読む› 巻 4› エルサレムのモスクの隅にイナゴマメの木が生えたこと、そしてそれがスライマーン(彼の上に平安あれ)に話しかけ、その性質と名前を告げたときに、彼が悲しんだこと› 対句 1402
M4:1402 — هل سباحت را رها کن کبر و کین / نیست جیحون نیست جو دریاست این
M4:1402
شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から
شرح
جلسهٔ 25 — [00:43:26] توصیه به ترک شناگری و غرور در دریای معرفت
بعد توصیه میکنه:
جلسهٔ 25 — [00:43:26] توصیه به ترک شناگری و غرور در دریای معرفت
غرور رو هم فرو بنه. اینجا برو تو کشتی بنشین. اینجا تکیه بر بازوی خودت نکن. اینجا کجاست؟ در مقابل یه دریایی که میگه:
جلسهٔ 25 — [00:43:26] توصیه به ترک شناگری و غرور در دریای معرفت
مولوی در اینجا قاعدتاً داره یکی از تجربههای خودشو با ما در میان میگذاره. وجود رو، عالم معرفت رو، ملکوت رو، خداوند رو مثل یک دریای ژرف بیپایان میبینه که خود رو در اون انداختن بدون اینکه یک راهنما و دستگیری داشته باشیم، نهایتاً به هلاک میافکنه ما رو. بنابراین میگه که اینجا جای شناگری نیست. هر جای دیگه دلت میخواد بکن. تو فلسفه برو شناگری کن، یعنی مهارت فلسفی نشون بده. تو علم همینطور. اما وقتی که وارد معرفت اشراقی و آبرآگاهانه شدی، یعنی همون عرفان، در اونجا کاملاً باید حالت تسلیم داشته باشی.
جلسهٔ 25 — [00:47:58] گستاخی در تاریکی و تسلیم در روشنایی
مولوی میگه حقایق بعضیاش اینطوریست. تو در تاریکی میبینی، گستاخی میکنی. اگر در روشنایی و در بیداری ببینی، سپر میاندازی. سپر میاندازی. تسلیم میشی.
اون کبر و کین، اون غروری که داری به دلیل نابیناییته. اگه ببینی این دریا رو، حتماً دیگه ادعای شناگری نمیکنی. بله تو شناگری برای تو یه برکه، برای یه استخر کوچیک، فاین. اما دریای ژرف بیپناه که در رباید هفت دریا را چو کاه، نه اون دیگه جواب نمیده. اونجا باید کشتی بنشینی دیگه. پس زیرکی بفروش و حیرانی بخر.
به زبانِ تو — あなたの言語 · AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.