Divan di Shams Ghazal 925 Distico 10 ← precedente

Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۹۲۵

  1. وگر نکردی قربان عنایت یزدان امید هست که ذبحش کند به خنجر عید

G925:10

La tua lingua

Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:

Commento a questo distico

Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:

Il ghazal completo ↗

  1. 1 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید·مه مصور یار و مه منور عید
  2. 2 چو هر دو سر به هم آورده‌اند در اسرار·هزار وسوسه افکنده‌اند در سر عید
  3. 3 ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف·ولیک همچو صدف بی‌خبر ز گوهر عید
  4. 4 ز عید باقی این عید آمده‌ست رسول·چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید
  5. 5 به روز عید بگویم دهل چه می‌گوید·اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید
  6. 6 قراضه دو که دادی برای حق بنگر·جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید
  7. 7 وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد·می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید
  8. 8 از این شکار سوی شاه بازپر چون باز·که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید
  9. 9 تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن·که تا بری به تبرک هلال لاغر عید
  10. 10 وگر نکردی قربان عنایت یزدان·امید هست که ذبحش کند به خنجر عید

ganjoor: sh925 · public domain