読む巻 1

巻 1 · 4013 対句 · 172 節

دفتر اول

Book I

دیباچهٔ دفتر اوّل · عربی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هذا کِتابُ المثنوی وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّینِ فی کَشْفِ اَسرارِ الوصولِ و الیَقینِ، وَ هُوَ فِقهُ اللهِ الاَکْبَرُ وَ شَرَعُ اللهِ الاَزْهَرُ وَ بُرهانُ اللهِ الاَظْهَرُ، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصباحٌ یُشْرِقُ اِشراقاً اَنْوَرَ مِنَ الاصباحِ، و هُوَ جِنانُ الجَنانِ ذوالعُیونِ و الاَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمَّی عِنْدَ اَبْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً وَ عِنْدَ اَصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرَ مَقاماً وَ اَحْسَنُ مَقیلاً الاَبرارُ فیهِ یَأکُلونَ و یَشْرَبونَ و الاَحرارُ مِنْهُ یَفرَحونَ وَ یَطْرَبونَ وَ هُوَ کَنیلِ مِصْرَ شرابٌ لِلصّابرینَ وَ حَسْرةٌ عَلی آلِ فِرعونَ وَ الْکافرینَ کَما قالَ تَعالی یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهدی بِهِ کَثیراً وَ اِنَّهُ شِفاءُ الصُّدورِ وَ جِلاءُ الاَحْزانِ وَ کَشّافُ القُرآن وَسَعَةُ الاَرْزاقِ وَ تَطییبُ الاَخْلاقِ بِاَیْدی سَفَرَةٍ کِرامٍ بَرَرَةٍ یَمْنَعونَ أنْ لایَمَسَّهُ الّا الْمُطَهَّرونَ، تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ العالَمین لایأتیهِ الباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ وَ اللهُ یَرْصُدُهُ وَ یَرْقُبُهُ وَ هُوَ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ وَ لَهُ اَلقابٌ اُخَرُ لَقَّبَهُ الله تَعالی وَ اقْتَصَرْنا عَلی هذا القَلیلِ وَ القَلیلُ یَدُلُّ عَلی الکَثیرِ وَ الجُرْعَةُ تَدُلُّ عَلی الْغَدیرِ وَ الْحَفْنَةُ تَدُلُّ عَلی الْبَیْدَرِ الکَبیر یَقُولُ الْعَبْدُ الضَّعیفُ الْمُحتاجُ اِلی رَحْمَةِ اللهِ تَعالی مُحَمَّدُ بنِ مُحَمّدِ بنِ الْحُسَینِ البَلْخی تَقَبَّلَ اللهُ مِنْهُ اِجْتَهَدْتُ فی تَطْویلِ المَنْظومِ المَثْنویّ الْمُشْتَمَل عَلی الغَرائِبِ وَ النّوادِرِ وَ غُرَرِ الْمَقالاتِ وَ دُرَرِ الدَّلالاتِ وَ طَریقةِ الزُهّادِ وَ حَدیقةِ الْعُبّادِ قَصیرةُ المَبانی کَثیرةُ الْمَعانی لاِستِدعاءِ سَیِّدی وَ سَنَدی وَ مُعْتَمَدی وَ مَکانِ الرّوحِ مِنْ جَسَدی وَ ذَخیرَةِ یَومی وَ غَدِی وُ هُوَ الشَّیْخُ قُدْوَةُ العارفینَ اِمامُ الْهُدَی وَ الیقینِ مُغیثُ الْوَری اَمینُ الْقُلوبِ وَ النُّهَی وَدیعَةُ اللهِ بَینَ خَلیقَتِهِ وَ صَفْوَتِهِ فی بَریَّتِه وَ وَصایاهُ لِنبَیِّه وَ خَبایاهُ عِنْدَ صَفیِّه، مِفْتاحُ خَزائنِ العَرشِ اَمینُ کُنوزِ الفَرشِ اَبوالفَضائل حُسامِ الحَقِّ وَ الدّینِ حَسَنُ بنِ مُحَمّدِ بنِ حَسَن اَلْمَعروف بِابنِ اَخِی تُرْک اَبویَزیدِ الوَقتِ جُنیدِ الزَّمانِ صِدّیقُ بْنِ صِدّیقِ بْنِ صِدّیقِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَ عَنْهُمْ اَلاُرْمَویُّ الاَصْلِ الْمُنْتَسَبُ اِلی الشَّیْخِ المُکَرَّمِ بِما قال اَمْسَیْتُ کُردیّاً وَ اَصْبَحْتُ عَرَبیّاً قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ وَ اَرواحَ اَخْلافِهِ فَنِعْمَ السَّلَفُ وَ نِعْمَ الخَلَفُ لُهُ نَسَبٌ اَلْقَتٍ الشَّمْسُ عَلَیهِ رَداءَها وَ حَسَبٌ اَرْخَتِ النُّجومُ لَدَیْهِ اَضْواءَها لَمْ یَزَلْ فِناءُهُم قِبْلَةُ الاِقْبالِ یَتَوَجَّهُ اِلَیْها بَنُو الوُلاةِ وَ کَعْبَةُ الْآمالِ یَطوفُ بِها وُفُودُ العُفاةِ و لازالَ کَذلِکَ ما طَلَعَ نَجْمٌ وَ ذَرَّ شارِقٌ لَیَکونَ مُعْتَصَماً لِاولِی الْبَصائرِ الرَبّانیّینَ الرّوحانیّینَ السَّمائیّینَ العَرْشیّینَ النّوریّینَ السُّکّتِ النُّظّارِ الْغُیَّبِ الحُضّارِ المُلُوکِ تَحْتَ الاَطْمارِ اَشْرافُ القَبائِل اَصْحابُ الفَضائِل اَنْوارُ الدَلائِل آمّین یا رَبَّ العالَمینَ وَهذا دُعاءٌ لایُرَدُّ فَاِنَّهُ دُعاءٌ لِاَصْنافِ البَریّةُ شامِلٌ وَ الْحَمدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ عِتْرَتِهِ الطَّیّبینَ الطّاهِرینَ وَ حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الوَکیلْ.

またはあなたの言語で読む:

利用可能
❋ ❋ ❋
  1. 001 بخش ۱ - سرآغاز序章 34 対句
  2. 002 بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او病める女奴隷に恋した王が、その治療に尽力したこと 20 対句
  3. 003 بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را賢者たちが女奴隷の治療に失敗し、王が神の助けを求めたところ、夢の中で聖者を見たこと 23 対句
  4. 004 بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبیあらゆる状況において礼儀を守る恩寵を神に請い、無作法がいかに有害であるかを述べること 16 対句
  5. 005 بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند王が夢に現れた聖者と会見したこと 9 対句
  6. 006 بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند王がその医者を病人である女奴隷のもとに連れて行き、その容態を診させたこと 42 対句
  7. 007 بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزکその聖者が女奴隷の苦悩を理解するために王に独居を求めたこと 38 対句
  8. 008 بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاهその聖者が苦悩を理解し、その苦悩を王に述べたこと 3 対句
  9. 009 بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر王がサマルカンドに使いを送り、金細工師を連れてこさせたこと 37 対句
  10. 010 بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد金細工師の殺害と毒殺が神の指示によるものであり、個人的な欲望や誤った思惑によるものではないこと 25 対句
  11. 011 بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان食料品店の主人とオウムの物語、そしてオウムが店で油をこぼしたこと 79 対句
  12. 012 بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصبユダヤの王が偏見のためにキリスト教徒を殺した物語 14 対句
  13. 013 بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را大臣が王の策略を教えたこと 10 対句
  14. 014 بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری大臣がキリスト教徒に偽計を施したこと 15 対句
  15. 015 بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر راキリスト教徒が大臣の策略を受け入れたこと 8 対句
  16. 016 بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر راキリスト教徒が大臣に従ったこと 38 対句
  17. 017 بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی راカリフがライラを見た物語 30 対句
  18. 018 بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر大臣の嫉妬を述べること 9 対句
  19. 019 بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را機敏なキリスト教徒が大臣の策略を理解したこと 9 対句
  20. 020 بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر王が大臣に秘密のメッセージを送ったこと 4 対句
  21. 021 بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاریキリスト教徒の十二の部族を述べること 5 対句
  22. 022 بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل大臣が福音書の教えを混乱させたこと 37 対句
  23. 023 بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راهこれらの相違は方法の形式にあるのであって、道の真実にはないことを述べること 21 対句
  24. 024 بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکرこの策略における大臣の損失を述べること 28 対句
  25. 025 بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم大臣が民衆を惑わすためにもう一つの策略を企てたこと 16 対句
  26. 026 بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را大臣が弟子たちに返答を避けたこと 13 対句
