Leggi Libro 6 La storia dei tre viaggiatori: un musulmano, un cristiano e un ebreo. Trovarono cibo in un alloggio, e il cristiano e l'ebreo erano sazi e dissero: 'Mangeremo questo cibo domani'. Il musulmano era digiuno e rimase affamato perché era sopraffatto. Distico 2398

M6:2398 — الضیافة للغریب والقری / اودع الرحمن فی اهل القری

الضیافة للغریب والقریاودع الرحمن فی اهل القری
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:2398

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ضیافت و مهمان‌نوازی از غریبان و بخشش به آنان، صفتی است که خداوند رحمان در وجود ساکنان شهرها و روستاهای ما به ودیعه نهاده است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که صفت مهمان‌نوازی و سخاوت، موهبتی الهی است که پروردگار در نهاد ساکنان آبادی‌ها قرار داده تا در حق مسافران و غریبان به کار گیرند.

شرح

این بیت در آغاز حکایت دل‌انگیز سه مسافر ــ یک جهود، یک ترسا و یک مسلمان ــ می‌آید و زمینه‌ساز روایتی می‌شود که مولانا در آن به نکات عمیق عرفانی و کلامی می‌پردازد. این آیهٔ مثنوی (که به زبان عربی است) سرشتِ الهیِ مهمان‌نوازی را بر ما آشکار می‌کند. می‌گوید: «الضیافة للغریب والقری اودع الرحمن فی اهل القری»، یعنی مهمان‌نوازی نسبت به غریبان و سخاوت، موهبتی است که خداوند رحمان در دل مردمان آبادی‌ها به ودیعه نهاده است. این صرفاً یک رسم اجتماعی یا یک آداب بشری نیست؛ این یک "اودع الرحمن" است، یعنی ودیعه‌ای الهی و صفتی ربانی که در سرشت آدمی، به‌ویژه آن که در "قری" و محل اقامتِ مسافران می‌زید، قرار داده شده است. این تلویحاً اشاره دارد به این نکته که تدبیر و تقدیر الهی چنین خواسته است که در این عالم کاروان‌سرا، اسباب آسایش و بقای مسافران و غریبان فراهم آید.

من قبلاً هم به کرّات گفته‌ام که مولانا این جهان را یک کاروان‌سرا می‌بیند؛ مکانی موقت که مردمانِ گوناگون، با انگیزه‌ها و مقصدهای متفاوت، برای مدتی کوتاه در آن گرد می‌آیند. همچنان که در این حکایت می‌بینیم، مسلمان و ترسا و جهود، با اینکه از نظر دین و فرهنگ متفاوت‌اند، همسفر می‌شوند و در یک منزل (یا به تعبیر مولانا، "کاروان‌سرا") گرد می‌آیند و "قوتی" (توشه‌ای) می‌یابند. این قوت یافتن و تصمیم بر نگهداری آن برای روز بعد، دقیقا در بستر همین "اودع الرحمن" رخ می‌دهد. این ودیعهٔ الهی، که همانا مهمان‌نوازی و قری‌بخشی است، امکان معاشرت و بقای این "با هم بودن" موقت را فراهم می‌سازد.

بیت تأکیدی است بر نظم حکیمانهٔ عالم. خداوند، خود، این صفت نیکو را در میان مردم نهاده است تا غریبان و مسافران در غربت نمانند و از راه باز نمانند. این همان "تقدیر الهی" است که مولانا بارها بر آن انگشت می‌نهد. این غریبانِ عالم، همان "ارواح"‌اند که از "نیستان" بریده شده‌اند و در این جهان به غربت افتاده‌اند. آنها نیز به دنبال "قری" و "ضیافة" هستند، اما نه از سوی آدمیان، بلکه از سوی "اصل خویش".

همانطور که توضیح دادم، واژگانی چون "ترسا" (از ریشهٔ ترس و رهبت، به معنای راهب یا عیسوی) و "جهود" (همان یهود) و "مسلمان"، هر یک هویت دینی خاص خود را دارند. اما در فضای کاروان‌سرا، این تفاوت‌ها در برابر نیاز مشترک به قوت و سرپناه کمرنگ می‌شوند. این بیت یادآوری می‌کند که فارغ از اعتقادات، یک امر الهی، یعنی مهمان‌نوازی، می‌تواند این تفاوت‌ها را در بستر زندگی روزمره پوشش دهد و اسباب زندگی مشترک را فراهم آورد. این درسی است در "با هم زیستن"، ولو در نهایت هر کس به سوی مقصد اصلی خود پر گشاید، "سوی آن کز یاد آن پر می‌گشاد".

نکات کلیدی

  • مهمان‌نوازی صفتی الهی است، نه صرفاً یک رسم بشری؛ ودیعه‌ای است که خداوند در نهاد آدمیان، به‌ویژه ساکنان آبادی‌ها، نهاده است.
  • جهان به مثابه یک کاروان‌سرای الهی است که در آن مسافران غریب، با حمایت ودیعهٔ رحمانیِ مهمان‌نوازی، موقتاً کنار هم می‌زیند.
  • این بیت، زمینه‌ساز روایتی است که تفاوت‌های ظاهری ادیان (جهود، ترسا، مسلمان) را در بستر نیازهای مشترک بشری و لطف الهی به هم پیوند می‌دهد.
  • درک این ودیعهٔ الهی، بینشی عمیق‌تر به نظم حکیمانهٔ آفرینش و تدبیر خداوند برای بقای آدمیان در سفر زندگی می‌بخشد.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.