Divan di Shams› Ghazal 925› Distico 2 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · غزل شمارهٔ ۹۲۵
- چو هر دو سر به هم آوردهاند در اسرار هزار وسوسه افکندهاند در سر عید
G925:2
La tua lingua
Nessuna traduzione ancora nella tua lingua — viene creata per l'intero ghazal:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commento a questo distico
Non ancora scritto — una lettura attenta di questo distico nel suo ghazal:
Il ghazal completo ↗
- 1 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید·مه مصور یار و مه منور عید
- 2 چو هر دو سر به هم آوردهاند در اسرار·هزار وسوسه افکندهاند در سر عید
- 3 ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف·ولیک همچو صدف بیخبر ز گوهر عید
- 4 ز عید باقی این عید آمدهست رسول·چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید
- 5 به روز عید بگویم دهل چه میگوید·اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید
- 6 قراضه دو که دادی برای حق بنگر·جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید
- 7 وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد·می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید
- 8 از این شکار سوی شاه بازپر چون باز·که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید
- 9 تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن·که تا بری به تبرک هلال لاغر عید
- 10 وگر نکردی قربان عنایت یزدان·امید هست که ذبحش کند به خنجر عید
ganjoor: sh925 · public domain