読む›巻 2
巻 2 · 3819 対句 · 115 節
دفتر دوم
Book II
❋ ❋ ❋
- 001 بخش ۱ - سر آغاز序章 111 対句
- 002 بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنهウマル(彼にアッラーの御満悦あれ)の時代、ある人物が幻を三日月と見間違えたこと 23 対句
- 003 بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر蛇使いが別の蛇使いから蛇を盗んだこと 6 対句
- 004 بخش ۴ - التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلامイエス(彼に平安あれ)の同行者がイエス(彼に平安あれ)に骨を生き返らせてくれるよう懇願したこと 15 対句
- 005 بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادمスーフィーが召使いに家畜の手入れについて忠告し、召使いが「ラ・ハウラ」(神の他に力はない)と言ったこと 15 対句
- 006 بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق神が天地創造について協議した物語 22 対句
- 007 بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت聞き手が物語の表面的な形を聞くことを好んだため、物語の意味の説明が中断されたこと 9 対句
- 008 بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن召使いが家畜の世話を約束したが、それを怠ったこと 41 対句
- 009 بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورستキャラバン隊員たちがスーフィーの家畜が病気だと誤解したこと 81 対句
- 010 بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن王が老婦人の家でシャヒーン鷹を見つけたこと 54 対句
- 011 بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالیシャイフ・アフマド・ハズラウィーが神の啓示によって債権者のために菓子を買ったこと 69 対句
- 012 بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشویある人物が隠者を脅したこと。「あまり泣くな、さもないと盲目になるぞ」 12 対句
- 013 بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلامイエス(彼に平安あれ)の祈りによって骨が生き返った物語の完結 46 対句
- 014 بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست村人が暗闇の中で自分の牛だと思ってライオンを掻いたこと 11 対句
- 015 بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماعスーフィーたちが巡礼者の家畜をサマーのために売ったこと 71 対句
- 016 بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر告発者たちが破産したカディを町中で宣言したこと 29 対句
- 017 بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس牢獄の者たちが、その破産者の手から解放されるよう、カディの代理人に訴え出たこと 29 対句
- 018 بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس破産者の物語の続き 96 対句
- 019 بخش ۱۹ - مثل例え 37 対句
- 020 بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت人々が、母親を疑って殺した男を非難したこと 66 対句
- 021 بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود王が新しく買った二人の奴隷を試したこと 21 対句
- 022 بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن王がその奴隷の一人を去らせ、もう一人に尋ねたこと 41 対句
- 023 بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود奴隷が友の誠実さと忠実さについて、自分の良い考えから誓ったこと 142 対句
- 024 بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص家臣たちが特別な奴隷に嫉妬したこと 145 対句
- 025 بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب喉の渇いた者が塀の上から水路に土塊を投げ入れたこと 35 対句
- 026 بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن支配者がその男に、道の脇に植えた茨の木を抜き取るように命じたこと 159 対句
- 027 بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه友たちが病気のズンヌーン・ミスリー(彼にアッラーの慈悲あれ)を見舞うために病院にやって来たこと 44 対句
- 028 بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده استムリードたちがズンヌーンが狂ったのではなく、意図的に行動したのだと理解したこと 17 対句
- 029 بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیهズン=ヌーン師の物語への回帰 15 対句
- 030 بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان راルクマンの主人がその知恵を試す 48 対句
- 031 بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان試す者たちの前でルクマンの才能と知恵が明らかに 51 対句
- 032 بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص特別なる召使いへの嫉妬の結末 40 対句
- 033 بخش ۳۳ - عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد卑しいヤツガシラの姿にもかかわらず、バルキスの心に響くソロモンのメッセージの尊厳 32 対句
- 034 بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا「朝に汝らの水が涸れる」という朗読を否定する哲学者 86 対句
- 035 بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبانモーセが羊飼いの夜の祈りを非難する 30 対句
- 036 بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان神がモーセを羊飼いのことで叱責する 22 対句
- 037 بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان羊飼いの許しを乞うモーセへの啓示 44 対句
- 038 بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان راモーセが神に圧制者の優位の秘密を問う 62 対句
- 039 بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود口に蛇が入った眠れるアミールを苦しめる男 54 対句
