Divan di Shams› Ghazal 2695› Distico 9 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۹۵
- پدید آید تو را ناگه وجودی نه نی دارد نه شکر آنچ داری
G2695:9
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 متاز ای دل سوی دریای ناری·که میترسم که تاب نار ناری
- 2 وجودت از نی و دارد نوایی·ز نی هر دم نوایی نو برآری
- 3 نیستانت ندارد تاب آتش·وگرچه تو ز نی شهری برآری
- 4 میان شهر نی منشین بر آذر·که هر سو شعله اندر شعله داری
- 5 اگر نی سوی آتش میل دارد·چو میل رزق سوی رزق خواری
- 6 نیاز آتش است آن میل تنها·که آتش رزق میخواهد به زاری
- 7 به هر چت نی بفرماید تو نی کن·خلاف نی بکن از شهریاری
- 8 خلافش کردی و نی در کمین است·چو نی کم شد سر دیگر نخاری
- 9 پدید آید تو را ناگه وجودی·نه نی دارد نه شکر آنچ داری
- 10 یکی نوری لطیفی جان فزایی·در او میهای گوناگون کاری
- 11 گشایی پر و بالی کز حلاوت·نمایی لطفهای لاله زاری
- 12 میان این چنین نوری نماید·دگر خورشید و جانها چون ذراری
- 13 به نور او بسوزی پر خود را·ز شیرینی نورش گردی عاری
- 14 ز ناله واشکافد قرص خورشید·که گل گل وادهد هم خار خاری
- 15 زبان واماند زین پس از بیانش·زبان را کار نقش است و نگاری
- 16 نگار و نقش چون گلبرگ باشد·گدازیده شود چون آب واری
- 17 بر آن ساحل کهاین گلها گدازید·اگر خواهی تو مستی و خماری
- 18 همیگو نام شمس الدین تبریز·کز او این کارها را برگزاری
ganjoor: sh2695 · public domain