読む›巻 4
巻 4 · 3850 対句 · 139 節
دفتر چهارم
Book IV
❋ ❋ ❋
- 001 بخش ۱ - سر آغاز序章 39 対句
- 002 بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ隠れた庭で追手から逃れた恋人の話の結末。彼はそこで愛する者を見つけ、追手を祝福し、「あなたがたが嫌悪するものが、あなたがたにとって良いものであることもある」と言った 40 対句
- 003 بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی説教師が説教のたびに、常に暴君、頑固者、不信仰な者たちのために祈りを捧げた物語 32 対句
- 004 بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیهالسلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعبتر چیستイーサー(彼の上に平安あれ)に「存在するものの中で最も困難なものは何か」と尋ねたことについて 7 対句
- 005 بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی恋人が裏切ろうとし、愛する者が彼を叱責したこと 37 対句
- 006 بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفتあるスーフィーが自分の妻を他人に奪われた話 28 対句
- 007 بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم偽装のため、愛する者をチャドルの中に隠し、「女性の策略は確かに大いなるものだ」という妻の言い訳 12 対句
- 008 بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده「あの男は持参金に興味がなく、彼の目的は貞節と正しさです」という妻の言葉と、それに対するスーフィーの隠された返答 17 対句
- 009 بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را神を「すべてを聞く者、すべてを見る者」と呼ぶことの意図 23 対句
- 010 بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام世界は炉、敬虔さは風呂のようであるというたとえ 19 対句
- 011 بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد香水商人の市場で、香水と麝香の匂いで気を失い、病気になった皮なめし職人の話 32 対句
- 012 بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین皮なめし職人の兄弟が、密かに糞の匂いをかがせて彼を治療したこと 17 対句
- 013 بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیزあの恋人が偽装とごまかしで自分の罪を弁明したこと、そして愛する者がそれをも理解したこと 14 対句
- 014 بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن愛する女性が恋人の言い訳を拒否し、その偽装を彼の顔に塗りつけたこと 33 対句
- 015 بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او راあるユダヤ人がアリー(アッラーが彼の顔を尊くしたまえ)に、「もしあなたが神の守護を信頼しているなら、この宮殿の頂上から身を投げなさい」と言ったこと、そしてアミール・アル=ムウミニーン(信徒たちの長)が彼に答えたこと 35 対句
- 016 بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیهالسلام پیش از سلیمان علیهالسلام بر بنای آن مسجدエルサレムのモスクとイナゴマメの物語、そしてスライマーン(彼の上に平安あれ)の前にダーウード(彼の上に平安あれ)がそのモスクの建設を決意したこと 18 対句
- 017 بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت「信者たちは兄弟である」という聖句と、「学者たちは一体である」という格言の解説。特にダーウードとスライマーン、そして他の預言者たち(彼らの上に平安あれ)の統一性。もし彼らのうちの一人でも否定するなら、どの預言者への信仰も正しくない。これは統一の証である。千の家から一つの家を破壊すれば、すべてが破壊され、一つの壁も立たない。なぜなら、「彼らの誰をも区別しない」からである。賢者にはヒントで十分だが、これはヒントを超えている 61 対句
- 018 بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصیエルサレムのモスク建設の物語の続き 20 対句
- 019 بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قولウスマーン(アッラーが彼を喜ばれたまえ)のカリフ就任の始まりと、言葉による助言者よりも行動による助言者が優れていることを述べた彼の説教 34 対句
- 020 بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود賢者たちが人間を小宇宙と呼び、神学的な賢者たちが人間を大宇宙と呼ぶことの説明。なぜなら前者の知識は人間の形に限定されるが、後者の知識は人間の本質そのものにつながるからである 17 対句
- 021 بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق「私の共同体はヌーフの箱舟のようである。それにつかまる者は救われ、それから離れる者は溺れる」というハディースの解釈 25 対句
- 022 بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلامビルキースがサバの町からスライマーン(彼の上に平安あれ)へ贈り物を送った物語 35 対句
- 023 بخش ۲۳ - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سرهシャイフ・アブドゥッラー・アル=マグリービー(アッラーが彼の魂を清められたまえ)の奇跡と光 16 対句
