Divan di Shams› Ghazal 1484› Distico 4 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۸۴
- از چیزی خود بگذر ای چیز به ناچیز کاین چیز نه پردهست نه ما پرده درانیم
G1484:4
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 بشکن قدح باده که امروز چنانیم·کز توبه شکستن سر توبه شکنانیم
- 2 گر باده فنا گشت فنا باده ما بس·ما نیک بدانیم گر این رنگ ندانیم
- 3 باده ز فنا دارد آن چیز که دارد·گر باده بمانیم از آن چیز نمانیم
- 4 از چیزی خود بگذر ای چیز به ناچیز·کاین چیز نه پردهست نه ما پرده درانیم
- 5 با غمزه سرمست تو میریم و اسیریم·با عشق جوان بخت تو پیریم و جوانیم
- 6 گفتی چه دهی پند و زین پند چه سود است·کان نقش که نقاش ازل کرد همانیم
- 7 این پند من از نقش ازل هیچ جدا نیست·زین نقش بدان نقش ازل فرق ندانیم
- 8 گفتی که جدا ماندهای از بر معشوق·ما در بر معشوق ز انده در امانیم
- 9 معشوق درختی است که ما از بر اوییم·از ما بر او دور شود هیچ نمانیم
- 10 چون هیچ نمانیم ز غم هیچ نپیچیم·چون هیچ نمانیم هم اینیم و هم آنیم
- 11 شادی شود آن غم که خوریمش چو شکر خوش·ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم
- 12 چون برگ خورد پیله شود برگ بریشم·ما پیله عشقیم که بیبرگ جهانیم
- 13 ماییم در آن وقت که ما هیچ نمانیم·آن وقت که پا نیست شود پای دوانیم
- 14 بستیم دهان خود و باقی غزل را·آن وقت بگوییم که ما بسته دهانیم
ganjoor: sh1484 · public domain