  27. 027 بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن弟子たちが独居を破るよう策略をめぐらしたこと 13 対句
  28. 028 بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنم大臣が独居を破らないと答えたこと 4 対句
  29. 029 بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر大臣の独居に弟子たちが異議を唱えたこと 48 対句
  30. 030 بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت大臣が独居を拒否することで弟子たちを失望させたこと 7 対句
  31. 031 بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا大臣が各アミールを個別に後継者としたこと 12 対句
  32. 032 بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت大臣が独居中に自害したこと 6 対句
  33. 033 بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست預言者イーサーの信者たちがアミールたちに、あなた方の中で後継者は誰かと尋ねたこと 28 対句
  34. 034 بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدیアミールたちが後継者の地位をめぐって争ったこと 31 対句
  35. 035 بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل福音書に述べられていた預言者ムハンマドの特質を讃えること 13 対句
  36. 036 بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمودイーサーの宗教を破壊しようと努めた別のユダヤの王の物語 29 対句
  37. 037 بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برستユダヤの王が火を起こし、そのそばに偶像を置き、この偶像を崇拝する者は誰でも火から救われると告げたこと 14 対句
  38. 038 بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش子供が火の中で話し始め、人々を火に飛び込むよう勧めたこと 29 対句
  39. 039 بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند預言者ムハンマドの名前を嘲笑して口にした男の口が歪んだままになったこと 11 対句
  40. 040 بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهودそのユダヤの王が火を叱責したこと 46 対句
  41. 041 بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویشユダヤの王が嘲笑し否定し、自分の特別な者たちの助言を受け入れなかったこと 31 対句
  42. 042 بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر獲物がライオンに、神への信頼と努力の放棄を語ったこと 4 対句
  43. 043 بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتنライオンが獲物に答え、努力の利点を述べたこと 4 対句
  44. 044 بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب獲物が努力と獲得よりも神への信頼を優先したこと 4 対句
  45. 045 بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیمライオンが神への信頼と服従よりも努力と獲得を優先したこと 3 対句
  46. 046 بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد獲物が勤勉よりも神への信頼を優先したこと 14 対句
  47. 047 بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّلライオンが神への信頼よりも努力を優先したこと 19 対句
  48. 048 بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد獲物が再び努力よりも神への信頼を優先したこと 8 対句
  49. 049 بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهدアズラーイールが男を見て、その男がスライマーンの家に逃げ込んだこと。そして努力に対する神への信頼の優先と努力の利益の少なさを述べること 15 対句
  50. 050 بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردنライオンが再び神への信頼よりも努力を優先し、努力の利点を述べたこと 21 対句
  51. 051 بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل努力が神への信頼よりも優先されることが確立されたこと 6 対句
  52. 052 بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر獲物がライオンのところへ行くのを遅らせたウサギを非難したこと 2 対句
  53. 053 بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان راウサギが彼らに答えたこと 5 対句
  54. 054 بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش獲物がウサギの言葉に異議を唱えたこと 3 対句
  55. 055 بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران راウサギが獲物に答えたこと 19 対句
  56. 056 بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستنウサギの知恵を述べ、知識の美徳と利益を述べること 14 対句
