Baca Kitab 6 Kepergian para pangeran ke wilayah ayah mereka setelah mengucapkan selamat tinggal kepada raja, dan raja mengulang kembali wasiatnya saat berpisah, dan seterusnya Bait 3670

M6:3670 — گفته بودیم از سقام آن کنیز / وز طبیبان و قصور فهم نیز

گفته بودیم از سقام آن کنیزوز طبیبان و قصور فهم نیز
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:3670

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما پیش‌تر دربارهٔ بیماری آن کنیز / و نیز دربارهٔ پزشکان و نارسایی فهمشان سخن گفته بودیم. معنا: این بیت یادآوری می‌کند که داستانِ پیشین دربارهٔ بیماری کنیزک، و نارسایی دانش پزشکان در درک علت واقعی آن بود و ما آن را پی گرفته بودیم.

شرح

در این بیت، مولانا اشاره‌ای می‌کند به داستان کنیز بیمار و شرح حال طبیبان، تا از این تمثیل پندِ خود را بر ما آشکار کند. او می‌خواهد این نکته را یادآوری کند که پزشکانی که برای درمان آن کنیز آمدند، در فهمِ علتِ واقعی بیماری او قاصر بودند؛ اما نه صرفاً به دلیل ناتوانی در تشخیص یک عارضهٔ جسمانی، بلکه به دلیل غفلت از یک حقیقت ژرف‌تر. اینجاست که مولانا تمثیل بلند و بلیغ «اسب بی‌عذار و سوار غیبی» را پیش می‌کشد. او می‌گوید: «کان طبیبان همچو اسب بی‌عذار / غافل و بی‌بهره بودند از سوار». اسب بی‌عذار یعنی اسبی که افسار ندارد، یا اینکه افسارش در دست اوست و او را می‌کشاند، اما خودِ اسب نمی‌داند که سواری بر پشتش نشسته و او را به هر سو که می‌خواهد، می‌برد. این اسب، فقط لگامی را می‌بیند که کامش را می‌فشارد و سم‌هایش را که از کوبیدن بر زمین مجروح می‌شوند؛ اما هرگز آن سوار چابک را که مهار او را در دست دارد، نمی‌بیند. این تمثیلِ دقیقِ حالِ طبیعت‌شناسانی‌ست که خود را «بندهٔ سبب» کرده‌اند و از «مکر یزدان محتجب» گشته‌اند.

من قویاً معتقدم که این همان بینش معرفت‌شناسانه و هستی‌شناسانه‌ای‌ست که مولانا در سراسر مثنوی بر آن تأکید دارد. طبیعت‌شناس یا طبیبی که فقط به علل ظاهری و طبیعی، به روابط افقی میان پدیده‌ها می‌نگرد، غافل از آن «سوار غیبی» است که زمامِ همهٔ هستی را در دست دارد. او فقط لگام و افسار را می‌بیند، اما ناظر بر تصرفات آن سوار دوست‌کام نیست که اسب را به این سو و آن سو می‌گرداند. این همان نکته‌ای‌ست که اشاعره و پیش از همه غزالی، در «تهافت الفلاسفه» خود بر آن انگشت گذاشتند و «علیت عرضی» را منکر شدند؛ یعنی اینکه پدیده‌ها فی‌نفسه علت و معلول یکدیگر نیستند، بلکه خداوند است که به عادت، پس از حضور علت، معلول را می‌آفریند. آتش پنبه را نمی‌سوزاند مگر به خواست خدا. مولانا نیز همین سخن را به زبان شعر بازگو می‌کند و می‌گوید که «جهان زمامش به دست کس دیگری‌ست». یعنی «جنبنده»ای هست، اما پشت آن، همواره «جنباننده‌ای» هست. این دیدگاه، نگاهِ محدود به علل مادی را نقد می‌کند و ما را فرامی‌خواند تا در پشت پردهٔ ظواهر، دست تدبیر و ارادهٔ پنهان را ببینیم.

این اندیشه، حتی در فلسفهٔ جدید هم با بیان دیگری بازتاب یافته است. کانت می‌گفت که تداوم و پیوستگی‌ای که ما در طبیعت می‌بینیم، چیزی نیست که از خود طبیعت بر ما آشکار شود؛ بلکه این ذهنِ ماست که این تداوم را بر آن تحمیل می‌کند. به عبارت دیگر، ما جهانی را می‌سازیم که می‌شناسیم. مولانا، البته از منظر عرفانی و توحیدی، چیزی شبیه به همین را می‌گوید؛ با این تفاوت که او این پیوستگی و جهت‌مندی را نه تنها ساختِ ذهن بشر، بلکه اِعمال قدرت و حکمت «سوار»ی می‌داند که بر پشت این اسب سرگردان (یعنی جهان و پدیده‌های آن) نشسته است. قصور فهم پزشکان و هر دانشمند دیگری نیز از همین‌جا ناشی می‌شود که «جنباننده» را نمی‌بینند و فقط به «جنبنده» و رفتارهای ظاهری آن بسنده می‌کنند. مثنوی به ما می‌آموزد که همواره به دنبال «جنباننده» باشیم، نه فقط «جنبنده».

نکات کلیدی

  • فهم کامل جهان مستلزم شناخت عامل غیبی و ارادهٔ پنهان الهی است، فراتر از علل ظاهری.
  • علم‌پژوهان و طبیبان تنها به ظواهر پدیده‌ها و علل مادی بسنده می‌کنند، غافل از «سوار غیبی» که زمام امور را در دست دارد.
  • چسبیدن به «علت»ها ما را از دیدن «مدبر» اصلی باز می‌دارد؛ این پرده‌ای از «مکر یزدان» است.
  • مولانا با نفی علیت عرضی و تأکید بر علیت طولی، دیدگاهی توحیدی دربارهٔ کارکرد جهان ارائه می‌دهد.
  • این جهان مانند اسبی است که توسط سواری ماهر هدایت می‌شود؛ قصور فهم آنجاست که تنها حرکت اسب را ببینیم و نه ارادهٔ سوار را.

Sources: d6-s81 · 42:58:00 d6-s81 · 51:56:00

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.