Divan di Shams› Ghazal 2998› Distico 7 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۹۸
- چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی
G2998:7
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 سوگند خوردهای که از این پس جفا کنی·سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
- 2 امروز دامن تو گرفتیم و میکشیم·تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی
- 3 میخندد آن لبت صنما مژده میدهد·کاندیشه کردهای که از این پس وفا کنی
- 4 بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست·آنگه روا شود که تو حاجت روا کنی
- 5 بی بحر تو چو ماهی بر خاک میطپیم·ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی
- 6 ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر·حق با تو آن کند که تو در حق ما کنی
- 7 چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی·جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا کنی
- 8 خاموش کم فروش تو در یتیم را·آن کش بها نباشد چونش بها کنی
ganjoor: sh2998 · public domain