  57. 057 بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را獲物が再びウサギにその思惑の秘密を尋ねたこと 4 対句
  58. 058 بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان راウサギが彼らに秘密を明かすことを禁じたこと 10 対句
  59. 059 بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوشウサギの策略の物語 27 対句
  60. 060 بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگسハエの薄弱な解釈のご馳走 9 対句
  61. 061 بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوشウサギの遅延にライオンが怒ったこと 16 対句
  62. 062 بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش再びウサギの策略を述べること 43 対句
  63. 063 بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیرウサギがライオンのところに到着したこと 7 対句
  64. 064 بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوشウサギが言い訳を述べたこと 24 対句
  65. 065 بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با اوライオンがウサギに答え、彼と共に出発したこと 21 対句
  66. 066 بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شودヤツガシラとスライマーンの物語、そして運命が訪れると明晰な視力が閉ざされることを述べること 19 対句
  67. 067 بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهدヤツガシラの主張に対するカラスの皮肉 6 対句
  68. 068 بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ راヤツガシラがカラスの皮肉に答えたこと 7 対句
  69. 069 بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویلアダムの物語と、運命が明白な禁止事項と解釈の放棄を無視させたこと 29 対句
  70. 070 بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسیدウサギが井戸の近くに着いたとき、ライオンから足を引き戻したこと 34 対句
  71. 071 بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوشライオンがウサギに足を引き戻した理由を尋ねたこと 7 対句
  72. 072 بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش راライオンが井戸を覗き込み、自分の姿と別のライオン、そしてそのウサギの姿を見たこと 35 対句
  73. 073 بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتادウサギが獲物たちにライオンが井戸に落ちたという良い知らせを伝えたこと 18 対句
  74. 074 بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را獲物たちがウサギの周りに集まり、彼を称賛したこと 12 対句
  75. 075 بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشویدウサギが獲物たちにこのことに喜ぶなと忠告したこと 4 対句
  76. 076 بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر「我々は小聖戦から大聖戦に戻った」という言葉の解釈 17 対句
  77. 077 بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنهローマの使者が信徒たちの長ウマル(神が彼に喜ばれますように)のもとに来て、ウマル(神が彼に喜ばれますように)の奇跡を見たこと 25 対句
  78. 078 بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درختローマの使者が信徒たちの長ウマル(神が彼に喜ばれますように)が木の下で眠っているのを見つけたこと 31 対句
  79. 079 بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنهローマの使者が信徒たちの長ウマル(神が彼に喜ばれますように)に質問したこと 34 対句
  80. 080 بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنیアダムが「主よ、我々は自らを不当に扱いました」とその過ちを自分に帰し、イブリースが「あなたが私を惑わしたから」と自分の罪を神に帰したこと 29 対句
  81. 081 بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم「彼がどこにいても、彼はあなた方と共にいる」という言葉の解釈 6 対句
  82. 082 بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسمローマの使者がウマル(神が彼に喜ばれますように)に、魂がこの肉体の水と泥に悩まされる理由を尋ねたこと 14 対句
  83. 083 بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف「神と共に座りたい者は、スーフィーたちと共に座るべきである」という意味において 18 対句
  84. 084 بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت旅行に行く商人が、囚われのオウムにインドのオウムたちへのメッセージを託した物語 28 対句
  85. 085 بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی神聖な理性を持つ鳥たちの翼の描写 12 対句
