Leggi Libro 6 Sezione 20 ← precedente · successivo →

بخش ۲۰ - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست

Mustafa (su di lui la pace) mise alla prova Aisha (che Dio sia soddisfatto di lei) dicendo: 'Perché ti nascondi? Non nasconderti, perché il cieco non ti vede'. Questo per mostrare se Aisha (che Dio sia soddisfatto di lei) era a conoscenza del segreto di Mustafa (su di lui la pace) o se si trattava solo di un'imitazione esteriore.

  1. M6:686 گفت پیغامبر برای امتحاناو نمی‌بیند ترا کم شو نهان
  2. M6:687 کرد اشارت عایشه با دستهااو نبیند من همی‌بینم ورا
  3. M6:688 غیرت عقل است بر خوبی روحپر ز تشبیهات و تمثیل این نصوح
  4. M6:689 با چنین پنهانی‌یی کاین روح راستعقل بر وی این چنین رشکین چراست
  5. M6:690 از که پنهان می‌کنی ای رشک‌خوآنکه پوشیده‌ست نورش روی او
  6. M6:691 می‌رود بی‌روی‌پوش این آفتابفرط نور اوست رویش را نقاب
  7. M6:692 از که پنهان می‌کنی ای رشک‌ورکه آفتاب از وی نمی‌بیند اثر
  8. M6:693 رشک از آن افزون‌ترست اندر تنمکز خودش خواهم که هم پنهان کنم
  9. M6:694 ز آتشِ رشکِ گران‌آهنگ، منبا دو چشم و گوشِ خود در جنگ، من
  10. M6:695 چون چنین رشکیستت ای جان و دلپس دهان بر بند و گفتن را بهل
  11. M6:696 ترسم ار خامش کنم آن آفتاباز سوی دیگر بدراند حجاب
  12. M6:697 در خموشی گفت ما اظهر شودکه ز منع آن میل افزون‌تر شود
  13. M6:698 گر بغرد بحر غره‌ش کف شودجوش احببت بان اعرف شود
  14. M6:699 حرف گفتن بستن آن روزنستعین اظهار سخن پوشیدنست
  15. M6:700 بلبلانه نعره زن در روی گلتا کنی مشغولشان از بوی گل
  16. M6:701 تا به قل مشغول گردد گوششانسوی روی گل نپرد هوششان
  17. M6:702 پیش این خورشید کو بس روشنیستدر حقیقت هر دلیلی ره‌زنیست