シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 1006 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۰۰۶

  1. باد تکبر اگرم در سرست هم ز دم اوست که در من دمید

G1006:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عشق مرا بر همگان برگزید·آمد و مستانه رخم را گزید
  2. 2 شکر کز آن کان زر جعفری·روی مرا نادره گازی رسید
  3. 3 باد تکبر اگرم در سرست·هم ز دم اوست که در من دمید
  4. 4 کرد مرا خشم مه و بر رخم·گنبد نیلی سره نیلی کشید
  5. 5 باده فراوان و یکی جام نی·بوسه پیاپی شد و لب ناپدید
  6. 6 ای شب کفر از مه تو روز دین·گشته یزید از دم تو بایزید
  7. 7 گو سگ نفس این همه عالم بگیر·کی شود از سگ لب دریا پلید
  8. 8 قفل خداییش بسی خون که ریخت·خونش بریزیم چو آمد کلید
  9. 9 جان به سعادت بکشد نفس را·تا به هم افتند سعید و شهید
  10. 10 هیچ شکاری نرهد زان صیاد·کو ز سگی‌های سگ تن رهید
  11. 11 ای خرف پیر جوان شو ز سر·تازه شد از یار هزاران قدید
  12. 12 وی بدن مرده برون آ ز گور·صور دمیدند ز عرش مجید
  13. 13 خامش و بشنو دهل خامشان·ایدک الله به عیش جدید

ganjoor: sh1006 · public domain