Baca Kitab 6 Kisah Bilal yang Mengucapkan “Ahad, Ahad” di Panas Terik Hijaz Karena Cinta kepada Mustafa a.s. di Pagi Hari Itu, Saat Tuannya yang Fanatik Yahudi Memukulnya dengan Duri di Bawah Sinar Matahari Hijaz, dan Darah Mengalir dari Tubuh Bilal. Dari Mulutnya Keluar “Ahad, Ahad” Tanpa Disengaja, Sebagaimana dari Orang-orang yang Kesakitan Lainnya Keluar Erangan Tanpa Disengaja, Karena Hatinya Penuh dengan Cinta. Dia Tidak Peduli untuk Menghilangkan Rasa Sakit Duri, Seperti Para Penyihir Firaun, Jirjis, dan Banyak Lagi yang Tak Terhitung. Bait 941

M6:941 — می‌خرامد بخت و دامن می‌کشد / نوبت توبه شکستن می‌زند

می‌خرامد بخت و دامن می‌کشدنوبت توبه شکستن می‌زند
✦ Render bait ini dalam Bahasa Indonesia

M6:941

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dari rekaman kuliah Masnavi-nya

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بخت خوش در ناز و عشوه گام برمی‌دارد و دامن خود را می‌کشد، و آواز دهل می‌زند که اکنون نوبت شکستن پیمان توبه است.

معنا: این بیت نشانه‌ای از غلبهٔ شادی و اقبال معنوی است که در پی آن، دیگر جایی برای توبه و خویشتن‌داری‌های سختگیرانه نیست؛ گویی بخت خوش چنان با شکوه می‌آید که تمام قید و بندهای گذشته را در هم می‌شکند.

شرح

این بیت در میان ابیاتی آتشین از مثنوی، در بستر سخن مولانا از عشق و نوروز می‌آید. مولانا در اینجا حالتی از غلبهٔ عشق و اقبال معنوی را ترسیم می‌کند که در آن، دیگر جای تقید به توبه‌های ظاهری و خویشتن‌داری‌های از سرِ زاهدانه نیست؛ بلکه زمان آن است که تمام این قیدوبندها شکسته شوند. بخت، یعنی همان اقبال و الطاف الهی، با وقار و دامن‌کشان می‌آید، چنانکه ورودش خود پیامی است برای رهایی از بندها.

من پیشتر هم گفته‌ام که مولانا سبک‌روح است؛ مثنوی او کتاب شادی است، نه غم. این ابیات، تجلی همین حقیقت است. توبه در این معنا، نه گناهی است که شکسته شود، بلکه مرحله‌ای است از سلوک که در برابر سیلاب عظیم عشق، دیگر تاب مقاومت ندارد. توبه متعلق به جایی است که هنوز نفس می‌خواهد با مجاهدت، خود را به پاکی رساند. اما وقتی سیلاب عشق از راه می‌رسد، همهٔ این سدها را در هم می‌شکند. اینجا، نه تنها شکستن توبه نقص نیست، بلکه عین کمال و تسلیم به قضای عشق است؛ همان‌گونه که مولانا می‌فرماید: «عاشقان در سیل تند افتاده‌اند / بر قضای عشق دل بنهاده‌اند.»

نوبت شکستن توبه زدن، یعنی اعلام آغاز مرحله‌ای تازه و فراتر در تجربهٔ معنوی. همانند نوروز که فصلی نو و سرشار از زندگی و طراوت است، اینجا نیز جانی نو به میدان آمده و تمام کدورت‌ها و انقباضات ناشی از توبه‌های خشک را با خود می‌برد. فرصتی است که «پاسبان» نفس یا عقل جزوی به خواب رفته و راه برای مستی و بی‌خویشتنی باز شده است. این خود گواه است که مولانا در مقام اوج خویش، نه اهل شکر است و نه اهل شکایت؛ بلکه در سیلاب عشق، تسلیمی محض دارد که حتی توبه را نیز از سر راه برمی‌دارد تا جایی برای بی‌خویشتنی و وصال مطلق باز شود.

نکات کلیدی

  • بخت، در اینجا نمادی از اقبال و الطاف معنوی است که با وقار و شکوه می‌آید.
  • اعلام «نوبت توبه‌شکستن» نشانه‌ای از غلبهٔ عشق و جذبهٔ الهی بر ریاضت‌های زاهدانه است.
  • شکستن توبه در این مقام، نه گناه است بلکه تسلیم به حالتی عالی‌تر از وصال و بی‌خویشتنی است.
  • این بیت تجلی روح سبک‌بال و شادمانهٔ مولاناست که از رنج و تقید رهایی می‌یابد.
  • سیلاب عشق، همهٔ قید و بندهای گذشته را در خود می‌برد و فرصتی برای مستی معنوی فراهم می‌آورد.
  • پاسبان (نفس یا عقل جزوی) به خواب می‌رود تا راه برای رهایی و وصل گشوده شود.

Sources: d6-s72 · 00:02:48 d6-s72 · 00:04:46 d6-s72 · 00:06:01

به زبانِ تو — Bahasamu · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.