- 024 بخش ۲۴ - بازگردانیدن سلیمان علیهالسلام رسولان بلقیس را به آن هدیهها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتابپرستیスライマーン(彼の上に平安あれ)がビルキースの使者たちを、持ってきた贈り物と共にビルキースの元へ送り返し、ビルキースに信仰と太陽崇拝の放棄を促したこと 11 対句
- 025 بخش ۲۵ - قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان砂金商人の物語。彼の天秤の分銅はシャンプー粘土であった。客は砂糖を量る際に、その粘土を密かに盗み食いした 28 対句
- 026 بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیهالسلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشانスライマーン(彼の上に平安あれ)が使者たちを慰め、もてなしたこと、そして彼らの心から不安と苦痛を取り除き、贈り物を受け取らなかった理由を説明したこと 25 対句
- 027 بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بیمشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوههای تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخあるダルヴィーシュが夢の中で多くのシャイフたちに出会い、生計を立てるために働くことなく、また礼拝を中断することなく、ハラールな糧を求めたこと。そして彼らが彼を導き、そのシャイフたちの助力によって、山の苦くて酸っぱい果物が彼にとって甘くなったこと 11 対句
- 028 بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او彼が「私が聖者たちの奇跡によって糧を得たのだから、この金をあの薪拾いに与えよう」と意図したこと、そしてその薪拾いが彼の心と意図に憤慨したこと 29 対句
- 029 بخش ۲۹ - تحریض سلیمان علیهالسلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمانスライマーン(彼の上に平安あれ)が使者たちに、ビルキースが信仰のために早く移住するよう促したこと 8 対句
- 030 بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسانイブラーヒーム・イブン・アドハム(アッラーが彼の魂を清められたまえ)がホラーサーンの王位を放棄し移住した理由 19 対句
- 031 بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد喉の渇いた男の物語。彼は溝の中の水を飲もうとクルミの木からクルミを落とし、クルミが落ちる音で水の音を聞き、その水の音に恍惚とした 36 対句
- 032 بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکنスライマーン(彼の上に平安あれ)がビルキースに「多神教に固執するな、遅延するな」と脅しを送ったこと 31 対句
- 033 بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیهالسلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نوراللهスライマーン(彼の上に平安あれ)が「私はあなたの信仰において、純粋に神の命令のために努力しているのであり、あなた自身、あなたの美しさ、あなたの王国において、何の私心も持っていない」と明らかにしたこと。神の光によって魂の目が開かれるとき、あなた自身がそれを見るであろう 17 対句
- 034 بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سرهイブラーヒーム・イブン・アドハム(アッラーが彼の魂を清められたまえ)の物語の続き 16 対句
- 035 بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ اوサバの民の物語の続き、そしてスライマーン(彼の上に平安あれ)がビルキースの家族を、それぞれの能力と宗教的・精神的な問題に応じて忠告し導いたこと。そして、それぞれの種類の鳥の心を持つものを、その種類の鳥の鳴き声と餌で捕まえたこと 14 対句
- 036 بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تختビルキースが王国から解放され、信仰への熱望で酔いしれたこと、そして移住の際に王国のすべて、ただし玉座を除いて、彼女の関心が失われたこと 44 対句
- 037 بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سباスライマーン(彼の上に平安あれ)がビルキースの玉座をサバから運ばせるための工夫 12 対句
- 038 بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیهالسلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلیالله علیه و سلم乳離れの後、ハリーマがムスタファー(彼の上に平安あれ)を失ったときに偶像に助けを求めた物語。偶像が震え、ひれ伏し、ムスタファー(彼の上に平安あれ)の偉大さを証言したこと 21 対句
- 039 بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتانハリーマに偶像に助けを求めるよう促した老アラブ人の物語 47 対句
- 040 بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیهالسلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیهالسلامムスタファーの祖父アブドゥルムッタリブが、ハリーマがムハンマド(彼の上に平安あれ)を失ったことを知り、町の周りを捜し、カーバ神殿の扉で神に祈り、ムハンマド(彼の上に平安あれ)を見つけたこと 50 対句
- 041 بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیهالسلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتنアブドゥルムッタリブがムハンマド(彼の上に平安あれ)の居場所を尋ねたこと、「どこで彼を見つけられるのか」と。そしてカーバ神殿の内側から答えが来て、居場所を見つけたこと 8 対句
