Leggi› Libro 1› Sezione 72 ← precedente · successivo →
بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را
Il leone guarda nel pozzo e vede il suo riflesso e quello della lepre
- M1:1310 چونک شیر اندر بر خویشش کشیددر پناه شیر تا چه میدوید
- M1:1311 چونک در چه بنگریدند اندر آباندر آب از شیر و او در تافت تاب
- M1:1312 شیر عکس خویش دید از آب تفتشکل شیری در برش خرگوش زفت
- M1:1313 چونک خصم خویش را در آب دیدمر ورا بگذاشت و اندر چه جهید
- M1:1314 در فتاد اندر چهی کو کنده بودزانک ظلمش در سرش آینده بود
- M1:1315 چاه مظلم گشت ظلم ظالماناین چنین گفتند جملهٔ عالمان
- M1:1316 هر که ظالمتر چهش با هولترعدل فرمودست بتر را بتر
- M1:1317 ای که تو از جاه ظلمی میکُنیدانک بهر خویش چاهی میکَنی
- M1:1318 گرد خود چون کرم پیله بر متنبهر خود چه میکنی اندازه کن
- M1:1319 مر ضعیفان را تو بیخصمی مداناز نبی ذا جاء نصر الله خوان
- M1:1320 گر تو پیلی خصم تو از تو رمیدنک جزا طیرا ابابیلت رسید
- M1:1321 گر ضعیفی در زمین خواهد امانغلغل افتد در سپاه آسمان
- M1:1322 گر بدندانش گزی پر خون کنیدرد دندانت بگیرد چون کنی
- M1:1323 شیر خود را دید در چه وز غلوخویش را نشناخت آن دم از عدو
- M1:1324 عکس خود را او عدو خویش دیدلاجرم بر خویش شمشیری کشید
- M1:1325 ای بسا ظلمی که بینی در کسانخوی تو باشد دریشان ای فلان
- M1:1326 اندریشان تافته هستی تواز نفاق و ظلم و بد مستی تو
- M1:1327 آن توی و آن زخم بر خود میزنیبر خود آن دم تار لعنت میتنی
- M1:1328 در خود آن بد را نمیبینی عیانورنه دشمن بودیی خود را بجان
- M1:1329 حمله بر خود میکنی ای ساده مردهمچو آن شیری که بر خود حمله کرد
- M1:1330 چون به قعر خوی خود اندر رسیپس بدانی کز تو بود آن ناکسی
- M1:1331 شیر را در قعر پیدا شد که بودنقش او آنکش دگر کس مینمود
- M1:1332 هر که دندان ضعیفی میکندکار آن شیر غلطبین میکند
- M1:1333 میببیند خال بد بر روی عمعکس خال تست آن از عم مرم
- M1:1334 مؤمنان آیینهٔ همدیگرنداین خبر می از پیمبر آورند
- M1:1335 پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبودزان سبب عالم کبودت مینمود ❋
- M1:1336 گر نه کوری این کبودی دان ز خویشخویش را بد گو مگو کس را تو بیش
- M1:1337 مؤمن ار ینظر بنور الله نبودغیب مؤمن را برهنه چون نمود
- M1:1338 چون که تو ینظر بنار الله بدیدر بدی از نیکوی غافل شدی
- M1:1339 اندک اندک آب بر آتش بزنتا شود نار تو نور ای بوالحزن
- M1:1340 تو بزن یا ربنا آب طهورتا شود این نار عالم جمله نور
- M1:1341 آب دریا جمله در فرمان تستآب و آتش ای خداوند آن تست
- M1:1342 گر تو خواهی آتش آب خوش شودور نخواهی آب هم آتش شود
- M1:1343 این طلب در ما هم از ایجاد تسترستن از بیداد یا رب داد تست
- M1:1344 بیطلب تو این طلبمان دادهایگنج احسان بر همه بگشادهای