  86. 086 بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی主人が野原でインドのオウムたちを見て、そのオウムからのメッセージを伝えたこと 16 対句
  87. 087 بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشدファリードゥッディーン・アッタール(神が彼の魂を聖なるものとされますように)の言葉の解釈「お前はエゴの持ち主だ、気づかない者よ、泥と血の中で食べるがいい。心の持ち主が毒を飲めば、それは蜂蜜となる」 12 対句
  88. 088 بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیه‌السلام کی چه می‌فرمایی اول تو اندازی عصا魔術師たちが預言者ムーサーに「何を命じますか、まずあなたが杖を投げますか」と敬意を示したこと 34 対句
  89. 089 بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان商人がインドのオウムたちについて見たことをオウムに再び話したこと 42 対句
  90. 090 بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر ویそのオウムがインドのオウムたちの行動を聞き、かごの中で死んだこと、そして主人が彼のために嘆いたこと 72 対句
  91. 091 بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن賢者の言葉の解釈:「道から遠ざけるものならば、それが不信仰の言葉であろうと信仰の言葉であろうと、友から遠ざけるものならば、それが醜い形であろうと美しい形であろうと」。預言者(彼に平安あれ)の言葉の意味において:「サアドは非常に嫉妬深い男である。そして私はサアドよりも嫉妬深く、アッラーは私よりも嫉妬深い。そして彼の嫉妬ゆえに、明らかであろうと隠されていようと、あらゆる不道徳な行いが禁じられた」 51 対句
  92. 092 بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر商人主人の物語に戻ること 11 対句
  93. 093 بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده商人がオウムをかごから投げ出し、死んだオウムが飛び立ったこと 20 対句
  94. 094 بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدنオウムが主人に別れを告げて飛び去ったこと 4 対句
  95. 095 بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشت‌نمای شدن人々の賞賛と指をさされることの害悪 29 対句
  96. 096 بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان「アッラーが望むことのみが起こる」という言葉の解釈 35 対句
  97. 097 بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستانウマル(神が彼に喜ばれますように)の時代に、貧困の日に神のために墓場でハープを奏でた老楽師の物語 38 対句
  98. 098 بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها「まことにあなた方の主には、あなた方の生涯の日々に恩恵の風が吹く。だからそれに身をさらすのだ」というハディースを述べること 62 対句
  99. 099 بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیستアイシャ(神が彼女に喜ばれますように)が預言者ムハンマド(彼に平安あれ)に質問した物語:「今日雨が降ったのに、あなたが墓地に行ったとき、あなたの服はなぜ濡れていないのですか」 23 対句
  100. 100 بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست»賢者サナーイー(神が彼の魂を聖なるものとされますように)の詩の解釈:「魂の領域には多くの天があり、世界の天を支配する」「魂の道には高低があり、高くそびえる山々と海がある」 11 対句
  101. 101 بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخرهこのハディースの意味について 「春の涼しさを活用せよ」と続き 14 対句
  102. 102 بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بودムスタファ(彼にアッラーの祝福と平安あれ)に質問するシッディーカ(彼女にアッラーの御満悦あれ)「今日の雨の秘密は何だったのですか」 12 対句
  103. 103 بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن琵琶奏者の老人の物語の続きとその要旨 32 対句
  104. 104 بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است墓地に眠る男にバイタルマールからこれだけの黄金を与えるようウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)に語りかける天使の声の夢 9 対句
  105. 105 بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)のために説教台が作られたとき、群衆が増えて「尊顔が説教中に見えない」と言われたために、ハナーナの柱が呻き声を上げたこと。使徒と教友がその呻き声を聞き、ムスタファ(彼にアッラーの祝福と平安あれ)が柱と明確に質疑応答したこと 41 対句
  106. 106 بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)の奇跡の顕現。アブー・ジャフル(彼に呪いあれ)の手の中の小石が話し始め、小石がムハンマド(彼にアッラーの祝福と平安あれ)の預言の真実性を証言したこと 7 対句
  107. 107 بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد琵琶奏者の物語の続きと、アミール・アル=ムウミニーン・ウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)が天使の声が告げたことを彼に伝えたこと 38 対句
