Baca› Kitab 1› Bagian 55 ← sebelumnya · berikutnya →
بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را
Jawaban kelinci kepada hewan buruan
- M1:1014 گفت ای یاران حقم الهام دادمر ضعیفی را قوی رایی فتاد
- M1:1015 آنچ حق آموخت مر زنبور راآن نباشد شیر را و گور را
- M1:1016 خانهها سازد پر از حلوای ترحق برو آن علم را بگشاد در
- M1:1017 آنچ حق آموخت کرم پیله راهیچ پیلی داند آن گون حیله را
- M1:1018 آدم خاکی ز حق آموخت علمتا به هفتم آسمان افروخت علم
- M1:1019 نام و ناموس ملک را درشکستکوری آنکس که در حق در شکست
- M1:1020 زاهد ششصد هزاران ساله راپوزبندی ساخت آن گوساله را
- M1:1021 تا نتاند شیر علم دین کشیدتا نگردد گرد آن قصر مشید
- M1:1022 علمهای اهل حس شد پوزبندتا نگیرد شیر از آن علم بلند
- M1:1023 قطرهٔ دل را یکی گوهر فتادکان به دریاها و گردونها نداد
- M1:1024 چند صورت آخر ای صورتپرستجان بیمعنیت از صورت نرست
- M1:1025 گر بصورت آدمی انسان بدیاحمد و بوجهل خود یکسان بدی
- M1:1026 نقش بر دیوار مثل آدمستبنگر از صورت چه چیز او کمست
- M1:1027 جان کمست آن صورت با تاب رارو بجو آن گوهر کمیاب را
- M1:1028 شد سر شیران عالم جمله پستچون سگ اصحاب را دادند دست
- M1:1029 چه زیانستش از آن نقش نفورچونک جانش غرق شد در بحر نور
- M1:1030 وصف و صورت نیست اندر خامههاعالم و عادل بود در نامهها
- M1:1031 عالم و عادل همه معنیست بسکش نیابی در مکان و پیش و پس
- M1:1032 میزند بر تن ز سوی لامکانمینگنجد در فلک خورشید جان