Baca Kitab 5 Bagian 166 ← sebelumnya · berikutnya →

بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت

Panglima Perang Itu Menyesali Pengkhianatan yang Telah Dilakukannya dan Menyumpah Budak Wanita Itu Agar Tidak Menceritakan Apa yang Terjadi kepada Khalifah.

  1. M5:3896 چند روزی هم بر آن بد بعد از آنشد پشیمان او از آن جرم گران
  2. M5:3897 داد سوگندش کای خورشیدروبا خلیفه زینچ شد رمزی مگو
  3. M5:3898 چون بدید او را خلیفه مست گشتپس ز بام افتاد او را نیز طشت
  4. M5:3899 دید صد چندان که وصفش کرده بودکی بود خود دیده مانند شنود
  5. M5:3900 وصف تصویرست بهر چشم هوشصورت آن چشم دان نه زان گوش
  6. M5:3901 کرد مردی از سخن‌دانی سؤالحق و باطل چیست ای نیکو مقال
  7. M5:3902 گوش را بگرفت و گفت این باطلستچشم حقست و یقینش حاصلست
  8. M5:3903 آن به نسبت باطل آمد پیش ایننسبتست اغلب سخنها ای امین
  9. M5:3904 ز آفتاب ار کرد خفاش احتجابنیست محجوب از خیال آفتاب
  10. M5:3905 خوف او را خود خیالش می‌دهدآن خیالش سوی ظلمت می‌کشد
  11. M5:3906 آن خیال نور می‌ترساندشبر شب ظلمات می‌چفساندش
  12. M5:3907 از خیال دشمن و تصویر اوستکه تو بر چفسیده‌ای بر یار و دوست
  13. M5:3908 موسیا کشفت لمع بر که فراشتآن مخیل تاب تحقیقت نداشت
  14. M5:3909 هین مشو غره بدانک قابلیمر خیالش را و زین ره واصلی
  15. M5:3910 از خیال حرب نهراسید کسلا شجاعه قبل حرب این دان و بس
  16. M5:3911 بر خیال حرب حیز اندر فکرمی‌کند چون رستمان صد کر و فر
  17. M5:3912 نقش رستم که آن به حمامی بودقرن حمله فکر هر خامی بود
  18. M5:3913 این خیال سمع چون مبصر شودحیز چه بود رستمی مضطر شود
  19. M5:3914 جهد کن کز گوش در چشمت رودآنچ که آن باطل بدست آن حق شود
  20. M5:3915 زان سپس گوشت شود هم طبع چشمگوهری گردد دو گوش هم‌چو یشم
  21. M5:3916 بلک جمله تن چو آیینه شودجمله چشم و گوهر سینه شود
  22. M5:3917 گوش انگیزد خیال و آن خیالهست دلالهٔ وصال آن جمال
  23. M5:3918 جهد کن تا این خیال افزون شودتا دلاله رهبر مجنون شود
  24. M5:3919 آن خلیفه گول هم یک چند نیزریش گاوی کرد خوش با آن کنیز
  25. M5:3920 ملک را تو ملک غرب و شرق گیرچون نمی‌ماند تو آن را برق گیر
  26. M5:3921 مملکت کان می‌نماند جاودانای دلت خفته تو آن را خواب دان
  27. M5:3922 تا چه خواهی کرد آن باد و بروتکه بگیرد هم‌چو جلادی گلوت
  28. M5:3923 هم درین عالم بدان که مامنیستاز منافق کم شنو کو گفت نیست