  108. 108 بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراقウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)が彼の視線を、存在である涙の境地から、没頭の境地へと転換させたこと 24 対句
  109. 109 بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا毎日市場の入り口で呼びかける二人の天使の祈りの解釈。「アッラーよ、すべての施しをする者に代わりを与え給え。アッラーよ、すべての吝嗇な者に破壊を与え給え」。そして、その施しをする者とは真理の道のムジャーヒドであり、欲望の道の浪費家ではないことを説明すること 21 対句
  110. 110 بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشتカリフの物語。彼の時代の寛大さにおいてハーテム・アル=ターイーを凌駕し、比肩する者がいなかったこと 8 対句
  111. 111 بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی貧しいベドウィンの物語と、貧しさゆえの妻との出来事 12 対句
  112. 112 بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته貧しいムリードが偽りの主張者に惑わされ、彼らをシャイフや高貴な人物、神に至った者と見なし、本物と偽物の区別、作られたものと自然に生じたものの区別ができなかったこと 19 対句
  113. 113 بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر真実を主張するムリードが、偽りの主張者に誠実に信頼を寄せ、彼を特別な人物だと信じ、その信仰によって、彼のシャイフが夢にも見なかった境地に達し、火も水も彼を傷つけず、しかし彼のシャイフを傷つけるという稀な出来事について。ただし、それは非常に稀なことである 5 対句
  114. 114 بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زنベドウィンの男が妻に忍耐を命じ、妻に忍耐と貧困の美徳を説明したこと 27 対句
  115. 115 بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد妻が夫に忠告すること。「自分の地位や行い以上のことを語るな。(あなたがたはなぜ、行わないことを言うのか?)なぜなら、これらの言葉は真実であっても、それはあなたの信頼の境地ではない。自分の地位や行いを超えたことを言うのは有害であり、アッラーにとって最も嫌悪される傲慢となる」 27 対句
  116. 116 بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن男が妻に忠告する。貧しい者たちを軽蔑するな。真理の業において完全さの期待を抱いて見よ。自分の貧困という想像や憶測によって、貧困や貧しい者たちを非難するな 23 対句
  117. 117 بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد誰もが自分の居る場所から動き出すこと、誰もが自分自身の存在の枠組みから他の人々を見ることについて述べられている。青い鍋は太陽を青く見せ、赤い鍋は赤く見せる。鍋が色から解放されると白くなり、他のどの鍋よりも真実を語り、模範となる 29 対句
  118. 118 بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش妻が夫に配慮し、自分の言葉を後悔したこと 39 対句
  119. 119 بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل彼女らは賢者を支配し、無知な者は彼女らを支配するというハディースの意味について 5 対句
  120. 120 بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست男が妻の要求である生計を求めることに身を委ね、妻の異議を神の暗示と見なすこと。賢者の理性にとって、回転するものには必ず回転させる者がいる 9 対句
  121. 121 بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکندモーセとファラオが毒と解毒剤、闇と光のように、ともに神の意志に支配されていること、そしてファラオが秘密裏に祈り、自分の名誉を傷つけないようにしたことについて 36 対句
  122. 122 بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة世界の不運な者が両世界から疎外される理由。「この世と来世で損失を被る者」 27 対句
  123. 123 بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا神が軍を滅ぼそうとするとき、預言者サーリフとサーリフのラクダの奇跡を卑小で敵なしと見る感覚の目。たとえ敵が優勢であっても、彼らの目には敵が卑小でわずかに見え、神がなされるべきことを成就させるため、神は彼らの目にはあなた方をわずかな者と見せかけた 60 対句
  124. 124 بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان二つの海が合流し、その間に障壁があって互いに越えないという句の意味について 33 対句
  125. 125 بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر聖者が行うことをムリードが軽々しく真似してはならないこと。菓子は医者には害がないが、病人には害がある。寒さや雪はブドウには害がないが、未熟なブドウには害があるように。それは「神があなたの過去と未来の罪を許すため」という道中にあるからである 13 対句
  126. 126 بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت اوアラブ人とその妻の物語の要旨 27 対句
  127. 127 بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیستアラブ人が愛する妻の願いに心を決め、この服従には策略も試練もないと誓ったこと 41 対句
  128. 128 بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او妻が夫に生計の道を定め、夫がそれを受け入れたこと 19 対句
