Leggi Libro 1 La storia del droghiere e del pappagallo, e come il pappagallo versò l'olio nel negozio Distico 318

M1:318 — روی هر یک می‌نگر می‌دار پاس / بوکْ گردی تو ز خدمت روشناس

روی هر یک می‌نگر می‌دار پاسبوکْ گردی تو ز خدمت روشناس
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:318

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به هر صورتی که می‌نگری، آگاه باش و مراقبت کن؛ باشد که تو نیز از طریق خدمتگزاری (به حق)، به حقیقت‌شناس و اهل بصیرت بدل شوی. معنا: مولانا در این بیت به اهمیت بصیرت و تمییز در راه سلوک اشاره می‌کند و از سالک می‌خواهد که با چشم باز به اطرافیان و مدعیان بنگرد تا با خدمتگزاری حقیقی، خود به شناختی عمیق از حقایق دست یابد.

شرح

«روی هر یک می‌نگر می‌دار پاس / بوکْ گردی تو ز خدمت روشناس»

این بیت دعوتی است به بصیرت‌ورزی و تیزبینی در طریق معرفت. پیش از این، من از "حیرت" سخن گفتم؛ حیرتی که پشت به معشوق نمی‌کند، بلکه حیرتِ غرق‌شدن در اوست. مولانا با بیان والای خود، از دو گونه "روی" سخن می‌گوید: یکی آنکه "روی او شد سوی دوست" – یعنی رو به سوی حق دارد، و دیگری "روی او خود روی اوست" – که خود او، جلوه‌ای از حق شده است. پیامبران و اولیا را می‌توان از این دسته دوم دانست؛ کسانی که در حدیث قدسی آمده است: «من رآنی فقد رأی الحق»، یعنی هر که مرا دید، حق را دیده است. این عین سخن مولاناست که «چون مرا دیدی، خدا را دیده‌ای».

پس این "حیرت" که کار دین است، نه جهل و بی‌خبری است که در آن پشت به حق کرده باشیم، بلکه غرقگی و سرمستی در اوست. اما، اینجاست که مولانا با همین تعبیر "روی هر یک می‌نگر" به ما هشدار می‌دهد. این نگاه، نگاهی سطحی نیست؛ نگاهی است که باید "پاس" نگاه داشته شود، یعنی با مراقبت و دقت فراوان همراه باشد. این مراقبت برای چیست؟ برای آنکه در این دریای پر تلاطم مدعیان و رهبران دروغین، راه از بیراهه تمییز داده شود.

خدمت، کلید "روشناس" شدن است. "خدمت" در اینجا صرفاً خدمت جسمانی نیست، بلکه سلوک عاشقانه، ریاضت‌های معنوی، و همت گماردن به طریق حقیقت است. با این خدمت است که آدمی خود دارای نوری می‌شود، نوری درونی که به او قابلیت "روشناس"ی می‌دهد؛ یعنی او را قادر می‌سازد تا آن روی حقیقی را از روی دروغین بازشناسد. این خدمت، چشم دل را می‌گشاید و بصیرتی به سالک می‌بخشد که فراتر از ادراکات حسی و عقل جزئی است.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، در بیتی دیگر هشدار خود را جدی‌تر می‌کند: «چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست». این بیان نشان می‌دهد که ضرورت "پاس داشتن" و "روشناس شدن" تا چه اندازه حیاتی است. سالکان باید در تشخیص هادیان راستین و شیادان ظاهرالصلاح بسیار محتاط باشند. بسیاری از آنان که مدعی‌اند روی‌شان روی خداست و دستشان دست خداست، در حقیقت صیادانی هستند که با بانگ صفیر مرغ، مرغان ساده‌لوح را به دام می‌اندازند. این مکانیزم فریبکاری در طول تاریخ بارها تکرار شده است. بنابراین، کلام مولانا هم دعوتی است به معرفت و قرب، و هم انذاری جدی در باب perils این مسیر. اینجاست که نقش "روشناس" شدن، نه یک فضیلت جانبی، که شرط بقا و وصول در طریق حقیقت است.

نکات کلیدی

  • بصیرت درونی برای تشخیص راهبران معنوی حقیقی از دروغین حیاتی است.
  • "حیرت" حقیقی در دین، غرق شدن در معشوق است، نه روی گرداندن از او.
  • برخی انسان‌ها (پیامبران و اولیا) چنان در حق فانی می‌شوند که روی آنان، خود روی حق می‌گردد.
  • خدمتگزاری راستین و سلوک معنوی، کلید دستیابی به بصیرت و "روشناس"ی است.
  • هشدارهای مولانا درباره "ابلیس آدم‌روی"، اهمیت تشخیص را دوچندان می‌کند.

Sources: d1-s24 · 00:46:06 d1-s24 · 01:23:43 d1-s24 · 01:25:59

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.