Leggi Libro 6 Ritorno alla storia del malato Distico 1333

M6:1333 — تهلکه‌ست این صبر و پرهیز ای فلان / خوش بکوبش تن مزن چون دیگران

تهلکه‌ست این صبر و پرهیز ای فلانخوش بکوبش تن مزن چون دیگران
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:1333

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای فلانی، این صبر و پرهیز خود هلاکتی است؛ خوب بکوبش، همچون دیگران کوتاهی مکن. معنا: این بیت، توجیه یک بیمار برای دست‌یازیدن به خشونت و عمل‌کردن به هوس‌هایش است، با این ادعا که خویشتن‌داری و بردباری برای او خطرناک است.

شرح

این بیت، در متن داستانی عمیق و پرمغز از مثنوی جای می‌گیرد که مولانا در آن به روایت رویارویی یک درویشِ صوفی با بیماری رنجور می‌پردازد. شخص رنجور، که بیمارِ «دق» است، در توجیه اقدام خشونت‌آمیز خود، یعنی سیلی‌زدن به صوفی، استدلالی ارائه می‌دهد که در این بیت خلاصه شده است. او ادعا می‌کند که طبیب به وی توصیه کرده است که اگر آرزوها و هوس‌های خود را ارضا نکند، جان می‌سپارد؛ لذا، هرگونه «صبر و پرهیز» (شکیبایی و خویشتن‌داری) را «تهلکه» و مایهٔ هلاکت خود می‌شمارد. از این رو، با قاطعیت می‌گوید: «خوش بکوبش»، یعنی این صبر و پرهیز را به خوبی درهم بشکن، یا آنکه هر آنچه سدّ راه هوس من است را بکوب و محو کن. تأکید او بر «تن مزن چون دیگران»، نشان‌دهندهٔ این است که او نمی‌خواهد همچون دیگران از هوس‌های خود عقب‌نشینی کند.

در نگاه مولانا، این سخنِ رنجور، نه یک توصیهٔ عرفانی، بلکه پرده‌برداری از یک بیماری عمومی در جان آدمی‌ست. مولانا در ابیات بعدی به‌روشنی بیان می‌کند که «خلق رنجور دق و بیچاره‌اند»، یعنی بسیاری از مردم به نوعی بیماری روحی مبتلا هستند که ایشان را «بیچاره» و درمانده می‌سازد. از منظر او، این حالت رنجوری، آنان را مستعد «خدع دیو» (فریب شیطان) می‌کند و در نتیجه، «سیلی‌باره» می‌شوند؛ به این معنا که با کوچک‌ترین تحریک یا بهانه، آمادهٔ آسیب‌رساندن و سیلی‌زدن به دیگرانند. این سیلی‌بارگی، گاه از خشم و بی‌خویشتنی برمی‌خیزد و گاه از هوس مردم‌آزاری و سادیسم پدید می‌آید، و جملگی «خدع دیو» است.

مولانا بر این نکته تأکید می‌کند که این «رنجوران»، «در ایذای بی‌جرمان حریص» هستند و «در قفای همدگر جویان نقیص». یعنی با ولعی بیمارگونه به آزار بی‌گناهان می‌پردازند و پیوسته در پی یافتن عیب و نقص در دیگرانند، در حالی که از دیدن عیوب خود غافل‌اند. اینجاست که مولانا با لحنی پرسشگرانه و بیدارکننده می‌گوید: «ای زنندهٔ بی‌گناهان را قفا / در قفای خود نمی‌بینی چرا؟» این پرسش، دعوت به خودنگری عمیق است و یادآور سخن ارزشمند امام علی (ع) که: «طوبی من شغله عیبه عن عیوب غیره»، خوشا به حال آن کس که عیب‌های خودش او را از پرداختن به عیوب دیگران بازمی‌دارد. مولانا با این داستان و شرح آن، تلنگری می‌زند بر این توجیهات نفسانی و نادیده‌گرفتن عیوب خویشتن در حالی که دیگران را مورد آماج قرار می‌دهیم.

نکات کلیدی

  • این بیت، نمادی از وارونه‌بینی انسانِ گرفتار هوس است که صبر و خویشتن‌داری را به جای فضیلت، «تهلکه» می‌شمارد.
  • مولانا نشان می‌دهد که توجیهات نفسانی برای خشونت و آزار، ریشه در «خدع دیو» و بیماری‌های روحی دارد.
  • بسیاری از مردم همچون این «رنجور»، مستعد سیلی‌زدن به دیگران و عیب‌جویی از آنان هستند.
  • بیت دعوتی است به خودنگری؛ اینکه پیش از جستن عیب در دیگران، نقص‌های خود را ببینیم.

Sources: d6-s27 · 10:31:22 d6-s27 · 11:00:22

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.