Divan di Shams Ghazal 2998 Distico 4 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۹۸

  1. بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی

G2998:4

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی·سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
  2. 2 امروز دامن تو گرفتیم و می‌کشیم·تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
  3. 3 می‌خندد آن لبت صنما مژده می‌دهد·کاندیشه کرده‌ای که از این پس وفا کنی
  4. 4 بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست·آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی
  5. 5 بی بحر تو چو ماهی بر خاک می‌طپیم·ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی
  6. 6 ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر·حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی
  7. 7 چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی·جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی
  8. 8 خاموش کم فروش تو در یتیم را·آن کش بها نباشد چونش بها کنی

ganjoor: sh2998 · public domain