読む 巻 4 あるユダヤ人がアリー(アッラーが彼の顔を尊くしたまえ)に、「もしあなたが神の守護を信頼しているなら、この宮殿の頂上から身を投げなさい」と言ったこと、そしてアミール・アル=ムウミニーン(信徒たちの長)が彼に答えたこと 対句 372

M4:372 — شیخ را که پیشوا و رهبرست / گر مریدی امتحان کرد او خرست

شیخ را که پیشوا و رهبرستگر مریدی امتحان کرد او خرست
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M4:372

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 18 — [36:40:00] سرچشمه عشق از جانب معشوق است

نمی‌گه چون گرفتی پیر. می‌گه چون رفتی پیش پیر و او رو انتخاب کردی. نه، چون او اومد تو رو انتخاب کرد. آنگاه چی؟ تسلیم شو. همچو موسی زیر حکم خضر رو. گرچه کشتی را، طفلی را کشد، تو دم مزن. گرچه کشتی بشکند، تو مو مکن. چون شکسته‌بند باشد دست او، پس رفو باشد یقین اشگسته او. اونجا هم که رفتی، دیگه باید تسلیم بشی دیگه. در همون تسلیم‌های عارفانه و صوفیانه.

بنابراین مریدان حق ندارند پیران رو امتحان کنند. یعنی وقتی که اومد و دستشون رو گرفت و او رو در سلک ارادت خودش کشید، دیگه از اون به بعد تسلیم آغاز می‌شود.


جلسهٔ 18 — [39:09:00] امتحان کردن خدا و پیر در نگاه مولانا

که خب می‌دونم در دل شما چه می‌گذرد ولی به هر حال در وقت خودش باید در اون زمینه هم صحبت بکنیم که آیا پیر رو می‌شه امتحان کرد یا نمی‌شه کرد؟ آیا خدا رو می‌شه امتحان کرد یا نمی‌شه امتحان کرد؟ مولانا قصه‌ای رو داره و این در روایات هم هست که یه وقتی یه کسی اومد پیش امیرالمؤمنین، گفت: «آقا، مگه شما نمی‌گی که هرچی تقدیر آدمی باشه رخ می‌ده؟» گفت که: «بله.» گفت: «خب شما برو الان خودتو از بالای اون تپه بنداز پایین. اگه تقدیر شما باشه که بمیری، می‌میری، اگر هم نه، نمی‌میری.» در روایات هست که ایشون به اون شخص گفت که ما حق نداریم خدا رو امتحان بکنیم. این روایت در همین جا خاتمه پیدا می‌کنه. مولانا شبیه همین رو در همون جایی که می‌گه:

همونجا همین تقریباً همین رو نقل می‌کنه، منتها جور دیگری جواب این مطلب رو می‌ده. می‌گوید که:

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.