読む 巻 1 食料品店の主人とオウムの物語、そしてオウムが店で油をこぼしたこと 対句 306

M1:306 — حِسّ دنیا نردبان این جهان / حِسّ دینی نردبان آسمان

حِسّ دنیا نردبان این جهانحِسّ دینی نردبان آسمان
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M1:306

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حس دنیوی، نردبانِ عروج در این جهانِ مادی است؛ و حس دینی، نردبانِ صعود به آسمانِ معنوی است. معنا: مولانا میان دو نوع ادراک تمایز قائل می‌شود: یکی حواس ظاهری ما که به کار دنیای مادی می‌آید، و دیگری حس باطنی یا دینی که راهگشای عوالم برتر و آسمانی است.

شرح

مولانا، در ادامه بحث از «محک» جان که معیار سنجش یقین از شک است، حال به تبیین ابزار اصلی این سنجش می‌پردازد: حواس آدمی. او با مثالی ملموس آغاز می‌کند؛ همچنان که حس زنده در دهان می‌تواند خاشاکی کوچک را در هزاران لقمه تشخیص دهد و آرامش نجوید تا آن را بیرون نهد، حس باطنی نیز می‌تواند حق را از باطل بازشناسد. این تشخیص، ثمرهٔ زنده‌بودن و فعال‌بودن حس است؛ حسی که مرده باشد، تمیز نمی‌دهد.

از این روست که مولانا دو گونه حس را معرفی می‌کند: «حس دنیا» و «حس دینی». حس دنیا همین حواس ظاهری ماست که تلخی را از شیرینی و خار را از بی‌خار تمیز می‌دهد. این حس، نردبانی برای بالا رفتن در همین جهان مادی است، ابزاری برای کسب مهارت‌های دنیوی در نجاری، طبابت، آشپزی و دیگر فنون. سلامت و کارایی این حس، با «معموری تن» یعنی آبادانی و سلامت جسمانی تأمین می‌شود؛ اگر نقصی در آن باشد، باید به «طبیب» دنیوی رجوع کرد.

اما «حس دینی» که نردبان آسمان است، به کل دیگری تعلق دارد. این همان بصیرت باطنی، یا به تعبیری نزدیک‌تر، وجدان اخلاقی و معنوی است که حق را از باطل، و شک را از یقین متمایز می‌کند. سلامت و بیداری این حس، نه از آبادانی، که از «ویرانی بدن» حاصل می‌شود. ویرانی بدن در اینجا به معنای مهار کردن خواهش‌های نفسانی و زیاده‌روی‌های جسمانی است؛ همان چیزی که عرفا به آن «ریاضت» می‌گویند. مولانا به صراحت می‌گوید: «صحت آن حس ز ویرانی بدن» است. او هشدار می‌دهد که اگر فقط به فکر شکم و لذت‌های بدنی باشیم، چشم باطن بینا نمی‌شود. مثال ماه رمضان و روزه‌داری را می‌آورد: «چند خوردی چرب و شیرین از طعام / امتحان کن چند روزی در صیام». و اگر «این انبان ز نان خالی کنی»، آنگاه «پر ز گوهرهای اجلالی کنی»؛ یعنی روح شما از معارف الهی پر می‌شود.

این تعلیم ریشه‌دار در سنت عرفانی است، چنان که سعدی گفت: «اندرون از طعام خالی دار / تا در او نور معرفت بینی». و مولا علی (ع) در نهج‌البلاغه فرمودند: «البطنه تذهب الفطنه»، یعنی پرخوری هوش و زیرکی را از بین می‌برد. البته مولانا در اینجا تأکید می‌کند که این ویرانی نباید به افراطی‌گری صوفیانه بینجامد که منجر به نقص عقل شود؛ چنانکه غزالی نیز بر سلامت عقل ولیّ خدا پای فشرده است. مراد از ویرانی، ترک عادت و مهار زیاده‌خواهی‌هاست، نه نابودی جسم و عقل. جامی در «نفحات‌الانس» از وصیت مولانا در لحظات آخر عمرش یاد می‌کند: «علیکم بقلت طعام و قلت منام و قلت کلام» (کم‌خوردن، کم‌خوابیدن و کم‌گفتن)، که از اصول طریقت بود.

این تمایز شریعت و طریقت را نیز روشن می‌کند. در شریعت، بسیاری امور مباح و مجازند، حتی پرخوری یا پرخوابی که به جسم لطمه نزنند. فقیه تنها به ظاهر حکم می‌کند و کاری به حضور قلب در نماز یا اثر معنوی روزه ندارد. اما طریقت، پله‌ای فراتر از شریعت است که در آن، هر عملی باطن و عمق می‌یابد. در این وادی، اعمالی که در شریعت مباح‌اند، ممکن است برای سالک صحیح نباشند، زیرا مانع صفای باطن‌اند. حافظ نیز در همین زمینه می‌گوید: «غلام پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ / چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد». شیخ (نماد شریعت) وعدهٔ ثوابِ نسیه می‌دهد، اما پیر مغان (نماد طریقت) نتیجه و حظ روحی را در همین دنیا «نقد» می‌کند.

مولانا ادامه می‌دهد که این «ویرانی بدن» یا «ویرانی خانه» به منظور دستیابی به گنجی است که پس از آن، «و ز همان گنجش کند معمورتر». همچون کسی که برای یافتن گنج، خانه‌ای را ویران می‌کند و سپس با همان گنج خانه‌ای بهتر می‌سازد؛ یا جراحی که برای بیرون کشیدن پیکان، پوست را می‌شکافد و سپس پوست تازه بر می‌دمد؛ یا فاتحی که قلعهٔ ویران‌شده را از دشمن می‌گیرد و صد برج و سد بر آن می‌سازد. پیغام روشن است: این راهِ طریقت، راهی برای «زیان نخواهید کرد». این تعلیمی برای سالکان طریقت است که با مجاهدت‌های خود، حتی در همین دنیا، به نتیجه و آرامش خاطر می‌رسند و زیان نمی‌بینند. این فرق دارد با راه عاشقی که مقام بالاتری است و در آن، سالک به قمار و باختن همه چیز می‌اندیشد، بی‌آنکه به نتیجه و عوض بیندیشد؛ «خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش / بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر». این بیت، وعده و تضمینِ راه طریقت را برای آنان که در آغاز سلوک‌اند، بیان می‌کند.

نکات کلیدی

  • مولانا میان دو گونه حس تمایز می‌گذارد: حس دنیوی برای امور مادی و حس دینی برای عروج معنوی.
  • سلامت حواس ظاهری از آبادی جسم (معموری تن) حاصل می‌شود؛ اما سلامت حس باطنی (حس دینی) از مهار خواهش‌های نفس (ویرانی بدن) است.
  • «ویرانی بدن» به معنای ریاضت کشیدن و کاهش افراط در خوردن، خوابیدن و سخن گفتن است، نه نابودی جسم یا عقل.
  • این ریاضت، نه تنها زیانی ندارد بلکه منجر به کشف «گنج زر» باطنی و آبادانیِ بهتر روح و جسم می‌شود.
  • مسیر طریقت، برخلاف شریعت که وعدهٔ نسیه می‌دهد، حظ و نتیجهٔ معنوی را «نقد» و در همین دنیا به سالک می‌رساند.
  • این بیت، وعدهٔ روشن مولانا به سالکان طریقت است که مجاهدت‌هایشان بی‌نتیجه و زیان‌بار نخواهد بود.

Sources: d1-s23 · 04:53:00 d1-s23 · 05:13:58 d1-s23 · 05:17:49 d1-s24 · 00:07:15

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.