読む› 巻 1› 琵琶奏者の物語の続きと、アミール・アル=ムウミニーン・ウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)が天使の声が告げたことを彼に伝えたこと› 対句 2178
M1:2178 — گفت حق فرمود ما را بندهایست / صافی و شایسته و فرخندهایست
M1:2178
意味 · به زبانِ تو — あなたの言語 · AI
عمر با خود سخنان هاتف غیبی را تکرار میکند که به او گفته بود خداوند بندهای پاکنهاد، ارزشمند و مبارک دارد که باید او را بیابد.
این بیت لحظهی تردید و کشمکش درونی خلیفه، عمر، را به تصویر میکشد. او از سوی صدایی غیبی (هاتف) مأمور شده تا «بندهای خاص» و «محترم» خداوند را در گورستان بیابد و به او کمک مالی کند. اما در آنجا تنها یک نوازندهی پیر و ظاهراً گناهکار را میبیند. عمر دوباره و دوباره گورستان را میگردد، چون نمیتواند باور کند که این پیر چنگی همان بندهی برگزیدهی خدا باشد.
در این بیت، عمر با یادآوری دقیق کلمات هاتف، شکاف میان تصور خود از یک ولیّ خدا و واقعیتی که پیش رو دارد را برجسته میکند. اوصافی چون «صافی» (پاک و بیآلایش)، «شایسته» (لایق) و «فرخنده» (مبارک و خوشیمن) به هیچ وجه با ظاهر و شغل آن پیرمرد مطابقت ندارد. این تضاد، مقدمهای است برای درسی بزرگتر که مولانا قصد بیان آن را دارد: ارزش حقیقی انسانها در باطن آنهاست، نه در ظاهر، شغل یا قضاوت دیگران. عمر در آستانهی کشفی بزرگ قرار دارد و درمییابد که دلهای روشن میتوانند در تاریکی ظاهری پنهان باشند.
- حق
- خداوند، پروردگار
- صافی
- پاک، بیآلایش، خالص
- فرخنده
- مبارک، خجسته، خوشیمن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.