  129. 129 بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبستアラブ人が砂漠の真ん中からバグダードのカリフに雨水の壷を贈り届けたこと。そこも水不足であると信じていたため 17 対句
  130. 130 بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عربアラブの女性が雨水の壺をフェルトで包み、アラブ人の極端な信仰からそれに封をしたこと 24 対句
  131. 131 بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست物乞いが寛大さを愛し、寛大な者を愛するように、寛大な者の寛大さもまた物乞いを愛することについて。もし物乞いの忍耐が多ければ、寛大な者が彼の戸口に来る。もし寛大な者の忍耐が多ければ、物乞いが彼の戸口に来る。しかし、物乞いの忍耐は物乞いの完成であり、寛大な者の忍耐は彼の欠陥である 8 対句
  132. 132 بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست神に貧しい者、神に渇望する者と、神から貧しい者、神以外に渇望する者との違い 22 対句
  133. 133 بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او راカリフの家令と門番たちが、アラブ人を敬意を払って迎え、彼の贈り物を快く受け取ったこと 28 対句
  134. 134 بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون現世の愛好家が、太陽の光が当たる壁を愛する者の例であることについて。彼は、その輝きや美しさが壁からではなく、第四天の太陽の円盤から来ていることを理解しようと努力や奮闘をしなかった。そのため、彼は完全に壁に心を委ねた。太陽の光が太陽と結合したとき、彼は永遠に疎外された。「彼らと彼らが望むものの間に障壁が設けられた」 4 対句
  135. 135 بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرةアラブのことわざの例。「もし姦淫するなら高貴な女と姦淫せよ、もし盗むなら真珠を盗め」 10 対句
  136. 136 بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفهアラブ人が贈り物、すなわち壺をカリフの奴隷たちに渡したこと 20 対句
  137. 137 بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان文法学者と船頭の物語 18 対句
  138. 138 بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبوカリフが贈り物を受け入れ、その贈り物や壺に対する完全な無関心さをもって与えを命じたこと 81 対句
  139. 139 بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی長老の性質と彼の服従について 25 対句
  140. 140 بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی使徒(彼にアッラーの祝福と平安あれ)がアリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)に遺言すること。皆が特定の崇拝の種類で神に近づこうとするなら、あなたは賢者と特別な僕との交わりによって近づきなさい。そうすれば、あなたは彼らすべてよりも先んじるだろう 22 対句
  141. 141 بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزنカズヴィン人がライオンの絵を肩に青く刺青し、針の痛みのために後悔したこと 32 対句
  142. 142 بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار狼と狐がライオンに従って狩りに出かけたこと 29 対句
  143. 143 بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ماライオンが狼を試すこと。「さあ、狼よ、前に出て獲物を我々の間で分けなさい」と言うこと 14 対句
  144. 144 بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد بروある人が友の戸を叩くと、内側から「誰だ」と尋ねられ、「私だ」と答えると、「お前がそこにいる限り、私は誰も中に通さない。私には、私である友はいない」と言われ、去っていった物語 46 対句
  145. 145 بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بودライオンが獲物の分け方において無礼を働いた狼を懲らしめたこと 22 対句
  146. 146 بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولانヌーフ(彼に平安あれ)が民に警告すること。「私に逆らうな。私はただの覆いにすぎない。実のところ、あなたたちは神に逆らっているのだ、この見捨てられた者たちよ」 26 対句
  147. 147 بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود王が、目を清めるために、 عارفのスーフィーたちを自分の前に座らせたこと 7 対句
  148. 148 بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغانお客様がユースフ(彼に平安あれ)のもとにやって来て、ユースフ(彼に平安あれ)が彼に贈り物を求めたこと 35 対句
  149. 149 بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنیユースフ(彼に平安あれ)のお客様が言う。「鏡を持ってきました。あなたがそれを見るたびに、ご自身の美しい顔を見て、私を思い出してください」 36 対句
  150. 150 بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم啓示の書記官が背教したこと。啓示の光が彼に当たり、預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)より先にその節を読み、「では私も啓示の場所である」と言ったため 70 対句
  151. 151 بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای اوバルアム・バーウールがモーセとその民が包囲しているこの町から、願いが叶わずに引き返すようにと祈り、その祈りが聞き入れられたこと 23 対句
