Leggi Libro 6 Il completamento del libro Al-Muwatta' al-Karim (Il Sentiero Onorevole) Distico 38

M6:38 — ذره‌ای بالا و آن دیگر نگون / جنگ فعلیشان ببین اندر رکون

ذره‌ای بالا و آن دیگر نگونجنگ فعلیشان ببین اندر رکون
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:38

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک ذره به بالا می‌رود و آن دیگری به پایین کشیده می‌شود؛ جنگ آشکارشان را در وضع کنونی‌شان ببینید. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه هر ذره‌ای در این جهان طبیعی در کشمکشی دائمی با ذره‌ای دیگر است و این تضاد و تقابل در هر لحظه جاری و پیداست.

شرح

ما این بیت را در سیاق بحث مولانا در باب تضاد و تنازع در عالم می‌خوانیم. مولانا، همچون یک فیلسوف بزرگ، از جزئیات آغاز می‌کند تا به کلیات برسد. پیش‌تر از جنگ سرکه و سکنجبین سخن گفت، و اینک می‌گوید که این تضاد تنها به اجسام بزرگ و محسوس محدود نمی‌شود، بلکه ذره‌ذرهٔ عالم، حتی در کوچک‌ترین صورتش، در نبردی بی‌پایان است. یک ذره بالا می‌رود و دیگری نگون می‌شود؛ این جنگ فعلی و جاری، جنگی است که در ذات «رکون» یا «وضع حاضر» جهان طنین‌انداز است.

من قبلاً هم برای شما شرح داده‌ام که مولانا معتقد است عالم اسفل، یا همین عالم طبیعت، دو صفت ذاتی و جدایی‌ناپذیر دارد که در عالم بالا و معنایی نیستند: یکی «اضداد» و دیگری «اعداد». یعنی این جهان جهانی است آمیخته به تضاد و تکثر. سرِّ فانی‌شونده‌بودن و ناپایداربودن این عالم نیز همین است؛ اضداد دائم با یکدیگر می‌جنگند و نهایتاً تمام «ترکیب‌ها» به «تجزیه» می‌انجامند. این چرخهٔ "کامپوزیشن و دی‌کامپوزیشن" که جلوه‌ای از اضداد است، در نهایت به زوال و از بین رفتن حیات بر این جهان منجر می‌شود.

برخی از روشنفکران مارکسیست در گذشته، نظیر مرحوم طبری، مولانا را «هگل شرق» می‌نامیدند، به این گمان که او نیز به مفهوم تضاد پرداخته است. اما من بی‌درنگ عرض می‌کنم که این دیدگاه سطحی‌نگرانه است. اگر بنا باشد چنین مقایسه‌ای صورت گیرد، باید گفت هگل «مولانای شرق» است، زیرا مولانا قرن‌ها پیش از او به این مفاهیم عمیق اندیشیده است. اما در حقیقت، تضاد در جهان‌بینی مولانا با دیالکتیک هگل تفاوت ماهوی دارد. اندیشهٔ هگلی بر روان مطلق یا «ابسولوت آیدیا» متمرکز است که در تاریخ جاری می‌شود. در حالی که مولانا از «جهان یک فکرت است از عقل کل، عقل چون شاه است و صورت‌ها رُسُل» سخن می‌گوید که تشابه بیشتری با «ایدهٔ مطلق» هگل دارد، اما این هم برآمده از مکتب فکری مولاناست، نه وام‌گرفته از جایی دیگر.

واژهٔ «اندر رکون» در این بیت، به معنای «در وضع حاضر» یا «در همین حالت فعلی» است. مولانا تصریح می‌کند که این «جنگ فعلی» که در ظاهر می‌بینیم، ناشی از یک «جنگ نهان» است. این جنگ نهان را می‌توان به دو شیوه تفسیر کرد: اول اینکه این جنگ نهان، ماهیت ذاتی و فطری اشیاست؛ یعنی اشیا ذاتاً طوری آفریده شده‌اند که ضد یکدیگرند و این تضاد تصادفی نیست. دوم، و بر وفق مشرب عرفانی مولانا، این جنگ نهان، همان جنگ میان «قهر و لطف» الهی است. تجلیات جمالی و جلالی حضرت حق، ظهور اسمای او، و تقابل «قهر» و «لطف» او در این عالم است که این جنگ‌های ظاهری را به راه می‌اندازد. عالم، صحنهٔ ظهور و بروز این صفات متقابل الهی است.

اما این جنگ کی به پایان می‌رسد؟ مولانا پاسخ می‌دهد که این جنگ تنها زمانی خاتمه می‌یابد که همه چیز به سوی اصل خود بازگردد و در وجود حق فانی شود. در ذات خداوند جنگی نیست؛ اسمای جلالی و جمالی با یکدیگر در تضاد نیستند. این تخالف‌ها تنها زمانی پدیدار می‌شوند که این صفات در مصادیق عالم طبیعت تجلی یابند. لذا، «ذره‌ای کان محو شد در آفتاب / جنگ او بیرون شد از وصف و حساب». وقتی ذره‌ای در آفتاب محو شود، دیگر جنگی ندارد، به منطقه صلح رسیده است. این همان رجوع به سرچشمه است که مولانا آن را با «انا الیه راجعون» تعبیر می‌کند. در آن مقام، نه جنبشی باقی می‌ماند و نه سکونی، زیرا هر دو مفاهیم متضایفی هستند که تنها در عالم اضداد معنا می‌یابند. این رجوع به اصل و فنا در ذات احدیت، پایان‌بخش تمامی تضادهاست، درست همانند که وقتی به شخصیتی چون پیامبر اسلام یا عیسی مسیح می‌رسیم، تمامی تضادهای فرقه‌ای و مذهبی فرو می‌ریزد؛ او برتر از تمام این تقسیم‌بندی‌هاست.

نکات کلیدی

  • جهان طبیعی ذاتاً عرصه‌ی تضاد و تنازع است، حتی در کوچک‌ترین ذراتش.
  • جنگ و تقابل در عالم از دو ویژگی ذاتی جهان اسفل نشأت می‌گیرد: اضداد و اعداد (تکثر).
  • این «جنگ فعلی» (ظاهری) ریشه‌در «جنگ نهان» (یا ماهیت اشیا یا تقابل قهر و لطف الهی) دارد.
  • برخلاف دیدگاه‌های دیالکتیکی غربی، تضاد در نگاه مولانا نهایتاً به فنا و بازگشت به وحدت الهی ختم می‌شود.
  • پایان جنگ اضداد و ورود به منطقه صلح، تنها با محوشدن و فانی‌گشتن در اصل الهی محقق می‌گردد.

Sources: d6-s01 [01:01:12] - [01:07:36]

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.