読む 巻 2 支配者がその男に、道の脇に植えた茨の木を抜き取るように命じたこと 対句 1359

M2:1359 — جان و عقل من فدای بحر باد / خونبهای عقل و جان این بحر داد

جان و عقل من فدای بحر بادخونبهای عقل و جان این بحر داد
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M2:1359

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 01 — [00:13:51] مولانا و دریای معنا: عقل و جان من فدای بحر باد


جلسهٔ 01 — [00:13:51] مولانا و دریای معنا: عقل و جان من فدای بحر باد

بط یعنی مرغابی. ببینید میگه من جانم، عقلم، جسمم، روحم، همه قربان دریا باد. این چه دریایی‌ست که مولوی خودش رو فدای او می‌کند؟ این دریاشناس این‌چنین خود رو در پای این دریا قربانی می‌کند.


جلسهٔ 19 — [00:10:45] علت عاشق از علت‌ها جداست

می‌گه من نمی‌تونم با ذکر بحر و اسم دریا و وصف آب شکیبا باشم. من باید در آب بپرم. و «خون‌بهای عقل و جان این بحر داد». حتی اگر در این بحر غرقه بشوم، هلاک بشوم، ولی دریا خون‌بهای من است. یعنی می‌پردازد بهای خون من را. خب اون دریا هم دریای عشق است.

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.