Leggi Libro 6 Dibattito tra l'uccello e il cacciatore sulla rinuncia e sul significato di rinuncia che Mustafa (su di lui la pace) proibì alla sua comunità, dicendo: 'Non c'è monachesimo nell'Islam'. Distico 493

M6:493 — چون نبی سیف بودست آن رسول / امت او صفدرانند و فحول

چون نبی سیف بودست آن رسولامت او صفدرانند و فحول
✦ Renderizza questo beyt in Italiano

M6:493

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — dalle sue lezioni registrate sul Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجا که آن رسول، پیامبر شمشیر بود، امت او نیز صف‌شکنان و دلاوران‌اند. معنا: مولانا در اینجا توضیح می‌دهد که چون پیامبر اسلام مبعوث به شمشیر بود، پیروان او نیز می‌بایست دلیر و جنگاور باشند تا راه دین هموار شود.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای اشاره می‌کند که در روزگار ما بسیار حساسیت‌برانگیز و محل بحث است، اما خود او آن را به مثابه اصلی بی‌چون‌وچرا مطرح می‌سازد. او می‌گوید پیامبر اسلام، «نبی سیف» بود؛ یعنی پیامبری که مأموریت داشت دینش را با شمشیر بگستراند. این تعبیر، مستند به روایات متواتری‌ست که از خود پیامبر نقل شده است، از جمله اینکه فرمود: «من با شمشیر مبعوث شده‌ام تا مردم «لا اله الا الله» بگویند.» ابن‌خلدون و بسیاری از بزرگان اهل سنت نیز تأیید کرده‌اند که پیامبر اسلام، برخلاف دیگر انبیا، مأمور به گسترش دین با سلاح بود.

من قبلاً هم به تفصیل توضیح داده‌ام که این «اسلام آوردن» و گفتن «لا اله الا الله» در وهلهٔ نخست، به معنای تسلیم زبانی و عملی در برابر قدرت حاکمیت پیامبر بود، نه لزوماً ایمان قلبی. چنان‌که قرآن می‌فرماید: «قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم.» (حجرات: ۱۴) یعنی عرب‌های بادیه‌نشین گفتند ایمان آوردیم؛ بگو هنوز ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید اسلام آوردیم، زیرا هنوز ایمان به دل‌های شما راه نیافته است. این یعنی پذیرش اقتدار حکومت و رعایت قوانین، هرچند که دل‌ها هنوز به عمق ایمان نرسیده باشند. همان‌طور که در یک کشور شهروندان موظف به رعایت قوانین (مثل پرداخت مالیات یا پوشش) هستند، حتی اگر قلباً موافق نباشند. پیامبر می‌خواست نظم تازه‌ای را با اقتدار و تکلیف در جامعه خود و سپس در جهان پیاده کند.

بنابراین، چون پیامبر چنین مأموریتی داشت، طبیعی‌ست که «امت او صفدرانند و فحول.» «صفدران» یعنی کسانی که صفوف دشمن را می‌شکنند و «فحول» به معنای دلاوران و مردان جنگی است. مولانا در بیت بعدی (مصلحت در دین ما جنگ و شکوه / مصلحت در دین عیسی غار و کوه) به روشنی بیان می‌کند که این تفاوت‌ها در «مصلحت» و «شریعت» هر پیامبر ریشه دارد؛ یعنی احکام عملیِ ظاهری ادیان، با توجه به مقتضیات زمان و مکان و اهداف خاص هر دین، متفاوت بوده است. پس، جنگ و اقتدار برای حفظ و بسط دین اسلام ضرورتی شرعی و حکمی الهی بود، در حالی که در دین عیسی، مصلحت در غارنشینی و دوری از درگیری‌های دنیوی بود.

نکات کلیدی

  • مولانا پیامبر اسلام را «نبی سیف» و مأمور به گسترش دین با قدرت و شمشیر می‌داند.
  • این تعبیر، برگرفته از روایات متواتر نبوی و تأییدشده توسط بسیاری از علمای اسلامی است.
  • مفهوم «اسلام آوردن» در این زمینه، ابتدا به معنای تسلیم ظاهری و رعایت قوانین حاکمیت بوده، نه لزوماً ایمان قلبی.
  • این تفاوت‌ها در نحوهٔ گسترش دین به «مصلحت» و «شریعت» خاص هر پیامبر بازمی‌گردد؛ چنان‌که دین عیسی بر غارنشینی تأکید داشت.
  • مولانا این مسئله را یک اصل مسلم می‌داند، فارغ از حساسیت‌های فکری روزگار ما.
  • پیروان چنین پیامبری نیز به طبع باید «صفدر» و «فحل» باشند تا راه دین را هموار کنند.

Sources: d6-s11 · 04:45:59 d6-s11 · 04:27:00 d6-s11 · 05:24:14 d6-s02 · 00:47:14 d6-s07 · 00:97:31

به زبانِ تو — La tua lingua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.