- 042 بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس راビルキースに対する慈悲深い招待の物語の続き 4 対句
- 043 بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس ویاند و نعرهزنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ人間が世俗に満足し、世俗を貪欲に求め、霊的な富から注意をそらすことのたとえ。そして、同類である霊的な存在たちが「ああ、私の民が知っていればよかったのに!」と叫ぶこと 68 対句
- 044 بخش ۴۴ - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیهالسلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکاراスライマーン(彼の上に平安あれ)が、神の御心と知恵のために、天使、悪魔、ジン、そして人間たちの助けを借りて、エルサレムのモスクを建設し続けたこと 43 対句
- 045 بخش ۴۵ - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام詩人と、王が報奨を与え、アブルハサンという名の宰相がそれを倍増させた物語 10 対句
- 046 بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم数年後、詩人が同じ報奨を期待して戻ってきたこと。王はいつものように千ディナールを命じたが、新しい宰相ハサンという名の男が王に「これはあまりに多いです。我々には多くの出費があり、国庫は空です。私が彼をその十分の一で満足させます」と言ったこと 74 対句
- 047 بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعونこの卑劣な宰相が王の寛大さを損なったことは、ファラオの宰相ハーマーンがファラオの能力を損なったことに似ていること 23 対句
- 048 بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیهالسلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیهالسلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن悪魔がスライマーン(彼の上に平安あれ)の地位に座り、スライマーン(彼の上に平安あれ)の行為を模倣したこと、そして両方のスライマーンと悪魔の間の明白な違い。悪魔は自分をダーウードの子スライマーンと名乗った 24 対句
- 049 بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجدスライマーン(彼の上に平安あれ)が建設完了後、毎日エルサレムのモスクに入り、礼拝と瞑想する者たちを導いたこと、そしてモスクの中に薬草が自生したこと 14 対句
- 050 بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بودカービルが、まだ世に墓掘りの知識や墓が存在しないうちに、カラスから墓掘りの技術を学んだこと 57 対句
- 051 بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالیバラ園の真ん中で膝を抱えて瞑想していたスーフィーの物語。友人たちが彼に「頭を上げて、バラ園、香りの良い草、鳥、そしてアッラーの慈悲の徴を楽しんでください」と言ったこと 15 対句
- 052 بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفتエルサレムのモスクの隅にイナゴマメの木が生えたこと、そしてそれがスライマーン(彼の上に平安あれ)に話しかけ、その性質と名前を告げたときに、彼が悲しんだこと 62 対句
- 053 بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن悪しき本性の者が知識、富、地位を得ることは、彼にとって恥辱であり、強盗の手に落ちた剣のようなものであることの説明 17 対句
- 054 بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل「衣をまとう者よ」という聖句の解釈 37 対句
- 055 بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته میآید「返事をしないことが返事である」という言葉、そして「愚か者への返事は沈黙である」という言葉の説明。これら二つの言葉はこの物語の中で説明される 7 対句
- 056 بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم預言者ムスタファー(彼の上に平安あれ)のこのハディースの解釈。「アッラーは天使を創造し、彼らに知性を授けた。そして動物を創造し、彼らに欲望を授けた。そして人間を創造し、彼らに知性と欲望を授けた。知性が欲望に勝る者は天使よりも高く、欲望が知性に勝る者は動物よりも低い」 30 対句
- 057 بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا「しかし、その心に病のある者たちは、さらに不浄を増した」という聖句と、「それによって多くの者を迷わせ、多くの者を導く」という聖句の解釈 6 対句
- 058 بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان理性と自我の争いは、あたかもマジュヌーンとラクダの争いのようである。マジュヌーンは自由な女性を慕い、ラクダは子へと戻りたがる。マジュヌーンが「私のラクダの欲望は私の後ろに、私の欲望は私の前に。私と彼女は互いに異なる」と言ったように 29 対句
- 059 بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاهその奴隷が賃金の減額を訴える物語を王に書いたこと 16 対句
- 060 بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر大きなターバンを巻いた法学者の物語と、そのターバンを奪った者が「何を取っていくのか見てから持っていけ」と叫んだこと 14 対句
