Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 37

M6:37 — آن یکی ذره همی پرد به چپ / وآن دگر سوی یمین اندر طلب

آن یکی ذره همی پرد به چپوآن دگر سوی یمین اندر طلب
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:37

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یک ذره است که همی به سوی چپ پرواز می‌کند، و آن دیگری به سوی راست در پیِ چیزی روان است. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه هر ذره‌ای در عالم، خودبه‌خود، در حرکت و تکاپو است، به سمت‌های مختلف می‌رود و در این رفت‌وآمد نوعی کشش و طلب نهفته است. این حرکت‌های جزئی، تصویری از تضاد دائمی حاکم بر جهان طبیعت است.

شرح

من بارها تأکید کرده‌ام که جهان‌بینی مولانا، این عالم را سراسر جنگ و تضاد می‌بیند. این بیت، تصویری گویا از این جهان‌بینی عمیق است که حرکت و تکاپوی هر ذره در عالم را نه امری اتفاقی، بلکه جلوه‌ای از یک ستیز پنهان و یک طلب دائمی می‌داند. مولانا به وضوح بیان می‌کند که عالم طبیعت، دو ویژگی اساسی دارد که آن را از عالم بالا متمایز می‌کند: یکی تضاد و دیگری تعدد. این تضاد و کثرت، اوصاف ذاتی این جهان هستند و حرکت ذرات به چپ و راست، بالا و پایین، گویی رقصی است در میدان این پیکار هستی‌شناختی.

آنچه در ظاهر می‌بینیم، یک "جنگ فعلی" است؛ ذراتی که پیوسته در طلب چیزی، به سویی می‌روند و ذراتی دیگر به سویی دیگر. اما مولانا هوشمندانه اشاره می‌کند که این "جنگ فعلی" ریشه در "جنگ نهان" دارد. اینجاست که تفسیرهای ما باید عمیق‌تر شوند. "جنگ نهان" را می‌توان به دو شیوه تأویل کرد. اول اینکه، این تضاد ذاتیِ ماهیت خود اشیاست؛ یعنی این ذرات و اجزا، بی‌دلیل به جنگ نیفتاده‌اند، بلکه سرشتشان به‌گونه‌ای ساخته شده که ضد یکدیگرند. دوم، و این معنا بیشتر بر وفق مشرب خود مولاناست، "جنگ نهان" تجلی قهر و لطف الهی یا اسماء جمالی و جلالی خداوند است. یعنی خداوند خود این "جنگ" را در عالم برپا کرده است؛ اوست که ذرات را در این طلب دائمی و حرکت متضاد به سوی یمین و یسار برمی‌انگیزد.

گاهی مرحوم طبری، روشنفکر مارکسیست، مولانا را "هگل شرق" می‌نامید، به این اعتبار که هر دو به مفهوم تضاد پرداخته‌اند. اما من این مقایسه را سطحی می‌دانم. مولانا قرن‌ها قبل از هگل می‌زیست و جهان‌بینی او از اساس با ایده‌آلیسم مطلق هگل متفاوت است. بله، مولانا در جای دیگر می‌گوید: "این جهان یک فکرت است از عقل کل، عقل چون شاه است و صورت‌ها رسل" که از برخی جهات با ایده مطلق هگل شباهت دارد، یعنی جهان تجلی فکر خداوند است. اما تضاد در نگاه مولانا، عمدتاً وجهی از ماهیت عالم طبیعت است و نه موتور محرک روح مطلق در تاریخ.

این جنگ ذرات، این طلب دائمی و این حرکت متضاد، تنها زمانی به پایان می‌رسد که همه چیز به سوی اصل خود بازگردد و در وجود حق فانی شود؛ همان انا الیه راجعون. در ذات خداوند، تضادی میان اسماء جمالی و جلالی نیست. این تعارض‌ها و تفاوت‌ها تنها در عالم کثرت و طبیعت، یعنی در مصادیق، ظاهر می‌شوند. وقتی هر ذره‌ای در آن "آفتاب" الهی محو شود، دیگر جنبش و سکون، چپ و راست، و تضادی به معنای این جهانی باقی نمی‌ماند، بلکه همه در صلح و وحدت مطلق به سر می‌برند. حرکت این ذرات، داستان بازگشت به این وحدت ازلی است.

نکات کلیدی

  • جهان طبیعت بر بنیاد تضاد و تعدد بنا شده است؛ ویژگی‌هایی که آن را از عوالم بالاتر متمایز می‌کند.
  • حرکت دائمی و جهت‌دار ذرات در عالم، جلوه‌ای از «جنگ فعلی» است که ریشه در یک «جنگ نهان» دارد.
  • «جنگ نهان» در نگاه مولانا، تجلی قهر و لطف الهی و اسماء جلالی و جمالی خداوند در جهان کثرت است.
  • مقایسه سطحی جهان‌بینی مولانا با فلسفه هگل دربارهٔ تضاد، اعتبار ندارد؛ مولانا قرن‌ها قبل از هگل، رویکردی متفاوت به این مفهوم داشته است.
  • این «جنگ» تنها با بازگشت همه چیز به اصل خود و فانی شدن در وحدت خداوند به پایان می‌رسد.

Sources: d6-s01 · 01:01:12 d6-s01 · 01:04:14 d6-s01 · 01:06:10 d6-s01 · 01:07:36

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.