Leggi› Libro 6› Sezione 77 ← precedente · successivo →
بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج
Ritorno alla storia della cupola e del tesoro
- M6:2256 نک خیال آن فقیرم بیریاعاجز آورد از بیا و از بیا ❋
- M6:2257 بانگ او تو نشنوی من بشنومزانک در اسرار همراز ویم ❋
- M6:2258 طالب گنجش مبین خود گنج اوستدوست کی باشد به معنی غیر دوست ❋
- M6:2259 سجده خود را میکند هر لحظه اوسجده پیش آینهست از بهر رو ❋
- M6:2260 گر بدیدی ز آینه او یک پشیزبیخیالی زو نماندی هیچ چیز ❋
- M6:2261 هم خیالاتش هم او فانی شدیدانش او محو نادانی شدی ❋
- M6:2262 دانشی دیگر ز نادانی ماسر برآوردی عیان که انی انا ❋
- M6:2263 اسجدوا لادم ندا آمد همیکه آدمید و خویش بینیدش دمی ❋
- M6:2264 احولی از چشم ایشان دور کردتا زمین شد عین چرخ لاژورد ❋
- M6:2265 لا اله گفت و الا الله گفتگشت لا الا الله و وحدت شکفت ❋
- M6:2266 آن حبیب و آن خلیل با رشدوقت آن آمد که گوش ما کشد ❋
- M6:2267 سوی چشمه که دهان زینها بشوآنچ پوشیدیم از خلقان مگو ❋
- M6:2268 ور بگویی خود نگردد آشکارتو به قصد کشف گردی جرمدار ❋
- M6:2269 لیک من اینک بریشان میتنمقایل این سامع این هم منم ❋
- M6:2270 صورت درویش و نقش گنج گورنج کیشاند این گروه از رنج گو ❋
- M6:2271 چشمهٔ راحت بریشان شد حراممیخورند از زهر قاتل جامجام ❋
- M6:2272 خاکها پر کرده دامن میکشندتا کنند این چشمهها را خشکبند ❋
- M6:2273 کی شود این چشمهٔ دریامددمکتنس زین مشت خاک نیک و بد ❋
- M6:2274 لیک گوید با شما من بستهامبیشما من تا ابد پیوستهام
- M6:2275 قوم معکوساند اندر مشتهاخاکخوار و آب را کرده رها ❋
- M6:2276 ضد طبع انبیا دارند خلقاژدها را متکا دارند خلق ❋
- M6:2277 چشمبند ختم چون دانستهایهیچ دانی از چه دیده بستهای ❋
- M6:2278 بر چه بگشادی بدل این دیدههایک به یک بئس البدل دان آن ترا ❋
- M6:2279 لیک خورشید عنایت تافتهستآیسان را از کرم در یافتهست ❋
- M6:2280 نرد بس نادر ز رحمت باختهعین کفران را انابت ساخته ❋
- M6:2281 هم ازین بدبختی خلق آن جوادمنفجر کرده دو صد چشمهٔ وداد ❋
- M6:2282 غنچه را از خار سرمایه دهدمهره را از مار پیرایه دهد ❋
- M6:2283 از سواد شب برون آرد نهاروز کف معسر برویاند یسار ❋
- M6:2284 آرد سازد ریگ را بهر خلیلکوه با داود گردد هم رسیل ❋
- M6:2285 کوه با وحشت در آن ابر ظلمبر گشاید بانگ چنگ و زیر و بم ❋
- M6:2286 خیز ای داود از خلقان نفیرترک آن کردی عوض از ما بگیر ❋