- 061 بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بیوفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو世俗が世俗の民に、その現状の言葉で忠告し、自分への忠実を期待する者たちに、その無常さを示したこと 49 対句
- 062 بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعاماللهグノーシス主義者には神の光からの食物があることの表明。「私は主の元で夜を過ごし、主が私に食べさせ、飲ませる」という言葉と、「飢えは神の食物であり、それによって真実な者たちの肉体を生き返らせる」という言葉、すなわち飢えにおいて神の食物が到達する 29 対句
- 063 بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلی「モーセは心の中で恐れを感じた。我々は言った、恐れるな、あなたが優勢である」という聖句の解釈 25 対句
- 064 بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت主張者をその主張から叱責し、追従するよう命じたこと 22 対句
- 065 بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجریその奴隷が賃金を求める手紙を書き続けたこと 22 対句
- 066 بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ名誉のために賛美する者を褒めたたえたが、彼の内なる悲しみと苦しみの匂い、そして彼の外見のぼろを着た様子が、その賛美が虚偽であり偽りであることを示していた物語 55 対句
- 067 بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق神聖な医師たちが、ムリーディー(求道者)と異邦人の顔、話し方、目の色、そしてこれらすべてがなくとも心の道から、信仰と心の病を理解すること。「彼らは心の探偵であるから、誠実さをもって彼らと接しなさい」 8 対句
- 068 بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصدアブー・ヤズィードが、アブル・ハサン・ハルカーニー(アッラーが両者の魂を清められたまえ)の誕生を何年も前に予告し、彼の容姿と性格を一つ一つ示したこと、そして年代記作家たちがそれを記録として書き留めたこと 32 対句
- 069 بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن預言者(彼の上にアッラーの平安と祝福あれ)の言葉「私はヤマンの方角からアッラーの慈悲の息吹を感じる」 22 対句
- 070 بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام اللهスーフィーの魂と心の食物である神の食物の減損 35 対句
- 071 بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاهその奴隷が王からの手紙の返事を受け取らなかったことに憤慨したこと 6 対句
- 072 بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت اوスライマーン(彼の上に平安あれ)の過ちのために、風が彼に不吉に吹いたこと 28 対句
- 073 بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال اوシャイフ・アブル・ハサン(アッラーが彼を喜ばれたまえ)が、アブー・ヤズィードの予告と、彼の存在と状態について聞いたこと 10 対句
- 074 بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافتその奴隷が、最初の書簡の返事を受け取らなかったため、王に別の書簡を書いたこと 34 対句
- 075 بخش ۷۵ - قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم誰かが誰かに相談したところ、彼は「他の人に相談しなさい。私はあなたの敵だから」と言った物語 23 対句
- 076 بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند預言者(彼の上に平安あれ)が、年長者や経験豊富な戦士たちがいる遠征隊の指揮官に若いフザイル人を任命したこと 38 対句
- 077 بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی預言者(彼の上に平安あれ)に対し、そのフザイル人を指揮官に任命したことについて反対者が異議を唱えたこと 51 対句
- 078 بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را預言者ムスタファー(彼の上に平安あれ)が異議を唱える者に答えたこと 21 対句
- 079 بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیانアブー・ヤズィード(アッラーが彼の秘密を清められたまえ)が「聖なるかな、我が境遇のなんと偉大なことか」と言ったこと、そして弟子たちの異議と、彼らへの返答。それは言葉ではなく、視覚によるものであった 52 対句
- 080 بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلامその多弁な者が預言者(彼の上に平安あれ)の前で雄弁で多弁であった理由の表明 5 対句
- 081 بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان預言者(彼の上に平安あれ)が、なぜそのフザイル人を年長者や経験豊富な者たちよりも指揮官として選び、優遇したかの理由の表明 29 対句
- 082 بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی完璧な賢者と半賢者、完璧な男と半男のしるし、そして不幸で傲慢で無価値な者のしるし 14 対句
- 083 بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سهあの池と漁師たち、そして三匹の魚の物語。一匹は賢く、一匹は半賢く、もう一匹は傲慢で愚かで無価値であった。そして三匹の結末 11 対句
