Leggi Libro 5 Sezione 108 ← precedente · successivo →

بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب

La volpe che porta l'asino al leone, l'asino che scappa dal leone, e la volpe che rimprovera il leone: "L'asino era ancora lontano, ti sei affrettato". E il leone che si scusa e implora la volpe: "Va' e ingannalo di nuovo"

  1. M5:2561 چونک بر کوهش بسوی مرج بردتا کند شیرش به حمله خرد و مرد
  2. M5:2562 دور بود از شیر و آن شیر از نبردتا به نزدیک آمدن صبری نکرد
  3. M5:2563 گنبدی کرد از بلندی شیر هولخود نبودش قوت و امکان حول
  4. M5:2564 خر ز دورش دید و برگشت و گریزتا به زیر کوه تازان نعل ریز
  5. M5:2565 گفت روبه شیر را ای شاه ماچون نکردی صبر در وقت وغا
  6. M5:2566 تا به نزدیک تو آید آن غویتا باندک حمله‌ای غالب شوی
  7. M5:2567 مکر شیطانست تعجیل و شتابلطف رحمانست صبر و احتساب
  8. M5:2568 دور بود و حمله را دید و گریختضعف تو ظاهر شد و آب تو ریخت
  9. M5:2569 گفت من پنداشتم بر جاست زورتا بدین حد می‌ندانستم فتور
  10. M5:2570 نیز جوع و حاجتم از حد گذشتصبر و عقلم از تجوع یاوه گشت
  11. M5:2571 گر توانی بار دیگر از خردباز آوردن مر او را مسترد
  12. M5:2572 منت بسیار دارم از تو منجهد کن باشد بیاری‌اش به فن
  13. M5:2573 گفت آری گر خدا یاری دهدبر دل او از عمی مهری نهد
  14. M5:2574 پس فراموشش شود هولی که دیداز خری او نباشد این بعید
  15. M5:2575 لیک چون آرم من او را بر متازتا ببادش ندهی از تعجیل باز
  16. M5:2576 گفت آری تجربه کردم که منسخت رنجورم مخلخل گشته تن
  17. M5:2577 تا به نزدیکم نیاید خر تماممن نجنبم خفته باشم در قوام
  18. M5:2578 رفت روبه گفت ای شه همتیتا بپوشد عقل او را غفلتی
  19. M5:2579 توبه‌ها کردست خر با کردگارکه نگردد غرهٔ هر نابکار
  20. M5:2580 توبه‌هااش را به فن بر هم زنیمما عدوی عقل و عهد روشنیم
  21. M5:2581 کلهٔ خر گوی فرزندان ماستفکرتش بازیچهٔ دستان ماست
  22. M5:2582 عقل که آن باشد ز دوران زحلپیش عقل کل ندارد آن محل
  23. M5:2583 از عطارد وز زحل دانا شد اوما ز داد کردگار لطف‌خو
  24. M5:2584 علم الانسان خم طغرای ماستعلم عند الله مقصدهای ماست
  25. M5:2585 تربیهٔ آن آفتاب روشنیمربی الاعلی از آن رو می‌زنیم
  26. M5:2586 تجربه گر دارد او با این همهبشکند صد تجربه زین دمدمه
  27. M5:2587 بوک توبه بشکند آن سست‌خودر رسد شومی اشکستن درو