Leggi Libro 1 Il califfo accetta il regalo e ricompensa con estrema indifferenza a quel regalo e a quella brocca Distico 2915

M1:2915 — گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب

گر شوم مشغول اشکال و جوابتشنگان را کی توانم داد آب
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:2915

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر درگیر ایرادگیری و پاسخ‌گویی به پرسش‌ها شوم، چگونه می‌توانم به تشنگان آب برسانم؟ معنا: مولانا بر این باور است که وظیفه اصلی‌اش رساندن آب معرفت به جان‌های تشنه است و اگر وقت خود را صرف مباحثات نظری و پاسخ به اشکالات کند، از این مأموریت اصلی باز می‌ماند.

شرح

من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که تجربهٔ عرفانی، از جنس دانشی نیست که بخواهد در محک آزمایش تجربی یا برهان فلسفی به اثبات برسد. مولانا، در سخنی بلیغ و قاطع، این حقیقت را با مثالی روشن بیان می‌کند: همان‌گونه که کسی از آفتاب نمی‌پرسد به چه دلیل روشن است، تجربهٔ عرفانی نیز دلیل خویش است. نور خود را می‌تاباند و اگر چشمی برای دیدن باشد، آن را می‌بیند. حال، اگر کسی با این ادعاها و تجربیات مواجه شود و به اشکال‌تراشی و پرسش‌های صرفاً منطقی بپردازد، پاسخ مولانا چیست؟ او به صراحت می‌گوید: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب؟» این بیت، رسالت اصلی عارف و سالک را به وضوح ترسیم می‌کند. وظیفهٔ مولانا، سقایی است؛ آب رساندن به جان‌های تشنه‌ای که از خشکیِ استدلال‌های صرف و براهین عقل‌گرا به ستوه آمده‌اند. او مأمور است که آب زلال معرفت را به کام تشنگان بریزد. اگر بنا باشد هر قدمی که برمی‌دارد و هر جامی که می‌نوشاند، موضوع بحث و جدل نظری و فلسفی شود، از اصلِ کار باز می‌ماند. این سخن به معنای انکار خرد و برهان نیست، بلکه به معنای آن است که هر حوزه‌ای مقتضیات خود را دارد. تجربه‌های اشراقی، خودشان دلیلِ خودشان هستند؛ هم ادعای‌اند و هم دلیلِ آن ادعا. برای کسانی که خود این راه را نرفته‌اند و طعم این آب را نچشیده‌اند، راهی جز اعتماد به سخن عارف نیست. اعتماد به کسی که می‌گوید من چیزی را دیده‌ام که شما در پی دلیل بر آن هستید. راه وصول به این حقایق، یا تجربهٔ شخصی است یا اعتماد و تبعیت از آنکه تجربه کرده است. این رویکرد، در تقابل با سنت فلسفی و کلامی قرار می‌گیرد که همواره در پی اثبات و احتجاج است، در حالی که عرفان مسیری از جنس کشف و مشاهده را پیش می‌کشد.

نکات کلیدی

  • وظیفه عارف، سقایی تشنگان حقیقت است، نه جدل فکری و پاسخ به اشکالات صرفاً منطقی.
  • تجربه‌های عرفانی خودبسنده و خود-دلیل‌اند؛ نیازی به اثبات بیرونی از طریق برهان یا تجربه حسی ندارند.
  • پرداختن به اشکالات منطقی، مانع رساندن فیض و آب حیات معنوی به جان‌های مستعد است.
  • راه عرفان، راه اعتماد به شاهدان حقیقت و تجربهٔ شخصی است، نه برهان و استدلال صرف.

Sources: d1-s32 · 26:26:20 d1-s32 · 27:09:00 d1-s32 · 28:27:40

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.