- 084 بخش ۸۴ - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را清める者が清めの言葉を唱えることの秘密 8 対句
- 085 بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا میگفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق میگفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشتある人が排泄の時に「アッラーよ、私に天国の香りを嗅がせてください」と言ったこと。それは排泄の言葉である「アッラーよ、私を悔い改める者たちの一人とし、私を清める者たちの一人としてください」の代わりであった。そして排泄の言葉を鼻をかむ時に言った。ある尊い人がこれを聞いて我慢できなかった 24 対句
- 086 بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی捕らえられた鳥が、過去を悔やむな、今を考えろ、後悔に時間を費やすなと遺言した話 21 対句
- 087 بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن半ば賢い魚が策を講じ、死んだふりをした話 21 対句
- 088 بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد愚か者が困難な状況で約束や後悔をしても無意味であることの表明。偽りの夜明けの誓いは守られない 14 対句
- 089 بخش ۸۹ - در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزهٔ اوست بدو ماند و او نیست و قصهٔ مجاوبات موسی علیهالسلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بود迷妄が理性の偽物であり、その対立物であることの表明。そして理性を持つモーセが迷妄を持つファラオと問答した話 40 対句
- 090 بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بیمرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ建設が破壊の中にあり、集合が分散の中にあり、完全が破損の中にあり、望みが望まない中にあり、存在が非存在の中にあることの表明。そしてその他の対立物と対も同様である 43 対句
- 091 بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بیخبرست چنانک هر پیشهور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشهورست و بیخبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بیخبری نمیخواهیم درین مقام人間の各知覚には、他の知覚が知りえない別の知覚対象があることの表明。あたかも各職人の仕事は他の職人にとっては異国の技術であり、その無知は知覚対象が存在しないことを意味しないように。たとえ現状の判断ではそれを否定するとしても、ここではその否定は単なる無知を意味する 57 対句
- 092 بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آوردこの世の人々があの世の人々に攻撃を仕掛け、存在の境界であるシノア・ザル・ワ・ナスルまで突撃すること、そして戦士が戦場に行かなければ異教徒が攻めてくるという待ち伏せから彼らが油断していること 28 対句
- 093 بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی همچون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال人間の土の肉体は良質な鉄のように鏡となる資質を持ち、この世において天国、地獄、審判などを見ることができることの表明。それは想像ではなく、はっきりと見ることである 18 対句
- 094 بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان بردモーセ(彼に平安あれ)がファラオにその秘密や出来事を未来の出来事として語り、彼が神の知識を信じるか、少なくともそのように疑うこと 16 対句
- 095 بخش ۹۵ - بیان آنک در توبه بازست悔い改めの門は開かれていることの表明 6 対句
- 096 بخش ۹۶ - گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستانモーセ(彼に平安あれ)がファラオに、私の一つの忠告を受け入れれば四つの美徳を得られると告げたこと 19 対句
- 097 بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعونモーセ(彼に平安あれ)がファラオの信仰の報酬としての四つの美徳を説明したこと 12 対句
- 098 بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ「私は隠された宝であった。故に知られることを望んだ」の解釈 22 対句
- 099 بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست人間が自らの機知と性質の想像に驕り、預言者の知識である隠された知識を求めないこと 15 対句
- 100 بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسولهこのハディースの表明「人々に彼らの理性の程度に応じて語りかけよ。あなた方の理性の程度に応じて語りかけてはならない。彼らが神と使徒を偽りであるとしないように」 8 対句
- 101 بخش ۱۰۱ - قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنة彼(預言者)の言葉「私にサファル月の終わりを告げた者には、私は楽園を告げるだろう」 12 対句
- 102 بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلامファラオがアシアにモーセ(彼に平安あれ)への信仰について相談したこと 31 対句
- 103 بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن王と老婆の再びの物語 29 対句
