読む› 巻 1› 現世の愛好家が、太陽の光が当たる壁を愛する者の例であることについて。彼は、その輝きや美しさが壁からではなく、第四天の太陽の円盤から来ていることを理解しようと努力や奮闘をしなかった。そのため、彼は完全に壁に心を委ねた。太陽の光が太陽と結合したとき、彼は永遠に疎外された。「彼らと彼らが望むものの間に障壁が設けられた」› 対句 2811
M1:2811 — ریش گاو و بندهٔ غیر آمد او / غرقه شد کف در ضعیفی در زد او
M1:2811
意味 · به زبانِ تو — あなたの言語 · AI
این بیت، حال کسی را توصیف میکند که به جای عشق ورزیدن به حقیقت پایدار (کل)، دل به پدیدههای ناپایدار و زودگذر (جزء) میبندد و در نهایت، مانند غریقی که به کفی روی آب چنگ میزند، به چیزی بیارزش و ضعیف پناه میبرد و نابود میشود.
مولانا در این بخش، تفاوت میان «عاشقان کل» و «عشاق جزء» را بیان میکند. «کل» همان حقیقت الهی و منبع اصلی وجود است و «جزء» پدیدههای گذرا و ظواهر دنیوی است که تنها پرتوی از آن حقیقت هستند.
این بیت، سرنوشت «عاشق جزء» را به تصویر میکشد. چنین شخصی، به جای بندگیِ اصل، «بندهٔ غیر» میشود؛ یعنی تمام وجود خود را وقف چیزی میکند که اصالت ندارد. عبارت «ریش گاو» در ادبیات کهن کنایه از امر بیهوده و بیارزش است. مولانا میگوید این فرد، خود را درگیر امری بیفایده کرده و بردهی غیر خدا شده است.
مصرع دوم این وضعیت را با تمثیلی قدرتمند تکمیل میکند: او مانند کسی است که در حال غرق شدن است اما برای نجات، به «کف» روی آب چنگ میزند. در عرفان مولانا، «کف» نماد صورتها و پدیدههای ظاهری و ناپایدار جهان است، در حالی که «دریا» نماد حقیقت پایدار و باطنی است. کسی که حقیقت را رها کرده و به ظواهر دل بسته، در واقع برای نجات از غرق شدن در دریای حوادث، به ضعیفترین و فانیترین چیزها متوسل شده است که نه تنها او را نجات نمیدهد، بلکه نابودیاش را حتمی میکند.
- ریش گاو
- کنایه از چیز بیارزش، بیفایده و بیهوده.
- غیر
- در اصطلاح عرفانی، هر آنچه جز خداست؛ ماسویالله.
- غرقه
- غرقشده، فرورفته در آب.
- کف
- کف روی آب؛ در اینجا نماد پدیدههای ظاهری، ناپایدار و بیاساس جهان است.
- در زد او
- چنگ زد، متوسل شد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.