Leggi› Libro 1› Il califfo accetta il regalo e ricompensa con estrema indifferenza a quel regalo e a quella brocca› Distico 2914
M1:2914 — لطف سبزه جزو لطف گل بود / بانگ قمری جزو آن بلبل بود
M1:2914
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
پدیدههای زیبای گوناگون در جهان، مانند سبزه و قمری، در واقع جلوههایی جزئی از یک زیبایی کل و یک حقیقت واحد هستند، همانطور که سبزه و گل هر دو زیبایی یک باغ را میسازند.
مولانا در ابیات پیشین توضیح میدهد که علت انکار و اختلاف در میان آدمیان، ناشی از نگاه جزئینگر آنهاست. جهان هستی یک «کل» واحد است، اما از «جزء»های بیشمار و گوناگون تشکیل شده است. این بیت برای روشن کردن این ایده دو مثال زیبا از طبیعت میآورد.
مثال اول: «لطف سبزه جزو لطف گل بود». در یک باغ، زیبایی سبزه از زیبایی گل جدا نیست؛ هر دو با هم زیبایی کل باغ را میسازند. طراوت و سرسبزی چمن، زمینهای است که شکوه و رنگارنگی گل را بیشتر به چشم میآورد. پس این دو، جلوههای مختلف یک «لطف» یا زیبایی واحد هستند.
مثال دوم: «بانگ قمری جزو آن بلبل بود». در اینجا «بلبل» نماد خوانندهی اصلی و کامل، یعنی نماد حقیقت یکتا و کل است و «قمری» نماد یک جلوهی جزئی از آن حقیقت. آواز قمری، با آنکه از آواز بلبل متفاوت است، اما در نهایت هر دو نغمهای از موسیقی کل هستی هستند. گویی آوازهای مختلف پرندگان، بخشهایی از یک سرود بزرگ و واحدند.
پیام اصلی این بیت، دعوت به یک نگاه وحدتگراست. مولانا میگوید اگر با چشم کلنگر به پدیدهها نگاه کنیم، تفاوتها و کثرتها را نه به عنوان اموری متضاد، بلکه به عنوان جلوههای هماهنگ و متنوع یک حقیقت واحد خواهیم دید.
- لطف
- در اینجا به معنی زیبایی، طراوت، دلپذیری
- جزو
- جزء، بخش، پارهای از
- قمری
- پرندهای خوشآواز شبیه کبوتر، یاکریم
- بانگ
- آواز، صدا، فریاد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.