- 040 بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس熊のへつらいと忠誠を信頼する 60 対句
- 041 بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم二つの盲目を持つと語る盲目の乞食 17 対句
- 042 بخش ۴۲ - تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود熊とその忠誠を信じた愚か者の物語の続き 26 対句
- 043 بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی «آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست؟»モーセが子牛を崇拝する者に向かって「お前の妄想と慎重さはどこに行ったのか?」と言う 28 対句
- 044 بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را助言者は熊に欺かれた男に再三の忠告の後、彼を見捨てる 31 対句
- 045 بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس狂人がガレノスにへつらい、ガレノスが恐れる 8 対句
- 046 بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود同種ではない鳥が別の鳥と飛び回り、旋回する理由 21 対句
- 047 بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس熊のへつらいを信じた愚か者の物語の続き 17 対句
- 048 بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادتムスタファが教友の病気を見舞い、見舞いの利点を説明する 15 対句
- 049 بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی神がモーセに「なぜ私の見舞いに来なかったのか」と啓示する 11 対句
- 050 بخش ۵۰ - تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر庭師がスーフィー、法学者、アリーの子孫を互いから引き離す 46 対句
- 051 بخش ۵۱ - رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام病人と預言者による見舞いの物語への回帰 6 対句
- 052 بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکنシェイフがアブー・ヤズィードに「私がカアバだ。私の周りを巡礼せよ」と言う 9 対句
- 053 بخش ۵۳ - حکایت物語 25 対句
- 054 بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا預言者がその男の病気の原因が祈りにおける傲慢さであったことを知る 83 対句
- 055 بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کردなぜ遊女と結婚したのかと高貴なる主人に道化師が言い訳する 5 対句
- 056 بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود自分を狂人に見せかけていた偉大な人物を、質問者が巧みに話させる 16 対句
- 057 بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا犬が盲目の乞食に襲いかかる 33 対句
- 058 بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان市の監督官が泥酔して倒れた男を牢獄に呼ぶ 13 対句
- 059 بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد質問者がその偉大な人物の状況をさらに知るために、二度目の会話を試みる 56 対句
- 060 بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را病気の男への使徒の助言の続き 96 対句
- 061 بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش預言者が病気の男に遺言を与え、祈りを教える 54 対句
- 062 بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازستイブリースがムアーウィヤを起こし「起きろ、礼拝の時間だ」と言う 8 対句
- 063 بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او راイブリースがムアーウィヤをロバから落とし、隠蔽と口実を用い、ムアーウィヤが彼に答える 5 対句
- 064 بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه راイブリースが再びムアーウィヤに答える 35 対句
- 065 بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او راムアーウィヤがイブリースと彼の策略について再び語る 20 対句
- 066 بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه راイブリースが再びムアーウィヤに答える 29 対句
- 067 بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیسムアーウィヤがイブリースを叱りつける 6 対句
- 068 بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستنムアーウィヤがイブリースについて神に嘆き、助けを求める 8 対句
- 069 بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود راイブリースが再び自分の欺瞞を説明する 16 対句
- 070 بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس راムアーウィヤが再びイブリースに懇願する 14 対句
- 071 بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را裁判官が裁きの災難について不平を言い、彼の代理人が彼に答える 12 対句
- 072 بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس راムアーウィヤがイブリースに自白させる 9 対句
- 073 بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویهイブリースがムアーウィヤに自分の意図を正直に語る 6 対句
- 074 بخش ۷۴ - فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت礼拝の集団に参加できなかったことへの純粋な後悔の美徳 9 対句
- 075 بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود راイブリースがムアーウィヤに自分の策略を告白する話の続き 13 対句
- 076 بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحبخانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد盗人が家の主人を呼んで捕まえそうになった声で逃げてしまう 32 対句
- 077 بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان偽善者たちの物語と彼らがハザール・モスクを建てたこと 23 対句
- 078 بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند偽善者たちが預言者を欺いてハザール・モスクへ連れて行こうとする 40 対句