  152. 152 بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادنハールートとマールートが自らの無謬性を信じ、現世の統治を求め、誘惑に陥ったこと 24 対句
  153. 153 بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابلハールートとマールートの物語の残り。そして、彼らが現世でバベルの井戸に罰と懲罰を受けたこと 16 対句
  154. 154 بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش耳の聞こえない者が病気の隣人を見舞いに行ったこと 36 対句
  155. 155 بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود聖典の記述に反して初めて類推(キヤース)を持ち出したのは忌まわしきイブリースであった 30 対句
  156. 156 بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان自分の状態と高揚感を無知な者たちから隠すべきであることについて 41 対句
  157. 157 بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گریローマ人と中国人による絵画と肖像画の技術の競い合いの物語 33 対句
  158. 158 بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)がザイドに「今日の調子はどうだ、どうして起き上がったのか」と尋ね、彼が「朝を迎えて、私は信者になりました、アッラーの使徒よ」と答えたこと 84 対句
  159. 159 بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده است奴隷たちと宦官たちがルクマンを告発したこと。彼らが持ってきた新鮮な果物を彼が食べたと言って 24 対句
  160. 160 بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)へのザイドの答えの物語の続き 48 対句
  161. 161 بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاش‌تر ازین مگو و متابعت نگهدار預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)がザイドに「この秘密はこれ以上明かしてはならない、そして従順を守りなさい」と言ったこと 12 対句
  162. 162 بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زیدザイドの物語に戻る 39 対句
  163. 163 بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنهウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)の時代に町で火事が起こったこと 14 対句
  164. 164 بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست敵がアミール・アル=ムウミニーン・アリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)の顔につばを吐き、アミール・アル=ムウミニーン・アリーが剣を投げ捨てたこと 52 対句
  165. 165 بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختیその不信者がアリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)に尋ねること。「私のような者に勝利したのに、どうして剣を投げ捨てたのですか」 15 対句
  166. 166 بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالتアミール・アル=ムウミニーンが、その状況で剣を投げ捨てた理由を答えたこと 57 対句
  167. 167 بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم預言者(彼にアッラーの祝福と平安あれ)がアミール・アル=ムウミニーン・アリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)の従者の耳元で、「アリーの殺害はお前の手によるものとなるだろうと、お前に伝えた」と言ったこと 49 対句
  168. 168 بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردنアダム(彼に平安あれ)が呪われたイブリースの迷いと傲慢さに驚嘆したこと 31 対句
  169. 169 بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویشアリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)の物語に戻り、彼が自分の殺害者に対して寛大であったこと 14 対句
  170. 170 بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهانその従者がアミール・アル=ムウミニーン・アリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)の前に何度もひざまずいて、「アミール・アル=ムウミニーンよ、私を殺し、この運命から解放してください」と言ったこと 10 対句
  171. 171 بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بودムスタファ(彼にアッラーの祝福と平安あれ)がマッカやその他の地の征服を求めたのは、現世の王国を愛したからではなく、「現世は腐肉である」と述べたように、神の命令によるものであったこと 27 対句
  172. 172 بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شدアミール・アル=ムウミニーン・アリー(彼にアッラーの御顔に光栄あれ)が連れの者に語ること。「あなたが私の顔につばを吐いたとき、私の魂が動き、行為の誠実さが失われた。それがあなたを殺すのを妨げた原因だ」 29 対句