Leggi Libro 6 Quella persona tornò felice e soddisfatta, ringraziando Dio, prostrata, meravigliata delle stranezze dei segni di Dio e della manifestazione delle loro interpretazioni in un modo che nessuna mente e nessuna comprensione possono raggiungere. Distico 4381

M6:4381 — خانه آمد گنج را او باز یافت / کارش از لطف خدایی ساز یافت

خانه آمد گنج را او باز یافتکارش از لطف خدایی ساز یافت
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:4381

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او به خانه بازگشت و گنج خود را دوباره یافت؛ کارش از لطف پنهان الهی سامان گرفت و به سرانجام رسید. معنا: این بیت اشاره دارد به بازگشت به خویشتن و یافتن گنج حقیقی که همواره در درون یا نزدیکی فرد بوده است، و تأکید می‌کند که این کشف و سرانجام نیکو، نتیجهٔ لطف و تدبیر پنهان خداوند است.

شرح

این بیت پایانی بر داستان دراز و شگفت‌انگیز گدا و گنج در مثنوی است؛ داستان مرد فقیری که در بغداد زندگی می‌کرد، اما در رؤیا گنجی را در مصر دید. او به مصر سفر کرد، رنج‌ها کشید، و سرانجام شنید که گنج او در حقیقت زیر آستانهٔ خانهٔ خودش در بغداد است. وقتی بازگشت، گنج را یافت و کارش سامان گرفت. این پایان‌بندی، چکیده‌ای از فلسفهٔ عمیق مولانا دربارهٔ «لطف خفی» و نقش «فسخ عزائم و نقض همم» در سلوک معنوی است، که پیش از این بارها به آن اشاره کرده‌ام.

من، همانند امام علی (ع)، ایمان دارم که خداوند را باید از طریق «فسخ عزائم و نقض همم» شناخت. این بیت به وضوح نشان می‌دهد که چگونه خداوند گاهی اوقات برنامه‌ها و نیات ظاهری انسان را برهم می‌زند، نه برای عقوبت، بلکه برای آنکه او را به راهی بهتر و مقصودی عالی‌تر هدایت کند که خودش هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد. گدا با نیت یافتن گنجی در دوردست، رنج سفر را به جان خرید، اما همین سفر پرماجرا و بازگشت اجباری، او را به گنجی رساند که همواره در خانه‌اش نهفته بود. این همان «لطف خدایی» است که کارش را «ساز یافت»؛ یعنی خواست الهی، ماورای خواست و تدبیر انسانی، محقق شد.

مولانا به‌زیبایی تبیین می‌کند که گاهی «ضلالت‌ها مقدمه هدایت» هستند و «در سیاهی می‌روی ولی بعد از سیاهی به روشنایی می‌رسی». این امر نشان می‌دهد که تدبیر خداوند چنان ظریف و پنهان است که حتی در دل آنچه خطا یا گمراهی می‌نماید، نوری از هدایت و رستگاری نهفته است. او در همین سیاق بیان می‌کند که خداوند در «زهر، تریاق» و در «گناه، مغفرت» را قرار می‌دهد. این یعنی پادزهر نه از بیرون، بلکه از درون خود زهر بیرون می‌آید و مغفرتی که پس از گناه و با توبهٔ نصوح حاصل می‌شود، چه بسا انسان را به مقامی بالاتر از آن می‌رساند که هرگز گناهی نکرده بود. این «مکرمت» و «خلعت» که در گناه نهفته است، نصیب «گناهکاران» است و نه پارسایان بی‌خطا. «بس خجسته معصیت کان کرد مرد / که منتهی به توبه شود».

این بینش، که از سرچشمهٔ قرآن و احادیث و عرفان اسلامی سیراب می‌شود، تأکید دارد که نباید از شکست‌ها یا کژروی‌های ظاهری ناامید شد. چه بسا این‌ها همان مسیری باشند که الطاف خفیهٔ الهی را آشکار می‌کنند و انسان را به گنج اصیل وجود خود، یا همان «خویشتن‌شناسی» که اصول اصول اصول دین است، رهنمون می‌شوند. در نهایت، کارِ گدا با «لطف خدایی» سامان گرفت، نه با تدبیر و عزم خودش، و این درس بزرگی است برای سالکان راه.

نکات کلیدی

  • گنج حقیقی ما اغلب در درون یا در نزدیک‌ترین نقطه به ما پنهان است، نه در دوردست‌ها.
  • شکست ظاهری و برهم خوردن برنامه‌های انسانی می‌تواند راهی به سوی کشف الطاف پنهان الهی باشد.
  • معرفت خداوند از طریق «فسخ عزائم و نقض همم» – یعنی مشاهدهٔ به هم خوردن اراده‌ها و ناتوانی تصمیمات بشری در برابر قدرت الهی – حاصل می‌شود.
  • لطف خفی الهی قادر است پادزهر را در دل زهر، و هدایت را در کژروی‌های ظاهری بنهد.
  • توبهٔ نصوح از گناه، می‌تواند انسان را به مقامی بالاتر از کسانی برساند که هرگز گناه نکرده‌اند؛ این خود نوعی «مکرمت» و «خلعت» الهی است.

Sources: d6-s96 · 23:16:30

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.