست که واقعیت کثرت‌بنیاد است، بلکه از آن روست که خود او «احول» (دوبین) شده است. همان‌طور که چشم دوبین، یک شیء را دو تا می‌بیند و واقعیت را تحریف می‌کند، نفس احول نیز وحدت نهفته در پشت کثرات عالم را نمی‌بیند و جهان را پاره‌پاره و متکثر می‌پندارد. این «احولی» نه نقص جهان، بلکه کژی در بینش خود بیننده است. دیدن کثرت، در واقع خطایی‌ست در ادراک بیننده، نه نقصی در اصلِ واحدِ هستی.

این تمثیل عمیقاً با معرفت محوری مولانا در مثنوی همخوانی دارد: تأکید بر وحدت‌بخشی و گذر از کثرات. نفوس مطمئنه، آنهایی هستند که از صحنه جنگ و چندگانگی عبور کرده‌اند و در آشتی با خویشتن به وحدت رسیده‌اند؛ آشتی‌ای که بازتاب وحدت واجب‌الوجود است. چنین نفوسی دیگر «احول» نیستند، بلکه با دیده‌ای واحدنگر به جهان می‌نگرند و جز «یک باب» نمی‌بینند، حتی اگر «صد کتاب» در برابرشان باشد. این همان غایت سیر و سلوک است که انسان از توهم کثرت رهایی یابد و به «محراب» واحد مقصود برسد، زیرا همه «سنبل‌ها» از «یک دانه» برمی‌خیزند. این بینش توحیدی، که در اینجا با تمثیلی ملموس از زندگی روزمره بیان شده، جوهر نگاه مولانا به هستی و هدف نهایی طریق تصوف است.

نکات کلیدی

  • همه کثرات عالم در غایت و هدف، واحد هستند؛ تنها دید احول (دوبین) ماست که آنها را متعدد می‌بیند.
  • تشنگی و گرسنگی معنوی است که ما را وامی‌دارد به جای وحدت، کثرت ببینیم و به دنبال رفع نیازهای ظاهری متعدد باشیم.
  • وحدت‌بینی نتیجه سیری و رضایت درونی است؛ وقتی انسان از حقیقت سیر شود، دیگر به دنبال کثرات نمی‌رود.
  • عیب در دید ماست، نه در جهان. جهان یکپارچه است، اما نگاه تحریف‌شده ما آن را پاره‌پاره می‌بیند.

Sources: d6-s81 · 38:54 d6-s81 · 41:05 d6-s81 · 42:58

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.