- 079 بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند預言者がなぜ秘密を守らないのかと、とある教友が非難の気持ちで考える 23 対句
- 080 بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود میجست و میپرسید迷子のラクダを探し尋ねる男の物語 12 対句
- 081 بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن対立する教義の間で迷い、脱出と救済を見出す 24 対句
- 082 بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویستすべてのものを試して、その中に善悪が現れる 26 対句
- 083 بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جویندهラクダを探す男の物語の利点の解説 43 対句
- 084 بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هستすべての呼吸の中にハザール・モスクの試練があることの表明 11 対句
- 085 بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ میکرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاستインド人が自分の友人と仕事で争っていたが、自分も同じ病気にかかっていることを知らなかった物語 19 対句
- 086 بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسدガザン人が一人を殺してもう一人を脅そうと企む 13 対句
- 087 بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام預言者や聖者の存在という恵みに対する自己中心的で感謝を知らない人々の状況の表明 29 対句
- 088 بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را老人が医者に病気を訴え、医者がそれに答える物語 28 対句
- 089 بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکردジュヒと、自分の父親の葬儀で嘆き悲しむ子供の物語 39 対句
- 090 بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم体格の良い男を見て子供が恐がり、その男が「坊や、恐れるな、私は人間ではない」と言う 8 対句
- 091 بخش ۹۱ - قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه میرفت弓使いと、森を行く騎乗の人物を恐れる彼の物語 13 対句
- 092 بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او راベドウィンの物語と、袋に砂を詰める彼を哲学者が非難すること 34 対句
- 093 بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریاイブラーヒーム・アドハム師の海辺での奇跡 30 対句
- 094 بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیببین秘蹟を見る光で知識人が啓発され始める 63 対句
- 095 بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او راよそ者が師匠を嘲笑し、師匠の弟子が彼に答える 37 対句
- 096 بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریاイブラーヒーム・アドハムの海辺での物語の残りの部分 28 対句
- 097 بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمیگیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا神は罪によって私を捕らえないと主張する男と、シュアイブが彼に答えること 34 対句
- 098 بخش ۹۸ - بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخよそ者が師匠を嘲笑した話の続き 26 対句
- 099 بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضیالله عنها مصطفی را علیهالسلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز میکنی، چونست؟アイシャがムスタファに「なぜあなたは礼拝用の敷物なしにどこでも礼拝するのですか?」と尋ねる 12 対句
- 100 بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خودネズミがラクダの手綱を引くこと、そしてネズミが自分にうぬぼれること 42 対句
- 101 بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند船の中で容疑者とされたダルウィーシュの奇跡 28 対句
- 102 بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگویدスーフィーたちが師匠の前で多弁なスーフィーを非難する 20 対句
- 103 بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ貧者が師匠に言い訳をする 47 対句
- 104 بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش استその主張自体が自らの真実の証であるという主張の表明 29 対句
- 105 بخش ۱۰۵ - سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلام聖母の胎内で聖ヨハネが聖イエスにひれ伏す 5 対句
- 106 بخش ۱۰۶ - اشکال آوردن برین قصهこの物語に異議を唱える 5 対句
- 107 بخش ۱۰۷ - جواب اشکال異議に対する答え 13 対句
- 108 بخش ۱۰۸ - سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن状態の言葉で話し、それを理解すること 11 対句
- 109 بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان虚偽の言葉が虚偽の心に受け入れられること 5 対句
- 110 بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیردその実を食べれば死なないという木を探す 18 対句
- 111 بخش ۱۱۱ - شرح کردن شیخ سِرّ آن درخت با آن طالب مقلد師匠がその木の秘密を模倣する求道者に説明する 22 対句
- 112 بخش ۱۱۲ - منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن راブドウをめぐる四人の争い、それぞれが別の名前で理解していたため 32 対句
- 113 بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام使徒の祝福によってアンサールたちの間の対立と敵意が解消される 53 対句
- 114 بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان家禽が育てたカモの子供たちの物語 22 対句
- 115 بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند荒野で一人で見つかった禁欲者の奇跡に巡礼者たちが驚く 23 対句