- 104 بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جستある女性の子供が雨樋の縁を滑り落ちそうになり、アリー(彼に神の顔の栄光あれ)に助けを求めた話 65 対句
- 105 بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیهالسلامファラオが宰相ハーマンにモーセ(彼に平安あれ)への信仰について相談したこと 14 対句
- 106 بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنةハーマン(彼に呪いあれ)の言葉を非難すること 37 対句
- 107 بخش ۱۰۷ - نومید شدن موسی علیهالسلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعونハーマンの言葉がファラオの心に影響を与え、モーセ(彼に平安あれ)がファラオの信仰を絶望したこと 5 対句
- 108 بخش ۱۰۸ - منازعت امیران عرب با مصطفی علیهالسلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیهالسلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفینアラブの首長たちがムスタファ(彼に平安あれ)と争い、王国を我々と分け合って争いをなくせと主張したこと、そしてムスタファ(彼に平安あれ)が、私はこの統治において命じられていると答えたこと、双方の議論 32 対句
- 109 بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست神の力を知る者は、天国と地獄がどこにあるかを問わないことの表明 22 対句
- 110 بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید無神論者であり、世界を永遠だと主張する者への返答 48 対句
- 111 بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن راこの聖句の解釈「我々は天地とその間にあるものを、真理をもってのみ創造した」。すなわち、あなた方が見ているもののために創造したのではなく、あなた方が見ない永続する意味と知恵のために創造したのである 40 対句
- 112 بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم神がモーセ(彼に平安あれ)に「おおモーセよ、私、創造主はあなたを愛している」と啓示したこと 12 対句
- 113 بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی王が廷臣に怒り、仲介者がその怒りを買った者を執り成し、王に願い出たところ、王はその執り成しを受け入れた。しかし廷臣はこの仲介者に対して、なぜ執り成しをしたのかと怒ったこと 41 対句
- 114 بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلاアブラハム(彼ら両者に平安あれ)がガブリエルに「何か用があるか」と尋ねられたとき、「あなたにはない」と答えたこと 27 対句
- 115 بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیهالسلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدنモーセ(彼に平安あれ)が主に向かって「あなたは人々を創造し、滅ぼした」と問いただし、返答があったこと 29 対句
- 116 بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست動物の魂、部分的な理性、迷妄、想像は、バターミルクのようなものであること、そしてこのバターミルクの中に隠された油のように、永続する魂が隠されていることの表明 21 対句
- 117 بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنیこの意味に関するもう一つの例 34 対句
- 118 بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید王子が真の王権を得た話。「その日、人は兄弟、母、父から逃げ出す」。それは彼の現在の富となった。この土の山のような王権は、子供っぽい人々が城と呼ぶものである。その子供は土の山に乗り上げ、私の城は生きていると自慢する。他の子供たちは彼を羨む。なぜなら「土は子供たちの春だから」である。その王子は様々な色の束縛から解放され、言った。「私はこれらの色とりどりの土を、卑しい土と呼ぶ。金や絹、織物とは呼ばない。私はこの織物から解き放たれ、脇に退いた」。そして「我々は彼に幼い頃から知恵を与えた」。神の導きには年月の経過は必要ない。「あれ」と言えば「なる」という力において、誰も適格性について語らない 28 対句
- 119 بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل王が子孫の途絶を恐れて、息子に花嫁を連れてきたこと 16 対句
- 120 بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش王が息子のため、貧しい修行者の娘を選び、宮廷の人々が異議を唱え、貧しい者との縁組を恥じたこと 31 対句
- 121 بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلیカーブルの魔術から王子を救うための王の祈りが聞き届けられたこと 29 対句
- 122 بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شهزاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمیبچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده王子は人間の子供であり、神の代理人であることの表明。彼の父アダム(彼に平和あれ)は神の代理人であり、天使に跪かれた者である。そしてカーブルの老婆は、魔術によって人間の子供を父から引き離す世俗の象徴である。そして預言者たちと聖者たちは、その対処する医者である 53 対句
