読む› 巻 5› ジャブリ派への反論と自由意志の証明、そして命令と禁止の正当性に関する物語。そして、ジャブリ派の言い訳はどの宗派でも、どの宗教でも受け入れられず、犯した行為の報いから解放される理由にはならないことの表明。イブリスが「あなたが私を惑わせたからだ」と言ったにもかかわらず解放されなかったように。そして少数の例が多数を示す。› 対句 3077
M5:3077 — گفت آخر از خدا شرمی بدار / میکشی این بیگنه را زار زار
M5:3077
意味 · به زبانِ تو — あなたの言語 · AI
دزدی که به جبرگرایی پناه برده بود، وقتی در مقابل استدلال عملی صاحب باغ قرار گرفت و کتک خورد، به زبان آمد و از او خواست که از خدا شرم کند و به یک «بیگناه» رحم کند.
این بیت نقطهٔ عطف داستان و اوج طنز مولاناست. مردی که تا لحظهای پیش، دزدی خود را با استناد به «جبر الهی» توجیه میکرد و میگفت «بندهٔ خدا از باغ خدا میوه میخورد»، حالا که با همان منطق مجازات میشود، ناگهان مفهوم «گناه» و «بیگناهی» را به یاد میآورد.
فریاد او که «این بیگنه را میکشی» نشان میدهد که انسان در هنگام رنج و سختی، ذاتاً به اختیار و مسئولیتپذیری خود پناه میبرد. او دیگر نمیگوید «این بندهٔ خدا دارد از چوب خدا کتک میخورد»، بلکه خود را «بیگنه» میخواند و عمل باغبان را یک «کشتن» ظالمانه میداند. این تناقض آشکار، استدلال جبریون را در عمل باطل میکند. مولانا نشان میدهد که اعتقاد به جبر اغلب یک بهانهٔ راحتطلبانه برای توجیه اعمال خودخواهانه است، اما در مواجهه با پیامدهای ناخوشایند آن، هیچکس حاضر به پذیرش واقعی آن نیست و فوراً به منطق اختیار و عدالت بازمیگردد.
- زار زار
- با گریه و نالهٔ بسیار، با حالت ترحمانگیز و رقتبار
- شرمی بدار
- شرم کن، حیا کن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.