Leggi Libro 6 La saggezza nella frase: 'Pongo un vicario sulla terra' (Corano 2:30) Distico 2159

M6:2159 — چون درازی جنگ آمد ناخوشش / فیصل آن هر دو آمد آتشش

چون درازی جنگ آمد ناخوششفیصل آن هر دو آمد آتشش
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2159

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون دراز شدن جنگ، بر هر دو طرف (ابراهیم و نمرود) ناگوار و ناخوشایند گشت، آتش داور و فیصله‌بخشِ آن دو شد. معنا: مولانا می‌گوید وقتی نبرد میان ابراهیم و نمرود طولانی و طاقت‌فرسا شد، آتش به عنوان داور نهایی برای فیصله دادن به این نزاع انتخاب شد.

شرح

این بیت از آن بخش‌های مثنوی‌ست که مولانا تضاد را، این درگیری‌های ازلی و ابدی را، در بستر تاریخ به تصویر می‌کشد و نهایتاً اینها را تجلی‌ای می‌داند که به معرفت الهی می‌انجامد. من بارها گفته‌ام که تاریخ برای مولانا، صحنهٔ ظهور و بروز حق و باطل است، و این تضاد و تقابل است که در نهایت به حقیقت‌نمایی می‌انجامد. اینجا سخن از نبرد ابراهیم خلیل‌الله و نمرود است؛ جنگی که از نظر مولانا، همانند نزاع هابیل و قابیل و فرعون و موسی، نه تنها یک واقعهٔ تاریخی صرف نیست، بلکه ریشه‌ای در ساختار هستی دارد.

وقتی جنگ میان ابراهیم و نمرود به درازا کشید و بر هر دو طرف ناگوار و نامطلوب شد، دیگر داوری زمینی و بشری کارگر نبود. در اینجا، داوری از جنس دیگری بود؛ داوری‌ای که از عالم غیب می‌آمد. آتش، که خود ابزار عذاب نمرودیان بود، به حکم الهی، میانجی و فیصله‌بخش این نزاع شد. ابراهیم به آتش افکنده شد، اما آتش برای او «برداً و سلاماً» گشت و ذره‌ای به او گزندی نرساند. این همان نقطه‌ای‌ست که حقانیت ابراهیم برای همگان عیان شد و باطل نمرودی رسوا گشت. آتش در اینجا صرفاً یک عنصر طبیعی نیست؛ او در حقیقت یک «نکر» و خادم الهی‌ست، یک نیروی قاهرهٔ ماورایی که برای حل مشکل و آشکار ساختن حق، به کار گرفته می‌شود. مولانا این واقعه را شاهدی بر این می‌آورد که خداوند از طریق نیروهای طبیعی و با دست غیب، به جنگ‌ها و نزاع‌های تاریخی خاتمه می‌دهد و حق را از باطل جدا می‌کند.

نباید فراموش کرد که این داستان‌ها، هرچند در بستر تاریخ روایت می‌شوند، اما پیام نهایی مولانا همواره این است که این تضادها تنها در بیرون از ما نیستند. موسی و فرعون، ابراهیم و نمرود، همه در درون خود ما نیز حضور دارند. این مبارزهٔ درونی حق و باطل است که انسان را به معرفت عمیق‌تر وجودی می‌رساند. آتش بیرونی، مظهر آتشی است که باید درون ما نیز برافروزد تا حقایق نهفته در وجودمان آشکار شود.

نکات کلیدی

  • تاریخ صحنهٔ تجلی تضاد و تقابل حق و باطل است که نهایتاً به معرفت الهی می‌انجامد.
  • در نزاع‌های ازلی، وقتی داوری زمینی به بن‌بست می‌رسد، داور از عالم غیب می‌آید.
  • آتش در این داستان، صرفاً عنصر طبیعی نیست، بلکه خادم و نکارِ ارادهٔ الهی برای آشکار کردن حق است.
  • قصه‌های پیامبران و ستمگران، تنها وقایع تاریخی نیستند؛ آنها نبردهای درونی هر انسان را بازتاب می‌دهند.

Sources: d6-s49 · 03:33:32 d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 05:41:00

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.