シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1004 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۰۴

  1. بر غم او ریخت می دلگشا صورت اقبال بدو رو نمود

G1004:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دوش دل عربده گر با کی بود·مشت کی کردست دو چشمش کبود
  2. 2 آن دل پرخواره ز عشق شراب·هفت قدح از دگران برفزود
  3. 3 مست شد و بر سر کوی اوفتاد·دست زنان ناگه خوابش ربود
  4. 4 آن عسسی رفت قبایش ببرد·وان دگری شد کمرش را گشود
  5. 5 آمد چنگی بنوازید تار·جست ز خواب آن دل بی‌تار و پود
  6. 6 دید قبا رفته خمارش نماند·دید زیان کم شد سودای سود
  7. 7 دیدش ساقی که در آتش فتاد·جام گرفت و سوی او شد چو دود
  8. 8 بر غم او ریخت می دلگشا·صورت اقبال بدو رو نمود
  9. 9 بخت بقا یافت قبا گو برو·ذوق فنا دید چه جوید وجود
  10. 10 عالم ویرانه به جغدان حلال·باد دو صد شنبه از آن جهود
  11. 11 ما چو خرابیم و خراباتییم·خیز قدح پر کن و پیش آر زود
  12. 12 این قدح از لطف نیاید به چشم·جسم نداند می جان آزمود
  13. 13 زان سوی گوش آمد این طبل عید·در دلش آتش بزن افغان عود
  14. 14 بس کن و اندر تتق عشق رو·دلبر خوبست و هزاران حسود

ganjoor: sh1004 · public domain