読む 巻 6 その男がエジプトに到着し、夜中に夜警と物乞いのために街に出たこと。そして巡回警官に捕らえられ、多くの打撃を受けた後に巡回警官から目的を達成したこと。「しかし、あなた方は何かを嫌うかもしれないが、それはあなた方にとって良いことである」という御言葉と、至高なる御方の御言葉「神は困難の後に安らぎを与えられるであろう」と、預言者(彼に平安あれ)の御言葉「厳しくなれ、締め付けよ、そうすれば開かれるだろう」と、そしてこのことを確立するすべてのクルアーンと啓示された書物 対句 4263

M6:4263 — نعره و فریاد زان درویش خاست / که مزن تا من بگویم حال راست

نعره و فریاد زان درویش خاستکه مزن تا من بگویم حال راست
✦ このベイトを日本語でレンダリング

M6:4263

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 彼のマスナヴィに関する講演の録音から

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن درویشِ کتک‌خورده فریاد و شیون سر داد که «نزنید، بگذارید حال راستین خود را بازگویم.» معنا: بیت حکایت از آن دارد که درویشی گرفتار آمده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و از ضارب خود می‌خواهد که دست نگه دارد تا واقعیت حال خود را بیان کند.

شرح

این بیت، از قصه‌ی آن درویش بغدادی که به دنبال گنج در سفر بود و در نیمه‌شب گرفتار عسس شد، نقطه‌ی عطف ماجراست. عسس، بر اساس حکم خلیفه که دستور داده بود هر کس را شب‌هنگام در کوی و برزن دیدند بی‌محابا دستگیر کنند، این درویش را به اتهام دزدی می‌زند. فریاد درویش، نه فریاد گناهکاری، بلکه درخواست فرصتی برای بیان «حال راست» خود است.

من همیشه بر این تأکید داشته‌ام که در مواجهه با امور، به ویژه در کشف حقیقت، باید از قضاوت‌های شتابزده و ظاهربینانه حذر کرد. این عسس، بر اساس «صفرا» و خشمی که از شیوع دزدان داشت و نیز به حکم عام حکومتی (که «رنج عام» را بر «رنج خاص» مقدم می‌دانست، چنان که امام علی هم به مالک اشتر می‌گوید)، به درویش می‌تازد. اما درویش، فریاد «مزَن» سر می‌دهد تا فرصتی برای بیان آن «حال راست» پیدا کند که از هر ظاهری عمیق‌تر و حقیقی‌تر است.

مولانا اینجا به‌ زیبایی، تمایز میان «ظاهر» و «باطن»، و «حکم عمومی» و «حقیقت فردی» را به تصویر می‌کشد. عسس، در آن «شب‌های مخوف و منتحس» که دزدان «پخته و خام‌دزد» فراوان بودند، نماینده‌ی قانونی است که بر اساس کلیات حکم می‌راند. اما درویش، می‌خواهد خود را از این کلیت جدا کرده و «خود» را توضیح دهد. این همان چیزی است که مولانا در جای دیگری می‌گوید: «هر کسی از ظن خود شد یار من / وز درون من نجست اسرار من». درویش از عسس می‌خواهد که از ظن خود دست بردارد و به او اجازه دهد اسرارش را بازگوید.

همانطور که در روایات آمده: «اَلْکِذبُ رِیبَةٌ وَالصِّدْقُ طُمَأنِینَةٌ». دروغ، شک و بددلی می‌آورد، اما راست، آرامش و طمأنینه می‌بخشد. همین اصل در اینجا نیز جاری می‌شود. درویش پس از قسم‌های بسیار، قصه خود را با صدق بازمی‌گوید، و مولانا تأکید می‌کند که «بوی صدقش آمد از سوگند او / سوز او پیدا شد و اسپند او». این «بوی صدق»، این «سوز دل»، آنچنان مؤثر می‌افتد که «دل آن کس [عسس] بشکفت» و آرام گرفت و حتی «چشم شد چشم عسس ز اشک مُبل». اشک عسس، نشانه‌ی گشودگی و پذیرش است؛ چشم او از «گفته خشک» رها شده و از «بوی دل» درویش تر می‌شود.

این نکته‌ی بسیار کلیدی است که سخن راست و برخاسته از عمق جان، می‌تواند دل‌ها را نرم و چشم‌ها را تر کند. مولانا در اینجا در مورد «سخن از دوزخ» و «سخن از شهر جان» تمایز می‌نهد. سخن درویش، بی‌گمان از «شهر جان» برمی‌خیزد. او در این داستان، مانند یک «بازرگان» مجرب در «یپنلو»ی جهان است، که توانسته «کالای پرسود مستشرف» (سخن راستش) را در برابر «کالای معیوب قلب» (اتهام دزدی) نمایان سازد و دل عسس را از «عما» به «دارالرباح» (خانه‌ی سود و بصیرت) رهنمون شود. در نهایت، این بیت دعوتی است به فراتر رفتن از ظواهر و گوش سپردن به حقیقت درونی افراد، به ویژه آنان که در تنگنای قضاوت‌های بیرونی گرفتار آمده‌اند.

نکات کلیدی

  • اهمیت گوش سپردن به «حال راست» افراد، فراتر از ظواهر و قضاوت‌های شتابزده.
  • صدق و راستی در گفتار، حتی در سخت‌ترین شرایط، قدرت گشودن دل‌ها و تغییر دیدگاه‌ها را دارد.
  • سخن برخاسته از عمق جان و نیت پاک (بوی صدق)، می‌تواند خشک‌ترین قلب‌ها را نرم و چشم‌ها را گریان کند.
  • مولانا به ما می‌آموزد که همواره تمایزی قائل شویم میان حکم‌های عمومی و حقیقت فردی، و از نگاه یکسان به همه پرهیز کنیم.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25 d6-s95 · 02:00:15 d6-s95 · 02:01:30 d6-s95 · 02:04:00

به زبانِ تو — あなたの言語 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.