Leggi Libro 1 Come il re si innamorò della schiava malata e cercò di curarla Distico 42

M1:42 — کوزه بودش آب می‌نامد بدست / آب را چون یافت خود کوزه شکست

کوزه بودش آب می‌نامد بدستآب را چون یافت خود کوزه شکست
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M1:42

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کوزه‌ای در اختیار داشت اما آب به دستش نمی‌آمد؛ وقتی آب را یافت، خود کوزه شکست. معنا: این بیت به ناتمام ماندن آرزوها و ناکامی‌های ذاتی جهان اشاره دارد، که در آن هرگاه چیزی به دست آید، چیز دیگری از دست می‌رود یا از بین می‌رود.

شرح

این بیت، همراه با ابیات هم‌جوار خود در مثنوی، تصویرگر «ناکامی‌های دنیا» است که مولانا از خلال داستان پادشاه و کنیزک به آن می‌پردازد. این نه تنها یک ضرب‌المثل، بلکه یک حقیقت عمیق وجودشناختی را بیان می‌کند: آدمی در این عالم هرگز نمی‌تواند از همه چیز برخوردار باشد. هر آنچه را که به چنگ می‌آورد، همزمان چیز دیگری را از دست می‌دهد؛ این فقدان گاه آشکار است و گاه پنهان.

همان‌طور که استاد خودم می‌فرمودند، «این دیوار همیشه دو سه تا خشتش خرابه.» دنیا به گونه‌ای ساخته نشده است که آمال و آرزوهای تمام و کمال ما را برآورده سازد. کسانی هستند که هم ثروت می‌طلبند، هم شهرت؛ هم قدرت می‌خواهند و هم نام نیک؛ هم دنیا را می‌خواهند و هم آخرت را؛ هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را. اما مولانا با قاطعیت می‌گوید که «این دنیا اینجوری نیست.» همه چیز با هم جمع نمی‌شود. این حکم یک قانون است، نه یک استثنا.

پیام اصلی این بیت، دعوت به «قناعت» است؛ نه به معنای فقر و محرومیت، بلکه به معنای واقع‌بینی و پذیرش محدودیت‌های ذاتی هستی. باید به یکی دو چیز قانع بود؛ چرا که زیاده‌خواهی در این عالم جز به ناکامی نمی‌انجامد. کوزه و آب نمادی روشن از این حقیقت‌اند: گاه ابزار هست اما هدف دور است، و گاه هدف نزدیک می‌شود اما ظرفیت نگهداری آن از میان می‌رود. این سرنوشت محتوم دنیای مادی است که در آن وصال کامل و بی‌نقص وجود ندارد و همیشه نقصی در کار است. این درسی بنیادین است برای شناختن سرشت فانی و شکننده‌ی آرزوها در این سرای گذرا.

نکات کلیدی

  • جهان مادی به گونه‌ای سرشته شده که همهٔ آرزوها را یکجا برآورده نمی‌کند.
  • هر کامیابی در این دنیا اغلب با از دست دادن چیزی دیگر همراه است، چه آشکار و چه پنهان.
  • زیاده‌خواهی و طلب کمال مطلق در این عالم به ناکامی و سرخوردگی می‌انجامد.
  • مولانا با این تمثیل، انسان را به قناعت و واقع‌بینی در مواجهه با محدودیت‌های هستی فرا می‌خواند.
  • شناخت ماهیت شکننده و ناپایدار لذایذ دنیوی از مسیرهای کلیدی رسیدن به بصیرت است.

Sources: d1-s13 · 00:27:05

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.