Leggi› Libro 5› Sezione 2 ← precedente · successivo →
بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک
Interpretazione di "Prendi quattro uccelli e falli venire a te"
- M5:31 تو خلیلِ وقتی ای خورشیدهشاین چَهار اطیار رهزن را بکش
- M5:32 زانک هر مرغی ازینها زاغوشهست عقل عاقلان را دیدهکَش
- M5:33 چار وصف تن چو مرغان خلیلبسمل ایشان دهد جان را سبیل
- M5:34 ای خلیل، اندر خلاص نیک و بدسر ببرشان تا رهد پاها ز سد
- M5:35 کل توی و جملگان اجزای توبر گشا که هست پاشان پای تو
- M5:36 از تو عالم روح زاری میشودپشت صد لشکر سواری میشود
- M5:37 زانک این تن شد مقام چار خونامشان شد چار مرغ فتنهجو
- M5:38 خَلق را گر زندگی خواهی ابدسر ببر زین چار مرغ شوم بد
- M5:39 بازشان زنده کن از نوعی دگرکه نباشد بعد از آن زیشان ضرر
- M5:40 چار مرغ معنوی راهزنکردهاند اندر دل خَلقان وطن
- M5:41 چون امیر جمله دلهای سَویاندرین دور ای خلیفهٔ حق توی
- M5:42 سر ببر این چار مرغ زنده راسر مدی کن خَلق ناپاینده را
- M5:43 بط و طاوسست و زاغست و خروساین مثال چار خُلق اندر نفوس
- M5:44 بط، حرصست و خروس آن شهوتستجاه چون طاوس و زاغ اُمنیتست
- M5:45 مُنیتش آن که بُوَد اومیدسازطامع تأبید یا عمر دراز
- M5:46 بط حرص آمد که نوکش در زمیندر تر و در خشک میجوید دفین
- M5:47 یک زمان نبود معطل آن گَلونشنود از حکم جز امر کُلوا
- M5:48 همچو یغماجیست، خانه میکَندزود زود انبان خود پر میکند
- M5:49 اندر انبان میفِشارد نیک و بددانههای دُر و حبات نخود
- M5:50 تا مبادا یاغیی آید دگرمیفِشارد در جوال او خشک و تر
- M5:51 وقت تنگ و فرصت اندک، او مخوفدر بغل زد هر چه زودتر بیوقوف
- M5:52 لیک مؤمن ز اعتماد آن حیاتمیکند غارت به مَهل و با اَنات
- M5:53 آمِنست از فوت و از یاغی که اومیشناسد قهر شه را بر عدو
- M5:54 آمنست از خواجهتاشان دگرکه بیایندش مزاحم صرفهبر
- M5:55 عدل شه را دید در ضبط حشمکه نیارد کرد کس بر کس ستم
- M5:56 لاجرم نشتابد و ساکن بوداز فوات حظ خود آمن بود
- M5:57 بس تانی دارد و صبر و شکیبچشمسیر و مؤثرست و پاکجیب
- M5:58 کین تانی پرتو رحمان بودوان شتاب از هزهٔ شیطان بود
- M5:59 زانک شیطانش بترساند ز فقربارگیر صبر را بِکشد به عقر
- M5:60 از نُبی بشنو که شیطان در وعیدمیکند تهدیدت از فقر شدید
- M5:61 تا خوری زشت و بری زشت و شتابنی مروت نیتانی نی ثواب
- M5:62 لاجرم کافِر خورد در هفت بطندین و دل باریک و لاغر، زفت بطن