Leggi Libro 1 La storia del droghiere e del pappagallo, e come il pappagallo versò l'olio nel negozio Distico 266

M1:266 — کارِ پاکان را قیاس از خود مگیر / گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر

کارِ پاکان را قیاس از خود مگیرگرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:266

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اعمال پاکان را با اعمال خودت قیاس نکن، گرچه در نوشتن «شیر» و «شیر» یکی می‌نماید. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که مبادا ظاهر اعمال پاکان و اولیای حق را با اعمال عادی خودمان یکسان بینگاریم؛ زیرا باطن و سیرت آن‌ها فراتر از قیاس‌های ماست، درست مانند دو واژه هم‌نگار «شیر» (حیوان) و «شیر» (نوشیدنی) که معنای کاملاً متفاوتی دارند.

شرح

مولانا در این بیت و داستانی که پیش از آن آورده، یعنی داستان طوطی بقال، یکی از کلیدی‌ترین خطاهای شناختی انسان، یعنی «قیاس خودی» را برای ما روشن می‌کند. قیاس کردن اعمال پاکان و اولیای حق با اعمال خودمان، خطایی مهلک است؛ چرا که ما معمولاً باطن و نیّت دیگران را با سنجیدن به ظواهر و نیت‌های خود می‌سنجیم و از ژرفای وجود آن‌ها غافل می‌مانیم.

داستان طوطی بقال به زیبایی این مغالطه را به تصویر می‌کشد: طوطی‌ای که به جرم ریختن روغن، کچل شده بود، وقتی قلندری سرتراشیده را می‌بیند، از روی قیاس خودی فریاد می‌زند: «تو مگر از شیشه روغن ریختی؟» او تنها علت کچلی را همان اتفاقی می‌داند که بر خودش گذشته و نمی‌تواند تصور کند که کچلی قلندر دلایل دیگری —مثلاً ریاضت و طریقت خاص — داشته باشد. این همان خطای «قیاس علت معلول» است؛ مغالطه‌ای که ما را از درک علل گوناگون یک پدیده بازمی‌دارد. انسان‌ها نیز همچون طوطی، در مواجهه با اعمال و احوال اولیا و پیامبران، آن‌ها را بر اساس تجربیات و ظرفیت‌های خودمان تفسیر می‌کنیم و به ورطه گمراهی می‌افتیم.

مولانا با مثال «شیر و شیر» (shīr و shīr) این نکته را عمیق‌تر می‌کند. این دو واژه که یکی به معنای حیوان درنده (شیر) و دیگری به معنای نوشیدنی (شیر) است، در ظاهر نگارش یکسان‌اند اما در معنا و مصداق فرسنگ‌ها فاصله دارند. درست مانند انسان‌ها؛ ظاهراً همه بشرند، می‌خورند و می‌خوابند، اما سیرت‌ها و باطن‌ها از زمین تا آسمان متفاوت است. این همان نکته‌ای است که قرآن نیز در نقد منکران انبیا می‌گوید: «ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق» (این رسول را چه شده که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟). این ظاهرگرایی، مردم را از باطن بی‌کران پیامبران و اولیا غافل کرده است.

این تمایز به عمق وجود انسان‌ها بازمی‌گردد. مولانا از مثال زنبورها (یکی نیش می‌زند، دیگری عسل می‌دهد)، آهوها (یکی سرگین می‌دهد، دیگری مشک ناب) و نیشکرها (یکی خالی و آن دیگری پرشکر) بهره می‌گیرد تا نشان دهد که چگونه ورودی‌های واحد، در طبیعت‌های متفاوت، خروجی‌های کاملاً مختلفی ایجاد می‌کنند. در مورد انسان نیز همین‌گونه است: یک نفر از خوراک، بخل و حسد می‌زاید و دیگری از همان خوراک، عشق احد. این یعنی شخصیت و باطن آدمی تعیین‌کننده است که چه چیزی از جهان دریافت کند و چگونه آن را تبدیل کند. به قول امام سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق، عمر زمانی مطلوب است که صرف طاعت شود و هرگاه مرتع شیطان گشت، بهتر است که جان گرفته شود. خوراک زمانی پاک است که به حسن و پاکی مدد رساند، وگرنه تنها رذالت‌ها را تقویت می‌کند. این همان نكته‌ای است که قرآن درباره خودش می‌گوید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا»؛ یک کلام، اما شفایی برای مؤمن و خسارتی برای ظالم.

این نگاه ما را به تفاوتی ژرف میان «سحر» و «معجزه» نیز می‌رساند. ظاهر هر دو ممکن است شبیه به خرق عادت باشد، اما یکی مکر و چشم‌بندی است و دیگری تجلی قدرت الهی؛ «زین عصا تا آن عصا فرقی‌ست ژرف». این بیت تأکیدی قاطع است بر اینکه در مسیر معرفت، از ظاهربینی باید پرهیز کرد و همواره به دنبال باطن و حقیقت بود.

نکات کلیدی

  • اعمال پاکان را با مقیاس‌های شخصی خود نسنجید؛ ظاهرگرا نباشید.
  • هر معلول می‌تواند علت‌های گوناگون داشته باشد؛ از خطای قیاس خودی بپرهیزید.
  • همانند دو واژه «شیر و شیر»، ظاهر یکسان به معنای باطن یکسان نیست.
  • باطن و سیرت انسان‌ها، نوع تبدیل ورودی‌ها (غذا، کلام) به خروجی‌ها (عشق یا حسد) را تعیین می‌کند.
  • درک نادرست از اعمال اولیا، ریشه در عدم تمایز میان ظاهر و باطن دارد.

Sources: d1-s22 · 32:53:00 d1-s22 · 50:46:20 d1-s22 · 53:30:40

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.