Leggi Libro 6 Dibattito tra l'uccello e il cacciatore sulla rinuncia e sul significato di rinuncia che Mustafa (su di lui la pace) proibì alla sua comunità, dicendo: 'Non c'è monachesimo nell'Islam'. Distico 492

M6:492 — عرق مردی آنگهی پیدا شود / که مسافر همره اعدا شود

عرق مردی آنگهی پیدا شودکه مسافر همره اعدا شود
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:492

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نشانه‌های مردانگی و شجاعت آن‌گاه آشکار می‌شود که سالک در مسیر سفر خود با دشمنان و بدخواهان همراه یا مواجه گردد. معنا: این بیت بیان می‌کند که جوهر مردانگی و غیرت واقعی در شرایط دشوار و رویارویی با موانع و دشمنان در راه آشکار می‌شود.

شرح

این بیت در بستر داستانی خاص در مثنوی می‌آید، آنجا که مرغی دانا در برابر صیادی فریبکار و راهب‌نما، به دفاع از جهاد و مبارزه برمی‌خیزد. صیاد، به دروغ، خلوت‌گزینی و دوری از اجتماع را تبلیغ می‌کند و مدعی است که جامعه پر از بدکاران و راهزنان است و از این رو باید از آن دوری جست. اما مرغ حکیمانه پاسخ می‌دهد که اتفاقاً، این وضع جامعه است که ضرورت جهاد و مبارزه را آشکار می‌سازد.

من بر این عقیده‌ام که مولانا در اینجا یک پیام بسیار روشن و قاطع دارد: «عرق مردی» – یعنی غیرت، شهامت، و پایمردی راستین – در انزوا و دوری از میدان نبرد آشکار نمی‌شود. بلکه دقیقاً در مواجهه با «اعدا» است که این جوهر وجودی سر بر می‌آورد. این اعدا می‌توانند راهزنان بیرونی باشند که مسیر سالک را ناامن کرده‌اند، یا حتی موانع و صفات ناپسند درونی که سد راه کمال می‌شوند.

به تصریح مولانا، «شیرمردان» و «دلیران» برای «حفظ و یاری» و «امن کردن راه» قدم در میدان می‌گذارند. پس، راه تهذیب نفس یا هدایت جامعه، جاده‌ای هموار و بی‌خطر نیست. آنجا که «مسافر» – یعنی سالک و رهرو طریقت – مجبور می‌شود با «اعدا» همسفر یا روبرو شود، آنجاست که انگیزهٔ مبارزه، مقاومت و جنگیدن در آدمی شعله‌ور می‌گردد و «عرق مردی» او نمایان می‌شود. این یعنی مردانگی در عمل و در بحران معنی پیدا می‌کند، نه در نظریه‌پردازی یا گوشه‌نشینی.

این دیدگاه با رویکرد کلی اسلام که پیامبر اسلام را «نبی سیف» معرفی می‌کند، هم‌راستاست. همان‌طور که قبلاً بارها گفته‌ام، در دین ما «مصلحت» گاه در «جنگ و شکوه» است، نه صرفاً در «غار و کوه» که در ادیان دیگر ممکن است مصلحت تلقی شود. این به معنای این نیست که اسلام دین خشونت است، بلکه به این معناست که برای برقراری «نظم تازه‌ای» که پیامبر مکلف به آن بود، گاهی مواجهه و مبارزه برای پاکیزه کردن «جاده هدایت» از رهزنان امری ضروری می‌شود. عرق مردی در همین مقاومت‌ها، در همین ایستادگی‌ها و در همین جهادهاست که از جبین سالک و مجاهد می‌تراود.

نکات کلیدی

  • مردانگی واقعی در مواجهه با مشکلات و دشمنان آشکار می‌شود، نه در گوشه‌نشینی.
  • مبارزه و جهاد برای پاکسازی راه هدایت، عین عمل مردانه است.
  • سالک راه حق ناگزیر از رویارویی با موانع درونی و بیرونی است.
  • مصلحت در اسلام گاهی ایجاب می‌کند که برای برقراری نظم الهی، باید در برابر نیروهای مخرب ایستاد.
  • انگیزه مقاومت و شجاعت از دل بحران‌ها زاده می‌شود.

Sources: d6-s11 · 04:27:00 d6-s11 · 03:05:05 d6-s11 · 04:45:59

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.