- 123 بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیستある修行者が飢饉の年に、貧乏と多くの目撃者にもかかわらず、喜び笑っていた話。人々は飢えで死にかけていたので、彼に「これは悲しみの時なのに、なぜ喜んでいるのか」と尋ねた。彼は「私は重荷を負っていない」と答えた 17 対句
- 124 بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل بهکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان世界の全体が普遍的理性の形であることの表明。普遍的理性に対して不正を働けば、世界の形があなたに悲しみを与えるだろう。たいていの場合、父親に対して悪事を働けば、父親の形があなたに悲しみを与え、以前は目の光であり心の安らぎであったとしても、その顔を見ることはできない 12 対句
- 125 بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیستウゼイル(彼に平安あれ)の子供たちが父の様子を尋ね、父が「来ているのが見えた」と答えた話。そのうちの何人かは父を認識して意識を失ったが、他の者たちは認識せず、「この意識を失うとは、彼が与えた良い知らせは何だったのだろう」と言った 29 対句
- 126 بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرةこのハディースの解釈「私は毎日七十回、アッラーに赦しを乞う」 11 対句
- 127 بخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست部分的な理性は墓までしか見ることができず、残りのことについては聖者や預言者の模倣者であることの表明 37 対句
- 128 بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش「信仰する者たちよ、アッラーとその使徒の前に進んではならない」。預言者でないなら共同体の一員であれ。王でないなら臣下であれ。黙っていろ。自分から苦労や意見を作り出すな 29 対句
- 129 بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او راラバがラクダに、私は道でよく転ぶのに、お前はあまり転ばないのはなぜかと不平を言ったこと、そしてラクダがそれに答えたこと 30 対句
- 130 بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانهラバがラクダの答えを認め、自らより優れたラクダの卓越性を認め、誠実に助けと庇護を求め、ラクダが父親のように、王のように、彼を慰め、道を示し、助けたこと 24 対句
- 131 بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر میکنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر میکنیم خون صاف استコプト人がイスラエル人に懇願したこと。「私のためになら、ナイル川から一杯の水を汲んで私の唇に当ててくれ。友情と兄弟愛にかけて。なぜなら、あなたがたイスラエル人が自分のために汲む水は澄んでいるのに、我々コプト人が汲む水は澄んだ血だからだ」 63 対句
- 132 بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمینコプト人がイスラエル人に善と導きの祈りを求めたこと、そしてイスラエル人がコプト人のために善を祈り、最も寛大な者、最も慈悲深い者によってそれが聞き届けられたこと 50 対句
- 133 بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقتある不貞の女が夫に言った話。「その幻影はナシの木の上から見えているようだ。そんなものが人の目には見える。そのナシの木から降りてこい、そうすればその幻影は消えるだろう」。もし誰かが、その男が見ていたものは幻影ではなかったと言ったとしても、これは例え話であり、比喩ではない。例え話においては、ナシの木の上に登らなければ決してそれらを見ることはなかった、それが幻影であろうと現実であろうと、この程度で十分である 31 対句
- 134 بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلامモーセ(彼に平安あれ)の物語の続き 62 対句
- 135 بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا人間の創造の初期からの段階と宿命 31 対句
- 136 بخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند地獄の創造物は飢えている者たちであり、私たちに糧を与え、すぐに食料を送ってください、私たちにはもう我慢できませんと神に嘆願していることの表明 43 対句
- 137 بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسانتر بود بگویズー・アル=カルナインがカフ山に行き、「おおカフ山よ、神の偉大さの性質について語ってくれ」と頼んだところ、カフ山は「彼の偉大さの性質は言葉では表現できない。理解はそれらの前に滅びる」と答えたこと、そしてズー・アル=カルナインが、あなたが心に抱き、あなたにとって語りやすい彼の創造物について語ってくれと懇願したこと 10 対句
- 138 بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ میرفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان میبینم موری دگر کی از هر دو چشم روشنتر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخرهアリが紙の上を歩いていて、ペンが書いているのを見て、ペンを褒め始めた。別の、より目の良いアリが、「指を褒めろ、私はその技術が指から来ているのを見る」と言った。さらに別の、両目よりもはっきり見えるアリが、「私は腕を褒める、なぜなら指は腕の支流だからだ」と言った。以下同文 34 対句
- 139 بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعشガブリエル(彼に平安あれ)がムスタファ(彼と彼の家族に神の祈りと平安あれ)に自身の姿を見せたこと。七百枚の翼のうち一枚だけが現れたとき、地平線は覆われ、太陽はすべての光を遮られた 100 対句